close
مجتمع فنی تهران
مدارس علمیه و تاریخی اصفهان

کشکول عناوین مذهبي ، فرهنگي وسیاسی
محسن سیلانی
قالب وبلاگ
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
دوستان سایت

خوش آمدید

نظر سنجی
آیا مطالب سایت مفید است؟




لینک دوستان
جستجو

پيوندهای روزانه
حدیث (136)

شرحی بر مدارس علمیه و تاریخی اصفهان


 

 

 

 

 

 

 




 




مدارس تاریخی اصفهان

پيش از ظهور دين مبين اسلام، بنابر مطالب مندرج در كتب تاريخي، مكتب‌خانه‌ها و نهادهاي

آموزشي جاي گرفته در كالبد آتشكده‌ها، نيازهاي آموزشي مردمان آن عصر را فراهم

مي‌ساخت. با پذيرش ديانت اسلام، در بسياري از سرزمين‌هاي تسخير شده توسط

سپاهيان اسلام، مساجد، علاوه بر جنبه‌ي مذهبي، واجد جنبه‌ي آموزشي نيز گرديد

و جلوه‌گاه رابطه‌ي متقابل علم و دين در تمدن اسلامي شد؛ جايگاهي كه در خلال

قرون متمادي، با وجود فراز و نشيب‌هاي بسيار، در دوران استيلاي صفويان بر ايران

به اوج خود دست يازيد. به گونه‌اي كه در آن عصر، پايتخت ايران زمين يعني

شهر اصفهان ملقب به «دارالعلم شرق» گشت. با اين وجود، متاسفانه در پي حمله‌ي

افاغنه و تسلط صد ساله‌ي آن‌ها بر اين بلاد، اين شكوه و رونق تعليم و تعلم از اين ديار

رخت بربست و سلاطين قاجار نيز به واسطه‌ي عواملي هم‌چون ضعف و بي‌لياقتي

سردمداران، نفوذ بسيار بيگانگان و ... قادر به برقراري وضعيت پيشين نگرديدند. علي‌

رغم تمامي مصائب و مشكلات فراوان در دوران قاجاريه، با همت بزرگ مرداني

هم چون ركن‌الملك، حاج محمد جعفر آباده‌اي و ... مدارس يا مسجد–مدرسه‌هاي

زيبايي در شهر اصفهان بنيان نهاده شد كه واجد گونه‌اي معماري ِ ستودني هستند؛

بناهايي هم‌چون مسجد – مدرسه‌ي ركن‌الملك ، مدرسه‌ي صدر بازار، مدرسه‌ي

صدر خواجو و ... كه در اين پژوهش برآنيم بدان بپردازيم. 




مدرسه چهارباغ :





درختان چنار کهنسال حیاط مدرسه چهارباغ اصفهان که قدمتی برابر خود مدرسه دارند و نهر آبى که از میان ایـن حیاط و درختان می‌گذرد در کنار زیبایى تزئینات نفیس این موزه کاشیکارى ایران افزوده و بنـاى مدرسه را بسـیار فرح بخش و روح افزا نموده است. هیچ یک از آثار موجود در اصفهان به اندازه مدرسه چهاربـاغ، از تنـوع طـرح و رنگ در کاشی برخوردار نیستند. مدرسه چهارباغ آخرین بناى باشکوه و پـر از ظرایف عهـد صـفویه در اصفهان است که براى تدریس و تعلیم طﻼب علوم دینى در دوره شاه سلطان حسین ساخته شده است و امروزه نیز به همین منظور مورد استفاده قرار می‌گیرد. مدرسه چهارباغ که به نام‌های دیگری مانند مدرسه مادرشاه و مدرسه ســلطانی نـیز شـناخته می‌شـود، در ضـلع شرقی خیابان چهارباغ شهر اصفهان واقع است. این بنای اعجاب آمیز تاریخی در سه دهه اخیر مدرسه علمیـه امـام صادق نام گرفت و همچون گذشته‌اش به آموزش طﻼب علوم دینی اختصاص پیدا کرد. علت نام گذاری مدرسه به نام مدرسه سلطانی این بوده است که در زمان شاه سلطان حسین ساخته شده و از طرف دیگـر بـه این علـت مدرسه چهارباغ نامیده می‌شود که در خیابان چهارباغ ساخته شده است.

در شمال مدرسه چهارباغ بازارچه‌ای زیبا و مرتفع وجود دارد که در عصر صـفویه بـه علت همیــن ارتفـاع زیـاد بازارچه بلند و به خاطر شکوه آن بازارچه شاهی نامیده می‌شده است. این بازارچه نمونه ارزنـده‌ای از بازارهـای عصر صفوی است که امروزه به نام بازار هنر خوانده می‌شود. در شـرق مدرسه چهاربـاغ نیز سرای فتحیه یـا کاروانسرای مادرشاه واقع شده که امروزه به نام مهمانسرای عباسی خوانده می‌شود. این کاروانسرا، مجلل تریـن اقامتگاه مسافرین طی سه قرن پیش بوده و از لحاظ سبک معمارى در بین هتل هاى دنیا در زمان حاضر نیز بى نظیر و منحصر به فرد است. از آنجایی که مادر شاه سلطان حسین صفوی سرای فتحیه و همچنیـن بازارچه بلنــد را وقف بر مدرسه کرده تا منافع آن به مصرف این واحد آموزشی و همچنین به دانش آموختگان و مدرسان آن برسد و هزینه‌های مدرسه از درآمد این موقوفات تامین شود، به این بنا مدرسه مادرشاه نیز می‌گویند. این دو اثر ارزشمند که از مادر پادشاه صفوی به عنوان پشتوانه‌ای برای نهاد آموزش مذکور باقی مانده‌اند، خود از جاذبه‌های تاریخی و هنری شهر اصفهان به حساب می‌آیند. مدرسه چهارباغ اصفهان و مسجد آن اواخر قرن یازدهم هجری در دوره شاه سلطان حسین صفوی سـاخته شـد کـه تاریخ شروع ساخت عمارت ۱۱۱۶ هجری قمری و سال اتمام آن ۱۱۲۶ هجری قمری بوده است.

دانشمند فقید عباس اقبال در مجله یادگار از نسخه عﻼمه فاضل آقای آقـا ســید شـهاب الـدین مرعشـی نجفی بزرگانی را که در روز افتتاح مدرسه چهارباغ حضور داشته‌اند به این شرح نام برده است:… و حضـار آن مجلـس از فضﻼء آقا جمال و آمیر محمد صالح شیخ اﻻسلام و ملا بهاء الدین مشهور به فاضل هندی و مﻼ محمـد جعفــر و ملا محمد هادی اوﻻد ملا محمدباقر خراسانی علیه الرحمه و ملا محمدرضا ولد ملا محمدباقر شیخ اﻻسلام و مـﻼ محمدحسین ولد شاه محمد تبریزی و شیخ زین الدین صاحب شرح لمعه و سایر اهل فضل و از نجبا و سادات میرزا باقر صدر خاصه و سادات سلسله خلیفه سلطان مرعشی و میرزا سید محمد قاضی نواده میرزا مهدی اعتماد الدوله و میرزا داوود متولی مشهد مقدس و از امراء محمد سلیم خان ایشیک آقاسی باشی دیوان و محمد زمان خـان قورچـی باشی و موسی خان تفنگ چی آقاسی و شاهوردی خان توپ چی باشی و میرزا ربیع مستوفی خاصه و سایر اربـاب مناصب و شاه قلی خان اعتماد الدوله چون صاحب فراش بود به عذر خواهی پنجاه خوان نقل فرستاده خود نیامد. تاریخ ساخت مدرسه و مراحل مختلف ساخت و زمان بندی آن را می‌توان با توجه به کتیبه‌های آن و تواریخ ذکر شده روی آن‌ها فهمید. از جملهای که بر کتیبه کاشی کاری سردر مدرسه به خط نستعلیق به رنگ سـفید بر زمینه ﻻجوردی کتابت شده، تاریخ ۱۱۱۲ را می‌توان دید. این کتیبه توسط عبدالرحیم جزایری خطاطی شـده اسـت. در وسط داﻻن مدرسه سنگاب نفیسی قرار دارد که آن نیز حامل تاریخی است و زمان ساخت خود را روشن مـی کند. بر این سنگاب صلوات بر چهارده معصوم و همچنین تاریخ ۱۱۱۰ هجری حجاری شده است. این سنگاب شـاهکار هنر سنگ تراشی و خوشنویسی است. از دیگر کتیبه‌های تاریخ دار که بر بدنه‌های مدرسه می‌توان یافت، کتیبه‌های اشعاری است که در اطراف سرسرای مدرسه به خط نستعلیق بسیار زیبا به رنگ سفید بر زمینه کاشی خشت ﻻجوردی نوشته شده و به خط محمدصـالح اصفهانی می‌باشد و نوشته شده به سال ۱۱۱۹ هجری است. دیگر کتیبه، کتیبه افقی داخل گنبد است. این کتیبه بـه خط عبدالرحیم جزایری است و تاریخ ۱۱۲۱ هجری را نشان مـی دهــد. سه محـراب شبسـتان مسقف مدرسه چهارباغ که در ضلع شرقی مدرسه واقع شده کتیبه‌هایی به خط محمـد مؤمن الحسـینی دارد که بـه ســال ۱۱۱۸ هجری کتابت شده‌اند.

کار‌شناسان میراث فرهنگی گنبد مسجد مدرسه چهارباغ اصـفهان را بعـد از گنبــد مسجد شیخ لطـف اﷲ ، از نظر کاشیکارى شگفت انگیز می‌دانند. این گنبد شامل انواع مختلف کاشیکاری ماننــد کاشی هاى هفـت رنگ، معـرق، گره سازى، پیلى و معقلى است. مرمت گنبد مدرسه چهارباغ سال‌ها پیش توسط اداره میراث فرهنگی شروع شده و هنوز به پایان نرسیده. اما با اعتباری که از محل اعتبار توسعه گردشگری استان اصفهان به این کار اختصاص داده شد و نیمی از آن از طریق سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری تأمین شد، مرمت گنبـد شتاب بیشـتری گرفتـه اســت. اعتبار ﻻزم در اختیار اداره اوقاف اصفهان قرار گرفته است و مجری انجام مرمت گنبد سازمان نوسـازی و بهسـازی شهرداری اصفهان می‌باشد. مدرسه چهارباغ طرحی چهار ایوانی دارد. ایوان‌ها و حجره‌های صحن چهار ایوانه مدرسه رو به باغی پردرخـت و مصفا قرار دارند که نهری از میان آن می‌گذرد. این نهر به نام فرشادی است که در اصفهان مادی فرشادی خوانده می‌شود. این مادی شعبه‌ای از زاینده رود است که در بخشی از مسیر خود از حیاط مدرسه چهارباغ عبور می‌کند و به آن طراوت و تازگی دو چندان می‌بخشد. صحن مدرسه چهارباغ نمونه کامل یک معماری درون گرا و بومی به شمار می‌رود. نمای خارجی عمارت شامل سردری رفیع، باشکوه و زیبا است که هفده طاق نمای دو طبقه آجری در طرفین خـود دارد. ردیف طاق نماهای طبقه پائین سکوهایی است جهت استراحت و نشستن رهگذران و طاق نماهای بـاﻻیی در واقع ایوانچه‌هایی رو به خیابان چهارباغ هستند. سردر مدرسـه مـزین بـه کاشی‌های رنگین و ظریف همـراه بـا مقرنس‌های پر نقش و نگار و خطوط مختلف است که بخش ورودی بنا را تشکیل می‌دهنـد. در طــرفین سـردر دو سکوی مرمر بسیار نفیس و عالی وجود دارد که محل آرمیدن است. در اصلی مدرسه که با طﻼ و نقـره تـزئین شده نمونه بارز هنر زرگری و قلمزنی است که در دوران صفویه به ‌‌نهایت رشد و تکامل رسیده است. بر دو لنگه چپ و راست این در به خط نستعلیق بسیار زیبا و به صورت برجسته، اشعاری نوشته شده است کــه ایـن اشعار بـه خـط محمد صالح اصفهانی خوشنویس برجسته عصر صفویه است. قسمت داخلی مدرسه شامل هشتی ورودی، حیاط مرکزی، شبستان و فضای گنبد خانه و همچنین حجرات طـﻼب است. در جبهه شمالی مدرسه، ایوان شمالی با دهانه نسبتا عریض و ارتفاع زیاد قرار دارد که در جبهه مقابل آن گنبد و مناره‌های ایوان جنوبی دیده می‌شود.

حجره‌هایی که در دو طبقه و در بینابین ایوان‌های مدرسه ساخته شده و اختصاص به سکونت طﻼب علوم دینی داشته است بیشترین فضای مدرسه را اشغال می‌کند. اکثر این حجره‌ها دارای نقشه یکسانی است کــه از یک اتـاق نشیمن در قسمت جلو و رو به حیاط مدرسه، قسمتی به صورت صندوق خانه در قسمت انتهایی و بخشـی بـه نـام باﻻخانه تشکیل می‌شود. در مقابل این حجرات ایوان‌های زیبا و خوش تناسبی قرار دارند. مدرسه چهارباغ موزه کاشیکارى ایران است و انواع مختلف این فن را مانند کاشیهاى هفت رنـگ و معرق و گره سازى و پیلى و معقلى را دارا می‌باشد. تمامی سطوح داخلی بنا به قطعات کوچکی تقسیم مـی شـود کــه بـا کاشــی تزئین شده است و زیبا‌ترین قسمت مدرسه از نظر کاشیکاری، هشتی ورودی آن است. منبر دوازده پلـه مدرســه کـه یکپارچه از سنگ مرمر ساخته شده، از بهترین نمونه‌های هنر حجاری و سنگتراشی آن روزگار است. در کنـار ایـن منبر، محراب نفیس و بسیار زیبای مدرسه قرار دارد که کتیبه باﻻی محراب و منبر نیز به خط عبـدالرحیم جزایـری است. از دیدنی‌های مدرسه چهارباغ می‌توان از طرح زیبای کاشیکاری گنبد مدرسه، درب مجلل تـزئین شــده با طـﻼ و نقره، محراب با شکوه، منبر یک پارچه مرمری، حجره مخصوص شاه سلطان حسین، کاشی کاری بـی نظیر مدخـل مدرسه، پنجره‌های آلت بری شده و خطوط نستعلیق کتیبه‌ها و اشعاری که در اطراف سرسـرای مدرسـه به خـط نستعلیق محمد صالح اصفهانی به رنگ سفید بر زمینه کاشی خشت ﻻجوردی نوشته شده، نام برد. کتیبه‌های متععد به قلم اهل فن به زیبایی در گوشه گوشه مدرسه چهارباغ جای گرفته‌اند که در اینجا ذکـر آن‌ها خالی از لطف نخواهد بود. بر روی دیوارهای دو طرف سردر ورودی مدرسه چهارباغ در هشت لوحه به خط نستعلیق با رنگ سفید بر زمینه ﻻجوردی بر دل کاشی اشعاری نوشته شده است. بر سردر بنا، طاووسی بر روی سوسنِ وسط، تصویر شده است که باﻻی آن با خط نستعلیقی بسیار خوش نوشته شده است: انا مدینه العلم وعلی باب‌ها در داخل سردر، در کتیبه‌ای از کاشی معرق بسیار ظریف و چشم نواز بر زمینه ﻻجوردی با خط نسـتعلیق اشـعاری دیگر درباره علی( ع ) نوشته شده است.

بر در ورودی اصلی مدرسه چهارباغ اصفهان که با طﻼ و نقره زینت یافته نیز کتیبه‌هایی نگارش شـده اسـت که از جمله آن‌ها می‌توان به کتیبه‌هایی که بر دو لنگه راست و چپ در به خط نستعلیق به شکل برجسته نگاشــته شـده است و سخنی از پیامبر( ص ) را نقل می‌کند.

اشعاری نیز بر هر دو لنگه در مدرسه چهارباغ نگاشته شده است که به خط محمدصالح اصفهانی است. باﻻی لنگه چپ در لوحی از نقره کار شده که بخشی از آن از بین رفته است، بر روی لوح نام عبدالطیف تبریـزی آمده که احتماﻻ نام هنرمند دخیل در تهیه این لوح بوده است. در سرسرای مدرسه چهارباغ بر باﻻی در بر لوحه کاشی بـزرگ مستطیل شکل به رنگ سفید بر زمینه ﻻجورد به خط ثلث چنین نوشته شده است: قال رسول ﷲ صلی ﷲ علیه و آله انا مدینه العلم و علی باب‌ها در چهار طرف این لوح کاشی کاری شده و در میان هر ضلع مثلث شکل‌هایی به مستطیل اضافه شده‌اند که بر آن‌ها عبارات ﷲ ، یا مفتح البواب ، محمد ، علی ، نصر من ﷲ و فتح قریب آورده شده است. این عبارات به خط علی نقی امامی به سال ۱۱۱۹ هجری می‌باشد. بر بدنه‌های سرسرای مدرسه چهارباغ به خط نستعلیق محمد صالح اصفهانی در سال ۱۱۱۹ هجری به رنگ سـفید بر زمینه ﻻجورد کاشی خشت، در الواح جداگانه مصرع‌هایی در مدح شاه سلطان حسین نقش شده است. بر دست اندازهای چوبی شش غرفه دور تا دور سرسرای مدرسه چهارباغ، به خط نستعلیق با رنگ ســفید بر زمینه مشکی اشعاری حک شده است، شاعر آن ازهری و خطاط آن محمد صالح اصفهانی می‌باشد که تـاریخ کتابت این اشعار ۱۱۱۹ هجری می‌باشد.

از دیگر کتیبه‌های مدرسه چهارباغ اصفهان کتیبه‌های نوشته شده بر سنگاب‌های مدرسه است. نخسـتین سنگاب مدرسه در سرسرای ورودی آن واقع شده است. این کتیبه در بردارنده صلوات بر چهارده معصوم می‌باشد که توسط محمدطاهر بر روی سنگاب حجاری شده است. خطاط این کتیبه‌ها طلبه‌ای به نام محمد مهدی الحسـینی بوده که به سال ۱۱۱۰ آن‌ها را نگاشته است. دیگر سنگاب مدرسه چهارباغ، مقابل ایوان جنوبی مدرسه قرار گرفته است و با توجه به تاریخ حک شده بر روی آنکه سال ۱۰۹۰ هجری را نشان می‌دهد می‌توان فهمید که قبل از شروع به سـاخت مدرسه چهاربـاغ ساخته شـده است. بنابراین مشخص می‌شود که از جای دیگر به این مدرسه آورده شده است. محتوای کتیبه بیان می‌کند که این سنگاب را حاجی ابوالحسن اردکانی وقف حضرت امام حسین( ع ) نموده است. از دیگر کتیبه‌ها، کتیبه‌های متعدد کار شده در فضای گنبدخانه مدرسه چهارباغ است. مانند کتیبه فوقانی داخل گنبد به خط عبدالرحیم جزایری که به تاریخ ۱۱۲۳هجری نگاشته شده است و یا کتیبه‌های افقی درون گنبـد که بـر چهار گوشه گنبد با خط ثلث به رنگ سفید بر زمینه ﻻجورد بر کاشی خشت نوشته شـده انـد. کتیبـه هــای عمـودی فضای گنبدخانه، کتیبه باﻻی محراب گنبدخانه، کتیبه‌های ایوان‌های رو به گنبد خانه، کتیبه ایوان جنوبی، کتیبه ایوان شرقی و کتیبه ایوان غربی همه به خط عبدالرحیم جزایری هستند. کتیبه ایوان جنوبی نیز به خط ثلث عبدالرحیم جزایری است که به رنگ سـفید بـر زمینه ﻻجورد کاشی خشـت نگاشته شده است، این کتیبه بر سه جانب ایوان می‌چرخد.

سید عبدالحسین خاتون آبادی اصفهانی از علمای بزرگ عهد شاه سلیمان در کتاب خود به نـام وقـایع السـنین و اﻻعوام از وقایع مهم کشورهای اسﻼمی سخن گفته است. از مهم‌ترین قسمت‌های این کتاب فصول آخر آن است که راجع به اواخر دوران سلطنت صفویان می‌باشد. در این فصول اطﻼعات مهـم و مفیدی از بانیـان و بزرگـان آن عصر موجود می‌باشد که مرجع مهمی به شمار می‌رود. در این کتاب راجع به مدرسه چهارباغ چنیـن آمده است:

نواب اشرف شاه سلطان حسین بناء مدرسه نمود در چهارباغ اصفهان و در هزار و صد و شانزده و در هزار و صد و هژده مدرسه مشرف بر تمام شدن شد و در ذی الحجه الحرام آن سـال تـدریس مدرسـه مزبـوره را به حضـرت علامه العلماء آمیر محمد باقرا سلمه ﷲ تعالی تفویض نمود. در ماه ربیع اﻻول سنه هزار و یکصد و بیست نواب اشرف خانه‌ای به جهت حضرت علامه العلمائی استادی ابتیاع نمودند به مبلغ سیصد تومـان و آن خانـه در حوالی خانه قدیم ایشان بود و قیمت آن را از خزانه عامره شفقت فرمودند و مدرسه سلطانی صـد و پنجاه حجــره دارد در کمال تکلف ساخته شده به سرکاری آقا کمال صاحب جمع خزانه عامره و در سلسـله صـفویه ادام اﷲ دولتهـم بـه تشرع و اخﻼص پادشاه دین پناه شاه سلطان حسین بن شاه سلیمان بن شاه عباس بن شاه صفی بن سام میرزا بـن شاه عباس الماضی بن شاه خدا بنده بن شاه طهماسب بن شاه اسماعیل الحسینی الموسوی نیامـده و همـه کارهـای خود را موافق شرع شریف می‌کند و مسائل را جمعا از حضرت استادی علامه علمـائی امـیر محمـد بـاقر ادام ظلـه السامی اخذ می‌کند و اعتقاد کامل به حضرت استادی دارد و این هم از آثار توفیق حضرت پادشاه است به جهت آنکه در این زمان شرایط افتاء در غیر حضرت استادی مفقود است و در اکثر کارهای خود با حضرت علامـی اسـتادی مصلحت می‌کند و سلوک نواب اشرف با آن علامه علمائی و سلوک آن استادی با نواب اشرف سلوک استاد اسـت با شاگرد و شاگرد با استاد ادام ﷲ دولته الی قیام القائم علیه السلام. در این کتاب وقایع سال ۱۱۲۲ هجری به شرح زیر آورده شده است: فوت آقا هوشیار ریش سفید حرم اصـفهان در ماه ربیع اﻻول و فوت دده خاتون در اوایل شهر مذکور و مسکون شدن مدرسه جدیده سـلطانی که واقـع اســت در جنب چهارباغ اصفهان در جمعه دهم شهر رجب المرجب سنه ۱۱۲۲ و در آن روز در مدرسه مذکوره حسـب المـر پادشاه مجمعی منعقد شد از امراء و ارباب منصب و علماء اعﻼم و مدرسین و پیش نمازان و طلبه مدرسه و جمعـی از طلبه و در آن روز مدرس مدرسه مذکوره اعنی زبده العلماء المتبحرین عﻼمه العلمائی مجتهد الزمانی المتفرد فی الکلمات العلمی و العملی و الخلقی و الخلقی آمیر محمد باقرا سلمهاﷲ خلف مرحوم مبرور ازهد اهل زمانه اعلمهم میر محمد اسماعیل خواتون آبادی شروع به درس نموده و تهذیب حدیث و شرح مختصر اصول و شـرح لمعـه را شروع فرمود و از آداب او تکلیف فرمود. آقا جمال را که شروع نماید و او شروع نمـود و تـا این زمان در دولت صفویه چنین مجمعی منعقد نشده بود و محمود آقای ناظر بیوتات و محمد سلیم خان ایشیک آقاسی باشی و عملعه مجلس پادشاهی در خدمت بودند و هیچ یک ننشستند و در آن روز دویست خوان از تنقلات و دویسـت خوان مـا حضر و دویست غاب طعام از سر کار پادشاه صرف شد در مدرسه، و اعتماد الدوله شاه قلی خـان زنگنـه بـه علـت ازار نیامد و پنجاه خوان شیرینی فرستاد و پنجاه خوان شیرینی نیز دو نفر دیگر فرستاده بودند. مدرسه چهارباغ و مسجد آن، آخرین بنای نفیس و با ارزش عصر صفوی، از ابتدا مدرسه علوم دیـنی بوده اســت و پس از آن‌گاه از نیت خود دور گشته است. ولی در حال حاضر نیز باز به عنوان مدرسه علمیه مورد استفاده طﻼب قرار گرفته است. این مدرسه دارای کتابخانه‌ای کم نظیر و با ارزش بوده است که در حمله افغان‌ها نـابود گردیده. این کتابخانه با کتب بسیار نفیس و کمیاب در اختیار طﻼب علوم دینی و سایر پژوهشـگران و محققین آن روزگـار بوده است. اما دریغ که اکنون اثری از آن به جا نمانده است. همچنین مدرسه چهارباغ موقوفات بسیاری داشته است که شامل باغ‌ها و مزارع، روستا‌ها، املاک، دکان‌ها و کاروانسرا‌ها و سایر مستغﻼت بوده است و چگونگی آن‌ها و وقف نامه آنان با حمله افغان‌ها نامعلوم مانده و از بین رفته است.




- مدرسه شفیعیه اصفهان خیابان ابن سینا محله ی دردشت

مقدمه

با استقرار حکومت شيعي صفوي و رشد فعاليتهاي وسيع در گستره فرهنگ، راه ترقي

فرهنگ و تمدن هموار گرديد. پس از تثبيت اين حکومت فعاليت گسترده‏اي در زمينه

مدرسه سازي در ايران پديد آمد؛ اين روند با به حکومت رسيدن شاه عباس و انتقال

پايتخت به اصفهان که ضمنا يک دوره مقطعي آرامش و امنيت اجتماعي و سياسي

بيشتر نيز بود، تسريع گرديد و مدرسه‏هاي زيادي با حمايت شاه خانواده سلطنتي و

شاهزادگان، درباريان، صاحب منصبان، پزشکان، خواجگان، افراد با نفوذ اجتماع و افراد

خير در اصفهان احداث شد و اين روند تا پايان دوره صفوي با شدت و قوت دنبال گرديد.

مدرسه شفيعيه يکي از مدارس دوره مياني صفوي است که علاوه بر دارا بودن

وجوه اشتراک با ساير مدارس اين دوره ويژگيهايي را نيز در بردارد که در طي اين

مقاله نگارنده سعي نموده آنها را مطرح و مورد تحليل قرار دهد. بدين منظور کليه

مدارک موجود در مورد اين مدرسه اعم از ترسيم شده و مکتوب، بررسي و مطالعه

گرديد، سپس چگونگي معماري و تزيينات مدرسه به صورت ميداني در محل مورد

مطالعه قرار گرفت. در همين راستا از مطالعه وقفنامه مدرسه و تطبيق با وضعيت

موجود نتايج جالب توجهي حاصل آمد که محور اصلي بحث اين مقاله را تشکيل مي‏دهد.

 

تاريخچه بنا

اين بنا در زمان حکومت شاه عباس دوم به سفارش ميرزا محمد شفيع اصفهاني

فرزند جمال‏الدين خوزاني در محل دردشت بنا شده است. کتيبه سر در مدرسه تاريخ

تکميل ساختمان را 1067 هجري نشان مي‏دهد؛ بر طبق تاريخ وقفنامه که در ربيع

الاول سال 1064 ه تنطيم شده، آغاز کارهاي ساختماني مدرسه از سال مذکور شروع

و تا سال 1067 يعني حدود سه سال طول کشيده است (1).

محمد مهدي اصفهاني در کتابش وضعيت مدرسه را چنين توصيف نموده: «... در آنجا

مدرسه خرابيست که آنرا مدرسه شفيعيه مي‏نامند و گويا در زمان فتنه افغان خراب

و باير شده و حقير خود شصت سال قبل از اين در آن رفته ديده بودم حجرات آن اکثر

خراب و بي‏دروازه و احدي در آن ساکن نبود...» (2).

 

توصيف عمومي بنا و پيشينه تحقيقاتي

مدرسه يک طبقه شفيعيه روي زميني با ابعاد نامنظم به مساحت 1304 متر مربع

و با استفاده از مصالح ساختماني شامل خشت و گل به عنوان مصالح اصلي و

ساختاري و سنگهاي تراش خورده، آجر، گچ و چوب به عنوان مصالح فرعي ساخته

شده است. عناصر و اجزاي ساختماني و فضاهايي که روي دو محور عمود بر هم

شمالي - جنوبي و شرقي و غربي قرار گرفته‏اند، با عناصر و فرمهايي چون

ايوان، جلوخان، پيشطاق، هشتي، دالان، حجره، وضوخانه، شبستان، پلکان و

حياط بر پا گرديده است. نقشه بنا با فرم چهار ايواني روي دو محور و حجره‏هايي

در طرفين هر ايوان مي‏باشد که به دور يک حياط مرکزي به شکل مستطيل ترتيب

داده شده‏اند.

بيشترين مطالب تحقيقي مکتوب در خصوص اين بنا به آقاي دکتر لطف‏اله هنرفر

تعلق دارد؛ وي ضمن ارائه توضيحاتي مختصر در مورد مدرسه، کتيبه سر در و دو

کتيبه ديگر مدرسه را قرائت کرده است. (3)هر چند کتيبه‏هاي مدرسه قبلا توسط

محقق مذکور معرفي شده ولي در اين مقاله مجددا همراه با پوشش تصويري ارائه

گرديده‏اند.

مدارک مرسوم متعلق به اين مدرسه نسبتا کامل و شامل نقشه پلان و نقشه‏هاي

نماهاي غربي شرقي و شمالي - جنوبي ساختمان مي‏باشد که در تير ماه سال

1376 توسط ميراث فرهنگي استان اصفهان ترسيم گرديده است؛ ضمنا اين اثر در

همين سال با شماره 1908 به ثبت آثار تاريخي رسيد.

 

تشريح ساختمان از نظر پلان و نماحياط

کليه فضاهاي اصلي مدرسه گرداگرد حياطي به شکل مستطيل با ابعاد 15

ضربدر 19 متر ترتيب يافته‏اند. کف حياط 115 سانتيمتر از کف معبر پايين‏تر است.

اين حياط که همه حرکتهاي ارتباطي بنا به نحوي به آن منتهي مي‏شود از نظر

کارکردي با تقسيم مسيرها، ارتباط بين فضاهاي اصلي و ساير فضاها را ميسر

مي‏سازد. در حال حاضر روبروي ايوان شرقي يک باغچه با چند درخت وجود دارد

که البته نص صريح وقفنامه در اين زمينه، واقف حق کاشتن درخت در مدرسه

را براي هميشه سلب مي‏نمايد: «... و درختان به هيچ وجه در ميان مدرسه غرس

ننمايند...» (4)و اين در حالي است که درخت و طراوت حاصل از سبزي آن يکي

از اجزاء اصلي موجود در حياط ساير مدارس اين دوره مي‏باشد. عقد چنين

شرطي يکي از نکات استثنايي و سليقه‏اي در خصوص اين مدرسه مي‏باشد

که توسط باني اعمال شده است. بر طبق همين منبع در گذشته يک حوض

آب نيز در حياط وجود داشته و فراشي نيز براي خالي و پر کردن حوض مذکور

و حوض غسالخانه تعيين شده بود که مبلغي از عايدي حاصل از اوقاف مدرسه

به وي تعلق مي‏گرفت. (5) ولي در حال حاضر هيچ اثري از اين دو حوض وجود ندارد.

 

ايوانها

ايوان‏ها که به صورت دو به دو متقابل و متقارن بر پا شده‏اند، نماهاي اصلي

پيرامون حياط را تشکيل مي‏دهند. خط افقي طاق ايوان‏ها بلندتر از خط افقي

طاق حجره‏هاست و بدين ترتيب از نظر بصري و نمايي بر ايوان‏ها تاکيد شده

است. هر ايوان از يک بخش عمودي شامل يک قاب مستطيل شکل ترکيب

شده که يک دهانه با طاق جناغي را در بر گرفته است. هر چهار ايوان بي‏آرايه

و فاقد تزئين‏اند، ايوان غربي به يک فضاي چهار صفه بزرگ متصل است، اين

فضا با لفظ «چهار صفه» به عنوان يکي از دو مسجد موجود در مدرسه بدين

ترتيب معرفي مي‏شود: «... براي اداي صلوة فريضه و مستحبه در مسجد که

عبارتست از چهار صفه معينه بزرگ که رو به مشرق واقعست از مدرسه

مذکوره و شبستان که آن نيز مسجد است...» (6) اين بخش که بزرگترين

فضاي مدرسه را بخود اختصاص داده، گوياي عملکرد ثانوي براي مدرسه

يعني برگزاري نماز جماعت و يک محل تجمع عمومي در محله در اوقات شرعي

است. در وقفنامه افزون بر معرفي اين فضا به عنوان مسجد و شبستان واقع

در جبهه شرقي ساختمان را هم مسجد معرفي مي‏نمايد که اين نيز اهميت

وجود مسجد و نمازخانه را در مدرسه مورد بحث خاطر نشان مي‏کند. بدين لحاظ

دو عملکرد عبادي و آموزشي را مي‏توان براي مدرسه شفيعيه عنوان کرد؛ به

جنبه‏هاي عمومي و اجتماعي آن در ادامه پرداخته خواهد شد.

سطوح داخلي فضاي چهار صفه را با اندودي از گچ روکش کرده‏اند و براي تزيين

در قسمت سقف از يزدي بندي استفاده نموده‏اند که با استفاده از رنگهاي

قهوه‏اي روشن، شکلاتي و سياه کليه خطوط يزدي بندي‏ها را حاشيه سازي

کرده‏اند، اين تزيين در نوع خود بسيار زيباست و در مقايسه با ساير مدارس باقي

مانده اين دوره منحصر بفرد است. به منظور افزايش روشنايي و همچنين تهويه

هواي اين فضاي بزرگ بر بخش فوقاني دو ديوار شمالي صفه شمالي و ديوار

جنوبي صفه جنوبي دو طاقنماي مشبک با طرح اسليمي تعبيه کرده‏اند.

دو کتيبه سنگي به خط محمد رضا امامي خطاط برجسته دوره صفوي با تاريخ

1067 بر دو بدنه شمالي و جنوبي ايوان غربي وجود دارد که مفاد وقفنامه

مدرسه را شامل مي‏شود بر کتيبه نصب شده بر ديوار شمالي که داراي ابعاد

100 ضربدر 197 سانتيمتر است و در بيست سطر با خط نستعليق بطور برجسته

نوشته شده اين عبارات بچشم مي‏خورد.

سطر اول: «هو الواقف علي الضمائر بسم الله الرحمن الرحيم وقف نمود

احوج المحتاجين الي غفور به الغفور محمد شفيع ابن جمال‏الدين محمد خوزاني

اصفاهاني کل اين مدرسه حقيره محدثه خود را با بيوتات معينه و»

سطر دوم: «معلومه مربوطه به آن که بيوتات مسفوره مشتمل است بر سه باب

شاخه و حجرات تحتاني و فوقاني اطراف آنها و غسالخانه مربوط به مدرسه و

فضا (ي) ديگر که کرو چاه و مستراح در آن واقع است»

سطر سوم: «و ممر بيوتات مذکور از ميان مدرسه مسطوره است و اين چهار صفه

و شبستان متصله بکرياس مسجد در مدرسه است بر طلبه علوم دينيه اثني عشر

که اداي صلوات»

سطر چهارم: «در مسجد و شبستان و تغسيل و تکفين اموات مؤمنين در

غسالخانه مزبوره و طلب علوم دينيه در مساجد و مدرسه و بيوتات مزبوره

مي‏نمايند وقفا صحيحا دائما شرعيا»

سطر پنجم: «و بعد ذلک وقف نمود قربة الي الله تعالي کفارة البعض سياته

همگي و تمامي آنچه تا اين وقف بعنوان بلا منازعي در تصرف شرعي[واقف].

سطر ششم: «بود از رقبات و عقارات را که عبارتست از هفت حبه و يکدانگ

و نيم يکحبه از کل هفتاد و دو حبه قريه معروفه بمحمدآباد قهاب و قاطبت سه

حبه و نيم از کل هفتاد و دو»

سطر هفتم: «حبه در موضع طادلنجان و موازي شش سهم و چهار

دان[گ]يکسهم از جمل[ه]بيست و پنج سهم از بيست و پنج سهم عبارتست

از چهار حبه از کل هفت[اد دو حبه]قري و سفاباد ماربين و کل شش سهم و

چهار[دانگ]و نيز از بي[ست]و[پنج]سهم که بيست و پنج سهم عبارتست از کل

سه حبه از هفتاد و دو حبه موضع»

سطر هشتم: «امين‏آباد ماربين و تمامت سه حبه و دو دانگ و يک شعير

از جمله يک[حبه]ديگر از کل هفت[اد]دو حبه[مو]ضع کنگازجي و هنگي

هفت[اد و دو]حبه تيمچه... مفيد مربوطه... ملکي احداث نموده واقف حقير

مذکور و واقع؛ دوازده سطر ديگر تراشيده شده و اثري از آن وجود

ندارد.
کتيبه نصب شده بر ديوار جنوبي ايوان با ابعاد 18 ضربدر 172 سانتيمتر در 19

سطر به شرح ذيل است:

سطر اول: «ماه مبارک رمضان[ن که همه]ساله در مدرسه مزبور روضة

الشهدا خوانده شود از رعايت قاري و اسراج مجمع و لوازم آن بهمه جهت

آنچه کرده شود»

سطر دوم:».. جهات و عوار[ضا]ت ديواني و تعمير و تنقيه قنوات و مرمت

مستغلات وقفي و مسجد و مدرسه و غسالخانه مربوطه و بام مدرسه و تجديد»

سطر سوم: «بوريا و مؤنات زراعت بکفالتي که بحکام جور و عمال ديواني

و غيره در کار باشد و متضمن مصلحت و انتظام وقف باشد که هر گاه آن تکليف»

سطر چهارم: «بعمل نيايد و ضرر[ي]بموقوفات يا حاصل آن رسد يا امري

بخلاف شرط واقف بعمل آيد چيزي نزد مستأجران و زارعين وقف»

سطر پنجم: «باقي ماند و ضايع شود دغدغه شرعي نکرده آنچه در کار باشد

و ضرر نموده در مسجد و کرياس دهليز هر شب چراغ روشن کرده بعد از وضع

اخرا[جا]ت»

سطر ششم: «مزبوره و بترتيب[ي]که م[سطور]شده آنچه باقي مانده متولي

ميانه طلبه ساکنين حجرات و بيوتات جنب مدرسه بشرط آنکه طلبه مشغول بطلب»

سطر هفتم: «علوم د[ينيه با]شند و بيکار نباشند فراخور استحقاق و صلاح

و تقوي و فضل هر يک قسمت نمايند و همچنين شر[ط]نمود که[مو]قو[فا]ت

مزبوره را نخرند و نفرو[شند]مرهون نسازند و زياده از سه سال باجاره ندهند نه

بعقدد[ي]واحد ونه بعق[ود] متعدده واحدي از ار[باب]»

سطر هشتم: «و حکام[و ارباب مناصب ديوان]و ملازمان امراء ومقربان پادشاه

ذوالاجاه عصر را مالک[انتفاع از آنها سازند]ونه... اراض[ي]... بواسطه»

سطر نهم: «موقوفات را اصلا بجهت ساکنين[بيوتات]و خانه و سکني نموده و

آ[نها]..... در مدرسه... «

سطر دهم: «مدون سازند در[مدرسه مز]بوره[بنا]ي عمارت نکنند و بهمين

[س]نة و کيفيت گذاشته تعمير و مر[مت] نما[يند]....»

سطور ادامه کتيبه تراشيده و يا در اثر فرسايش معدوم شده تا انتهاي دو سطر

آخر که با عبارت:

»......... سنة تسع و ستين بعد الف من هجرة النبويه» سطر آخر:»(...)...(...)

کتيبه [مح]مد ر[ضاالا]مامي الاصفهاني....«پايان مي‏يابد (7).

 

حجره‏ها

از هشت حجره اصلي مدرسه دو حجره طرفين ايوان جنوبي، دو حجره

طرفين ايوان غربي، يک حجره در جانب جنوبي ايوان شرقي و سه حجره

طرفين ايوان شمالي واقع شده‏اند، هر حجره مرکب از يک ايوانچه، ورودي

و اتاق اصلي‏اند، افزون بر اينکه سه حجره جناح شمالي داراي فضاي

پستو نيز هستند. اتاق اصلي در هر يک از حجره‏ها داراي اندازه‏هاي متفاوتي

است.ايوانچه‏هاي حجره‏ها سايز نماهاي رو به حياط را تشکيل مي‏دهند.

بخش بيروني ايوانچه‏ها هماهنگ با نماي عمومي مدرسه، ساده و فاقد

هر گونه تزيين است و بخش داخلي که داراي يک درگاه و پنجره مشبک

است نيز فاقد تزيين مي‏باشد. پوشش حجره‏ها را به شيوه آهنگ اجرا

کرده‏اند. هر چند مدرسه در يک طبقه بنا شده ولي به منظور افزايش تعداد

حجره ها در چهار قسمت از ساختمان حجره‏هاي کوچکي به صورت نيم

طبقه ساخته‏اند. دوتا از اين حجره‏ها در دو سوي ضلع شمالي و دوتاي ديگر

در دو سوي ضلع جنوبي واقع شده‏اند. ابعاد اين حجره‏ها که داراي

اندازه‏هاي مختلفي بمراتب کوچکتر از ابعاد حجره‏هاي طبقه همکف

مي‏باشد. بدين ترتيب از فضاهاي بدون استفاده به بهترين وجه براي ايجاد

حجره‏هاي بيشتر بهره گرفته‏اند.

در منتها اليه ضلع شرقي ساختمان در پشت ايوان و ساير فضاهاي اين

جبهه يک فضاي مسقف طويل با ابعاد 5 ضربدر 20 متر وجود دارد؛ اين

فضا همانطور که قبلا ذکر شد به عنوان مسجد دوم استفاده مي‏شده

است. ورودي شبستان در ضلع شمالي آن قرار گرفته و به هشتي باز مي‏شود.

 

مجموعه ورودي

مجموعه ورودي ساختمان در ضلع شرقي به موازات محور شرقي - غربي

در منتهي اليه شمالي اين ضلع و عمود بر محور معبر قرار داد. اين مجموعه

از اجزاء و عناصري شامل: جلوخان، پيشطاق، پله هشتي و ايوانچه تشکيل

شده است. علاوه بر تفاوت موجود از نظر جنس مصالح بکار رفته، اين ب

خش با سطوح مجاور - معبر - حريم مجموعه ورودي را با اختلاف سطحي

برابر منفي 50 سانتيمتر از سطح کف معبر، از قسمتهاي مجاور تفکيک

کرده‏اند. طراحي جلوخان در اين مدرسه به خوبي جداسازي مجموعه ورودي

از بافت اطراف و تأکيد بر اصل بنا را نشان مي‏دهد و پيشطاق نيز عملا بر اين

تأکيد مي‏افزايد. پس از درگاه و دو پله سنگي، هشتي واقع شده که کف آن

50 سانتيمتر پايين‏تر از کف جلوخان است.

از اين هشتي سه مسير منشغب مي‏گردد، يکي به شبستان راه مي‏دهد،

يکي از طريق پلکان به حجره‏اي در نيم طبقه فوقاني منتهي مي‏شود مسير

ديگر که در امتداد ورودي قرار دارد به ايوانچه مي‏رسد که ارتباط هشتي با

حياط و فضاي داخلي مدرسه را ميسر مي‏سازد. اين ايوانچه با توجه به

اتصال به مجموعه ورودي جزئي از آن تلقي گشته و از نظر عملکرد يک فضاي

عبوري - ارتباطي مي‏باشد.

مدرسه همانطور که از ترکيب ساختمان آن برمي‏آيد بجز بخش ورودي از

جميع جهات به بافت شهري پيوسته بوده و متن وقفنامه نيز بر اين مطلب

اذعان دارد: «... مدرسه مذکوره محدود مي‏شود از سمت شمال به خانه

مرحوم خواجه کمال‏الدين رناني و حاجي حوري شهره و خانه استاد حيدر

مقني و استاد حسن چيت ساز و از سمت مغرب به خانه حاجي مورچاني و

حصه مفروزه از خانه ملا محمد مطلق که ملک ورثه ملا اسمعيل و ملا کتاب

الله و شرکاء ايشان است بنحوي که قسمتنامچه عليحده بمهر حضرات حکام

شرع دارالسلطنه اصفهان مشخص و معين گرديده از طرف سمت جنوب

بکوهيمه فروشي ورثه مرحوم اسمعيل - بيک و از سمت مشرق بدکاکين

مذکوره که احداث کرده حضرت واقف مشار اليه است...»؛ در پايان سند،

دکانهاي مذکور چنين معرفي مي‏شوند: «دکاکين معينه معلومه مشخصه

متصله بمدرسه مذکوره که چهار بابست و احداث کرده حضرت واقف مشار

اليه است با ملحقات و منضمات دينيه و ممر و مدخل و بالاخانها(ي) معينه

معلومه فوق آنها و با ملحقات و منضمات دينيه آنها بالتمام...» (8).

از مطالب فوق مي‏توان نتيجه گرفت، علاوه بر اينکه مدرسه در يک بافت بهم

فشرده مسکوني قرار داشته در معبر مجاور نيز داراي دکانهايي بوده که

درآمد آنها در کنار عوايد حاصل از ساير رقبات وقفي، صرف هزينه‏هاي مدرسه

مي‏شده است.

با بررسي بافت اطراف مدرسه و تطبيق آن با وقفنامه معلوم مي‏شود که

معبر فعلي مدرسه در گذشته بازار بوده و چهار دکان وقفي مدرسه در

همين بازار قرار داشته‏اند. شايان ذکر است معبر فعلي مدرسه موسوم

به کوچه پاگلدسته در امتداد بازاري بنام بازار دردشت بوده است. با انجام

اقدامات توسعه شهري در دهه 50 در شهر اصفهان، پس از احداق خيابان

ابن‏سينا در سال 1352 که از ميان اين قسمت از بافت تاريخي اصفهان عبور

داده شد، با بريدن بافت عملا وضعيت محله قديمي دردشت برهم زده شد؛

از جمله بازار دردشت که بخشي از آن در جانب جنوبي خيابان ابن سينا

همچنان پابرجاست ولي امتداد آن در سوي ديگر خيابان يعني کوچه پا

گلدسته، پس از تخريب دستخوش تغييرات عمده شده، بطوريکه اثري از

گذشته خود را نشان نمي‏دهد.

ورودي در بخش جلوخان و پيشطاق داراي نماي طراحي شده و تزيين است.

نماي جلوخان در طرفين شامل دو طاقنما مي‏باشد که با استفاده از

آجر و بدون تزيين است. سه در ورودي از سه بخش عمودي شامل

پيشطاق و دو قاب باريک طرفين آن تشکيل يافته، بر هر يک از دو قاب

کناري، دو طاقنما در دو طبقه ايجاد شده که دو سوي سر در را در برگرفته

است. کتيبه‏اي از جنس کاشي که روي درگاه نصب شده از نظر نمايي اين

بخش را به دو قسمت تحتاني و فوقاني تقسيم کرده است. درگاه در بخش

تحتاني قرار دارد و بخش فوقاني که پوشش را نيز شامل مي‏شود داراي

يزدي بندي‏هايي است با رنگ قهوه‏اي و لاجوردي حاشيه سازي شده‏اند.

کتيبه سر در مدرسه از جنس کاشي با زمينه لاجوردي و بخط ثلث سفيد به

شرح زير مي‏باشد:

«قد اتفقت عماره هذه المدرسه الحقيره و المساجد المبنيه فيها في ايام

خلافة السلطان الاعظم و الخاقان الاکرم مروج مذهب آبائه ائمه

الطاهرين السلطان بن السلطان شاه عباس الثاني الموسوي الصفوي

الحسيني بهادرخان خلدالله ملکه وفق با حداثه و اتمامه احقر عباداله و

احوجهم الي ربه الغفور ابن جمال‏الدين محمد الخوزاني محمد شفيع الاصفهاني

عفي عنهما في 1067 کتبه محمدرضا الامامي»

 

وضوخانه

در منتهي اليه غربي جنوبي پس از چند گردش و جزء فضا، آبريزگاه و وضوخانه واقع شده است که ساختمان آن در سالهاي اخير مورد دستکاري و تعمير قرار گرفته و کيفيت اصلي آن تغيير يافته است. با توجه به متن وقفنامه که وجود يک غسالخانه و حوض آن در مدرسه خبر مي دهد، نتيجه مي گيريم که اين بخش بنا از اصل خود منفک شده است. در گوشه غربي، بين چاهخانه و مستراح اثر يک رودي وجود دارد که هم اکنون تيغه و مسدود شده است. با توجه به اينکه فضاهايي از مدرسه در اين جبهه توسط ساختمانهاي مجاور فعلي تصرف شده مي‏توان مکان غسالخانه را در اين بخش جدا شده در نظر گرفت.

 

تحليل ساختمان از نظر پلان و نما
 

پلان

1 - تبعيت از شيوه چهار ايواني
2 - تأکيد بر تقارن در عناصر ساختماني و فضاسازي
3 - انتظام اجزاء و عناصر ساختماني بر اساس دو محور عمود بر هم
4 - تفکيک حريم کليه فضاها با استفاده از اختلاف سطح و تغيير جنس و کاربرد مصالح
5 - رعايت اصل درونگرايي در طراحي بنا، بطوريکه بين فضاهاي داخلي مدرسه کوچکترين ارتباطي از نظر بصري با محيط خارج وجود ندارد.
6 - کاربرد حياط به عنوان يک فضاي مقسم و ارتباط دهنده مسيرها و انتظام کليه فضاهاي اصلي گرداگرد آن
7 - در طراحي جلوخان با ايجاد اختلاف سطح منفي 50 سانتيمتر نسبت به کف معبر در بخش ورودي افزون بر رعايت اين قسمت بر اصل بنا نيز تأکيد شده است.
8 - اختصاص يک فضاي چهار صفه که بزرگترين فضاي اين ساختمان نيز مي‏باشد و يک شبستان به مسجد، دليلي بر اهميت وجود نمازخانه در اين مدرسه مي‏باشد.
9 - تأکيد شديد بر محورها با طراحي فضاهاي اصلي - ايوان‏ها - به صورت متقابل و متقارن بر روي دو محور عمود بر هم.

 

تحليل نما و تزيين

1 - نما داراي دو محود تقارن است که نسبت به اين محورها تمام اجزاء ساختمان متقارن هستند.
2 - از تکرار و هماهنگي يک ريتم خاص در گرداگرد نما به صورت يک طبقه، مدولي متناسب بوجود آمده که نظامي خاص را ايجاد کرده است و احساس يکپارچي و وحدانيت را در فضا بدست مي‏دهد.
3 - تأکيد بر ايوان‏ها که با رفعت آنها، داراي برتري بصري و نمايي نسبت به ساير نماها مي‏باشند.
4 - پرهيز از ايجاد هر گونه تزيين در نماي داخلي مدرسه و بطور کلي فقر عمومي مدرسه از لحاظ تزئينات و آرايه‏هاي معماري
5 - بخش بندي فضاها و سطح قابل تزيين به کمک عناصر معماري، با استفاده از طاق و طاقنما
6 - سطوح تزيين شده عبارتند از: نيم گنبد بخش مياني، پيشطاق ورودي و پوشش فضاي چهار صفه.

 

نتيجه گيري و تحليل نهايي

مدرسه شفيعيه بنايي است که همانند ساير مدارس اين دوره در راستاي علائق فرهنگي - تربيتي و سياست مذهبي حاکم بر دوره صفوي موجوديت يافته و از نظر معماري در اصول مدرسه سازي،
همگامي و هماهنگي با ساير مدارس دوره مذکور را نشان مي‏دهد ولي بر اساس نتايج بدست آمده از وقفنامه، بنا در چند مورد نکته‏هاي جالب توجهي را در بردارد. يکي از اين نکات، اختصاص دو فضاي بزرگ در مدرسه براي برگزاري نماز است. در وقفنامه به هر دو فضا با عنوان «مسجد» اشاره شده است (9).
با مروري بر تاريخ تعليم و تربيت اسلامي خواهيم ديد که اين امر مهم پس از رحلت پيامبر با آموزش قرآن و بحث پيرامون سيره و سنت نبوي در مساجد آغاز شد و در پايان سده اول هجري شاخه‏هاي ديگري چون تفسير، علم الحديث و فقه به ظهور رسيدند و فعاليت مسلمين بطور جداگانه در هر يک ادامه يافت. (10) کليه فعاليت‏هاي علمي مذکور در مسجد صورت مي‏گرفت و بدين ترتيب مسجد که اصلي‏ترين مرکز تجمع مسلمين بود، در پي رسيدگي به کليه مسائل اسلامي و استفاده عملي از آن، مرکزيت علمي هم يافت. در ميانه سده دوم هجري اهميت مسجد در ترويج علوم نوظهور اسلامي به حدي بود که مسجد چون دانشگاهي وظيفه پاسداري از اين علوم و خدمت به فرهنگ اسلامي را بر عهده گرفت و شيفتگان علوم اسلامي به فراگيري دانش در آن پرداختند. (11)علاوه بر مساجد، در سده‏هاي نخستين اسلامي مکانهاي آموزشي ديگري نيز بنا شدند که تأثير آنها در روند شکل‏گيري و تکوين مدارس مهم است اين مکانها عبارتند از: بيت الحکمه، خزانة الحکمه، دارالحکمه، دارالعلم و مجالس خصوصي اساتيد که بيشتر در منازل ايشان منعقد مي‏شد. (12) با توجه به اينکه مساجد جوابگوي تمامي نيازهاي مطرح شده در راستاي تعليم و تربيت اسلامي نبودند، در قرن پنجم مکانهاي آموزشي ويژه‏اي تأسيس شده که از آنها به عنوان «مدرسه» در فرهنگ اسلامي ياد مي‏شود. در همين خصوص نيمه سده پنجم هجري از اين نظر که دگرگونيهاي شگرفي در تاريخ فرهنگ و حيات علمي مسلمانان بوجود آمجد، حائز اهميت تاريخي و فرهنگي - اجتماعي است؛ زيرا در اين زمان آموزش در مدارس با يک نظام خاص فکري توأم با روشهاي مخصوص جايگزين آموزش در مساجد وساير مراکز آموزشي پيش از خود شد. هر چند مدارس داراي عملکرد آموزشي بودند ولي بايد در نظر گرفت که اين آموزش در چارچوب مسائل مذهبي صورت مي‏گرفت و رسيدگي به امور ديني يکي از محورهاي اصلي مورد توجه در هر مدرسه محسوي مي‏شد، لذا در مدارس، محلي به عنوان نمازخانه اختصاص مي‏يافت، اما اين نمازخانه‏ها در اغلب موارد عموميت نداشت و مختص ساکنان مدرسه بود.از طرفي هم بر اساس نياز به وجود آرامش در چنين محيطهاي آموزشي و هم بر اساس شرايط وقفنامه، جنبه عموميت و کارکردهاي اجتماعي از مدارس سلب مي‏گشت. مگر در پاره‏اي از مدرسه‏هاي بزرگ که کارکرد عبادي آنها بر
کاکرد آموزشي‏شان توفق داشت که اصطلاحا به آنها مسجد - مدرسه گفته مي‏شود؛ مانند مسجد - مدرسه مادرشاه. (13).
با توجه به مقدمه‏اي که گذشت، شاهديم که در اين مدرسه دو فضا به مسجد اختصاص داده شده و واقف عملا در شرايط خود بر استفاده عموم اهالي محلي از اين مکانها به عنوان مسجد و اقامه نمازهاي يوميه صراحت دارد.(14)بنابراين بدين لحاظ به مدرسه جنبه‏هاي عمومي و مردمي داده شده است. از سوي ديگر شرط شده که روزهاي عاشورا و بيست و يکم ماه رمضان هر سال در مدرسه «روضة الشهداء» خوانده شود و حتي محل اعتبار مالي آن نيز مشخص شده که اين نيز تأکيد مجددي بر کارکرد مذهبي - اجتماعي اين بنا در در زمان خود است(15).
نکته بعدي اختصاص يک مکان در مدرسه بعنوان غسالخانه است. بر طبق شواهد موجود شامل مدارس پابرجا و اسناد و متون تاريخي چه در دوره‏هاي قبل و چه بعد، هيچ نمونه مشابه ديگري که غسالخانه نيز به مدرسه الحاق شده باشد وجود ندارد. اين عملکرد در کنار دو نکته قبلي اهميت محوري مدرسه را به عنوان يک بناي چند منظوره در بافت شهري خاطر نشان مي‏سازد، بنايي که علاوه بر کارکرد آموزشي داراي کارکردهاي مذهبي و اجتماعي نيز بوده است.
يک نکته ديگر شرط واقف مبني بر عدم دفن اموات در مدرسه حتي نه بطور موقت و امانت، نه در مدرسه و نه در هيچ يک از رقبات آن مي‏باشد. رجوع به تاريخ مدارس اسلامي از نظر سابقه، نمونه‏هاي تدفين بانيان در اين دسته از بناها را طي دوره سلجوقي در مصر، سوريه، آسياي صغير که بيشترين تعداد مدارس بر جا مانده از اين دوره را در بردارند نشان مي‏دهد، هيلن براند اين گونه از مدارس را «مدارس آرامگاهي» ناميده است(16).
در دوره ايلخاني هم مثل گذشته تدفين بانيان در مدارس ادامه يافت؛ ذبيح‏اله صفا فهرستي از مدارس اين دوره در ايران که بانيان آنها پس از مرگ در همانجا دفن شده‏اند را ارائه کرده است (17)در دوره تيموري واقفين مدارس همچون قبل، پس از فوت در مدرسه وقفي‏شان بخاک سپرده مي‏شدند و در همين راستا اهميت وجود آرامگاهي باني در مدرسه به آن حد رسيد که برخي از اين مدارس به مقابر خانوادگي تبديل شدند، مانند مدرسه گوهرشاد در هرات که تعدادي از اعضاي خانواده سلطنتي را در کنار گوهرشاد دفن کرده‏اند و همچنين مدرسه حسين بايقرا که آنجا نيز در حکم يک مقبره خانوادگي بود (18).
با نگاهي به آثار موجود در ماوراءالنهر در مي‏يابيم که تقريبا همگي حکمرانان و درباريان برجسته در مدارسي دفن شده‏اند که غالبا واقف آن بناها نيز بوده‏اند (19).
با آغاز دوره صفوي اين سنت بناگاه تضعيف شد و بدين ترتيب سير تطور و دگرگوني در سنت همراهي مدرسه و آرامگاه که در قرون ميانه اسلامي شکل گرفت و در دوره تيموري به اوج شدت خود رسيد، با روي کار آمدن صفويان، دچار انحطاط ناگهاني شد. اين نزول تا آن درجه است که در وقفنامه مدرسه شفيعيه نه تنها دفن که به امانت گذاردن اموات چه در مدرسه و چه در رقبات آن ممنوع شده است (20).
آخرين نکته تحريم کاشتن درخت از سوي واقف در حياط مدرسه است. باغچه يکي از ارکان اصلي تزيين کننده حياط ساختمانهاي تاريخي گونه درونگراي ايران است که علاوه بر خارج کردن محيط از حالت يکنواختي معمولا همراه با يک حوض يا آب نما، آنرا نشاط آور و مفرح مي‏کند؛ از اينرو با توجه به شرايط اقليمي، درختها و گلهاي بومي هر منطقه زينت بخش حياطها بوده است. در مدارس اسلامي که همگي از نوع درونگرا هستند، يک نکته اساسي رعايت شديد عدم وجود ارتباط بصري با محيط بيروني ساختمان است به همين خاطر هم از لحاظ رواني براي جلوگيري از خستگي روحي طلاب و هم زيبا سازي محيط داخلي مدرسه حياط با يک يا چند باغچه با درخت و گل و گياه تزيين مي‏شد ولي در اين مورد خاص واقف صريحا شرط کرده که هيچ درختي در مدرسه کاشته نشود.
«... و اشجار به هيچ وجه در ميان مدرسه غرس نمايند...» (21)بدين لحاظ دليل تحريم کاشتن درخت در مدرسه در مقايسه با ساير مدارس امري بي‏سابقه است و ادله روشني براي آن نمي‏توان بيان نمود؛ جز اينکه آنرا شرطي سليقه‏اي بدانيم که توسط واقف اعمال شده است.
بر طبق مطالب فوق مدرسه شفيعيه با ويژگيهاي خود، يک نمونه چند منظور منحصر بفرد از مدرسه را عرضه مي‏دارد که قابليت توسعه اين گونه از بناهاي اسلامي را از نظر دارا بودن عملکردهاي ثانوي در کنار عملکرد آموزشي را نشان مي‏دهد.

 

پی نوشت:

1- اداره اوقاف اصفهان، وقفنامه مدرسه شفيعيه، سند شماره 116.
2- اصفهاني، محمد مهدي، نصف جهان في تعريف الاصفهان، به تصحيح منوچهر ستوده، تهران، اميرکبير، 1368، ص 282.
3- هنرفر، لطف‏اله، گنجينه آثار تاريخي اصفهان، اصفهان، ثقفي، 1350، ص 99.
4- اداره اوقاف اصفهان، پيشين.
5- همان.
6- همان.
7- اين دو کتيبه بر اساس شيوه نگارش کتيبه اسلامي به طريق زير نوشته شده است:
....ناخوانا، افتادگي
... تراشيده شده
[- حدس حروف و کلمات عمده]
[]
() حروف اضافي.
8- اداره اوقاف اصفهان - پيشين.
9- ر. ک: همين مقاله ص 2.
10- در مورد شکل گيري علوم اسلامي و توسعه آنها در مساجد ر. ک:
Makdisi . G. The college in Medieval Islam. Studia Islamic. 1990. pp. 241-57.
11- در مورد اهميت مساجد و تأثير آنها بر روند تعليم و تربيت اسلام ر. ک: غنيمه، عبدالرحيم، تاريخ دانشگاههاي بزرگ اسلامي، ترجمه نورالله کسايي، تهران، دانشگاه تهران، فروردين 1372، صص 24 - 180.
12- در مورد مکانهاي آموزشي مذکور و ايجاد اماکن مستقل آموزشي و نحوه اثرگذاري آنها بر شکل گيري مدارس: ر. ک: العش، يوسف، کتابخانه‏هاي عمومي و نيمه عمومي عربي در قرون وسطي. ترجمه اسداله علوي، مشهد، آستان قدس رضوي، 1372، صص، 34 - 18.
13- آقاي سلطانزاده مدارس را از لحاظ کارکردي به دو شاخه تقسيم کرده است: 1 - مدرسه‏هايي که کارکرد آموزشي يگانه کارکرد آنها بوده است. 2 - مدرسه - مسجد يا مسجد - مدرسه که کارکرد عبادي آنها کمابيش به اندازه کارکرد آموزشي و در مواردي حتي بيش از آن اهميت داشت. ر. ک: سلطانزاده، حسين، فضاهاي ورودي در معماري سنتي ايران، شهرداري تهران، معاونت اموراجتماعي و فرهنگي، تهران، 1372، ص 40.
14- اداره اوقاف اصفهان، پيشين.
15- همان. يک نمونه ديگر در همين زمينه مدرسه مريم بيگم است؛ در وقفنامه اين بنا نيز به روضه خواني و مراسم تعزيه شهداي کربلا در دهه اول محرم و شبهاي نوزدهم، بيست و يکم، بيست و سوم، بيست و هفتم و بيست و هشتم ماه مبارک رمضان و همچنين اطعام شيعيان در اين ماه اشاره شده ولي اين مراسم طبق شرط واقفه در مسجدي که در جوار مدرسه وجود داشته، انجام مي‏پذيرفته نه در محيط مدرسه. ر. ک: اداره اوقاف اصفهان، وقفنامه مدرسه مريم بيگم، سند شماره 3.
16- Funerary Madrasa Hillenbrand . R. Madrasa- Architecture . The Encyclopaedia of Islam. vol. V. 1986. PP 1142-6.
17- ر. ک: صفا، ذبيح‏اله، «آموزشگاههاي ايران اسلامي و سازمان آنها (2)، آموزشي و پرورش، سال 11، شماره 7 و 8 مهر و آبان 1320 صص 24 - 38 و همچنين: صفا، ذبيح‏اله، «آموزشگاههاي ايران اسلامي و سازمان آنها (3)، آموزش و پرورش، سال 11، شماره 9 و 10، آذرماه و ديماه 1320، صص 22 - 30.
18- Golombek. Lisa and Wiber Donald. The Timurid Architecture of Iran - Turan Vol. I. Princton university Press. 1988. p-47.
19- O. kane. Bernard. Timurid Architecture in Khurasan. Mazda publishers and Undena publications. 1987. p.21-2.
20- اداره اوقاف اصفهان، وقفنامه مدرسه شفيعيه، سند شماره 116. تنها نمونه همراهي آرامگاه واقف با مدرسه در دوره صفوي، در مدرسه جلاليه متعلق به اواخر دوره صفوي ديده مي‏شود که در نوع خود بدون تکرار است، جهت اطلاع رک: جاوري، محسن، «مدرسه جلاليه يک نمونه مدرسه آرامگاهي منحصر به فرد از دوره صفوي در اصفهان» مجموعه مقالات دومين کنگره باستان شناسي (منتشر نشده).
21- اداره اوقاف اصفهان پيشين.

نويسنده: محسن جاوري


این مدرسه توسط دفتر فنی مرکز مدیریت حوزه علمیه اصفهان در سال 1386 مرمت شد
  عکس مدرسه شفیعیه 51204
  مشاهده تمام 6 تصویر



- تاريخچه ي  مدارس علميه‌ي اصفهان در دوران قاجاريه و صفویه:

حوزه‌ي علميه‌ي اصفهان در دو دوران شكوفا گشت؛ يكي زمان تدريس و كوشش‌هاي  علمي

«اسماعيل بن عباد»، معروف به «صاحب بن عباد» و ديگري از هنگام تأسيس حوزه‌ي

علميه‌ي اصفهان با تلاش «محقق كركي» معروف به «محقق ثاني» و گسترش و تقويت

آن به وسيله‌ي «ملاعبدا... شوشتری» و تداوم آن تا به امروز، به همت چهره‌هاي

شاخص حوزه‌ي علميه‌ي شيعه، همانند «شيخ بهايي»، «ميرداماد» ، «مجلسي»

اول و دوم و .. ، دوراني كه از اوايل دوران صفويه شروع مي‌شود. البته گرچه، غير از

اين دو مقطع تاريخي، دانشمنداني از شيعه در اين شهر بوده‌اند و چه بسا از چهره‌هاي

علمي به شمار مي‌رفته‌اند. ليكن حاكميت قدرت‌هاي سني و تعصب‌هاي شديد

مخالفين عليه تشيع، مانع از تشكيل حوزه‌ي علميه براي شيعيان مي‌گرديد.

«اسماعيل بن عباد» يكي از وزراي لايق بود كه لقب «كافي الكفاه» (سرآمد

اهل كفايت) را به خود اختصاص داد و به عنوان يكي از بزرگ‌ترين چهره‌هاي وزارت

در طول تاريخ ايران به شمار مي‌آمد. هم او داراي شخصيتي فقهي، كلامي،

لغوي و در يك كلام علمي نيز بود. در مجلس درس وي شمار مستمعین به

اندازه‌اي بود كه صداي صاحب به آن ها نمي‌رسيد و براي املاي درس او، شش

نفر واسطه، مطالب را منتقل مي‌نمودند. در آن دوره‌ي تاريخي، «صاحب بن عباد»

با وجود تمام مشكلات موجود و سُني بودن شهر اصفهان، يك حوزه‌ي درسي و علمي

شيعي با ويژگي‌هايي مناسب - كه همراه با نوعي تقيه باشد-  تشكيل داد و بدين

ترتيب نخستين گام براي تاسيس حوزه‌ي علميه‌ي شيعه به همت وي در اصفهان

برداشته شد.

 

  در پي انتقال پايتخت از قزوين به اصفهان، مرحوم «محقق كركي» اولين  اقدام را

جهت تأسيس حوزه‌ي علميه‌ي اصفهان به انجام رسانيد. «ملاعبدا... شوشتری» نيز

تحولي عميق در حوزه به وجود آورد، به طوري كه حوزه‌ي اصفهان كه در وقت ورود

ايشان 50 نفر از طلاب علوم دينيه را در بر مي‌گرفت؛ پس از چهارده سال، بيش

از هزار نفر از بزرگان و علما را مشتمل مي‌گرديد. حوزه‌ي اصفهان بدين‌گونه رو به

گسترش نهاد و با آمدن علمای بزرگ از عراق و جبل عامل به سوي اين حوزه‌ي نوپا و

ساخته شدن  مدارس گوناگون و تربيت سريع و گسترده‌ي فضلا، رونقي فراوان يافت

و لقب «دارالعلم شرق» گرفت‌، به گونه‌اي كه به صورت درخشنده‌ترين حوزه‌هاي

علميه در طول تاريخ تشيع  نائل آمد.

 

پس از شخصيت‌هايي همچون «ملاصدرا»، «ميرفندرسكي» و... ،  «حاج ملا هادی سبزواری» که در علم حکمت معروف بود مدتي از تحصيلات خويش را در اصفهان - كه مركز حكمت و علوم عقلي و نقلي بود- به انجام رسانيد و سعي ‌فراوان در شرح و بيان فلسفه‌ي ملاصدرا نمود. پس از وي مكتب حكمت كماكان در مكتب فكري «ملاصدرا» ادامه يافت و حكمايي پا به عرصه‌ي وجود گذاشتند و اين  مكتب  قديم حكمت را تا دوران معاصر در مدارس اصفهان علي الخصوص مدرسه‌ي صدر زنده نگه داشته‌اند. با اين وجود، متاسفانه در دوره‌ي نادر شاه، ضربه‌ي سهمگيني بر روند آموزش علوم مذهبي وارد شد؛ زيرا از يك سو رابطه‌ي نادرشاه با علما چندان خوب نبود و وي بيشتر در انديشه‌ي ايجاد نوعي پيوند بين مسلمانان شيعه و سني ايران و عثماني بود - يعني انديشه‌اي كه در آن زمان در اثر زمينه‌سازي‌هاي قبلي نه از سوي علماي ايران و نه از سوي عثمانيان مورد استقبال قرار نگرفت - و از ديگر سو جنگ‌هاي پي‌درپي نادر، كه با وجود آن كه وحدت و يكپارچگي كشور را تأمين كرد، هزينه‌هاي سنگين آن موجب ضعيف شدن بنيه‌ي اقتصادي كشور و نارضايتي توده‌هاي مردم شد. در مجموع ، زمان نادرشاه دوره‌ي نامساعدي در تاريخ آموزش علوم مذهبي و احداث مدارس به شمار مي‌آمد (سلطان زاده ، 1364 ، صص : 241 و 257).

 

   دوره‌ي سي ساله‌ي حكومت كريم خان زند، زمينه‌ي مناسبي براي رشد و اعتلاي كشاورزي و صنعت فراهم نمود . در اين دوره، هم زمان با فعاليت‌هاي عمراني، قوانين و مقرراتي جهت بهبود شرايط زندگي مردم وضع شد. كريم خان زند با آن كه سواد نداشت ليكن به علماي عصر خود احترام مي‌گذاشت و به اهميت علم و دانش آگاه بود. وي براي بزرگداشت مقام سعدي و حافظ، مرقدهايي بر آرامگاه آنان عمارت كرد (سلطان زاده، 1364، ص : 258). سلاطين قاجار نيز نتوانستند مانند صفويان به حكومت و سلطنت خود جنبه‌اي شرعي و مذهبي دهند و با وجود برقراري رابطه با گروهي از علماء و همچنين تظاهر به دينداري، صرف هزينه‌هايي جهت پرداخت مستمري و احداث و احياي تعدادي از بناهاي مذهبي، ليكن هيچ گاه نتوانستند نظر موافق بيشتر علما را جلب نمايند و به حكومت خود جنبه‌اي مذهبي دهند. مدارس ديني نيز از رونق دوره‌ي صفويه برخوردار نبودند (سلطان زاده ، 1364 ، صص : 259 و 260). «محمد مهدي اصفهاني» در کتاب « نصف جهان فی تعريف الاصفهان» در ضمن شرح وضع مدارس اصفهان، در اين خصوص چنين ذكر مي‌كند كه : «تعدادي از مدارس، كمتر از گنجايش خود طلبه دارند و برخي هم از طلبه خالي هستند.» وي در ادامه‌ي توضيحات خود مي‌گويد: «ديگران مدارس بسياري در زمان صفويه ساخته بوده‌اند كه بعضي از آن‌ها بسيار عالي و وسيع و الحال آن‌ها خراب و بعضي در شرف خرابي مي‌باشد و چندين مدرسه‌ي ديگر در محلات واقع و اكثراً از طلبه‌ي علم خالي و قابل ذكري نيستند» (الاصفهاني ،1340 ، ص :73).  با وجود اين مسائل و با آن كه حوزه‌ي علميه‌ي اصفهان پس از قرن يازدهم  و دوران پرفروغ و درخشش خود، با وجود شيخ بهايي‌ها و ميردامادي‌ها، مجلسي‌ها و .... در اثر حوادث تلخ تاريخي، گرفتار سخت‌ترين مشكلات و نابساماني‌ها گرديد و در طول ساليان ممتد از تأسيس مساجد و مدارس جديدالاحداث، در سطحي وسيع و مناسب شئون و عظمتي شهري بزرگ و تاريخي محروم شد؛ ليكن با اين حال‌، در قرن سيزدهم و چهاردهم و علي الخصوص در قرن اخير، نه تنها مساجدي بزرگ و جالب همانند «مسجد سيد» و «مسجد رحيم‌خان»، «حاج محمد جعفر آباده‌اي»، «ركن الملك» و .. ساخته شد بلكه مدارس علميه‌ي جديدي نيز بنا شد ( موحد ابطحي  ، 1376 ، ج . 2 ، ص :287 ). در پاره‌اي موارد نيز ، مدارس علميه ي قديمي تعمير اساسي و در بعضي موارد تجديد بنا شد. در اين پژوهش برآنيم به معرفي پاره‌اي از بناهاي مزبور بپردازيم.

پاورقی:

مدارس علمیه در زمان فعلی و با ریاست حضرت آیت الله العظمی مظاهری (مدظله العالی )و مدیریت حضرت آیت الله طباطبایی نژاد (دامت برکاته) از شرایط مناسبی برخوردار می باشد به گونه ای که همه ساله بین 800 تا هزار نفر طلاب جدید با آزمون ورودی و با مدارک بین سیکل تا دکترا وارد حوزه ی علمیه در مدارس استان می شوند و از طرفی به جهت ایجاد ظرفیت های جدید از سال 86  و با راه اندازی دفتر فنی و مهندسی در مرکز مدیریت موجب گردید که  مدارس تاریخی و قدیمی در دست مرمت قرار گیرد و تعداد ۱۲ مدرسه جدید و الحاقی  به مدارس قدیم   در استان به ظرفیت مدارس اضافه گردیده است و احداث تعداد ۱۰ مدرسه جدید در دست اقدام می باشد . همچنین با تدبیر و مدیریت جدیدی که بوجود آمده است  فقط در اصفهان بیش از 50 حلقه درس خارج برگزار می گردد که به نوع خود از ویژگی مطلوبی برخوردار است .

 

 

 - معرفی مدارس علميه‌ي اصفهان پس از قرن سيزدهم تا اوايل قرن پانزدهم:

 در اين بخش مدارس علميه‌اي را كه در خلال اين سال‌ها در اصفهان تأسيس گشته، معرفي مي‌نماييم.

  *مدرسه‌ي صدر بازار يا صدريه:


مدرسه‌اي است در مركز «بازار گلشن» يا «بازار جارچي باشي»، در نزديكي دروازه‌ي «اشرف» و در مجاورت «مسجد دارالشفاء» و «بازار نجارها»، كه در يک قرن اخیر از نظر موقعيت علمي و اجتماعي، مهم‌ترين مدرسه‌ي علميه اصفهان به حساب مي‌آمد. اين  مدرسه ، با اراده و همت مرحوم «محمد حسين خان صدر اصفهاني»، صدر اعظم فتحعلی خان قاجار، در قطعه زميني در حدود هشت جريب ساخته شد و تأسيس آن در اواسط نيمه‌ي اول قرن سيزدهم انجام يافت. در منابع مكتوب، تاريخ بناي مدرسه 1220 هـ . ق ذكر شده است ( موحد ابطحي ، 1376، ج . 2 ، صص :295 تا 297 ).

 و در اوایل انقلاب جمهوری اسلامی ، یک طبقه به بنای قدیمی اضافه شد و  درضلع جنوبی مدرسه ،‌احداث کتابخانه و سالن اجتماعات به صورت الحاقی اضافه گردیده است .

  مرحوم صدر، به تقليد از سلاطين صفوي اقدام به احداث بناهاي متعددي در اصفهان كرد و به قول «جابري انصاري»، مرحوم صدر در برابر عمارات صفويه عرض اندام مي نمود. وي در اين خصوص مي‌گويد: «بعد از صفويه نيز مدارسي بنا شده و مهم‌تر از همه مدرسه‌ي صدر آمده و آن به همت حاج محمد حسين خان صدر اعظم ايران كه زينت دولت قاجاريه بوده، بنا شده، وي  چهارباغ خواجو و مدرسه‌اش را در مقابل  بناي چهار باغ كهنه يا چهارباغ شاه عباس، مدرسه‌ي بازار را در مقابل مدرسه‌ي چهار باغ، تذهيب عمارات صدري را به هم چشمي تزئين عمارات صفويه و هفت دست فتحعلي شاهي را در جنب هفت دست شاه عباس احداث نمود و اگر دقت شود از يك وزير كه به مدت بيست سال در برابر پنج پادشاه به طول صد و سي سال نمايش بدهد، هنري شگرف و گهري بالاتر از وصف است» (جابري انصاري، 1321، ص: 308). اين بنا با نقشه‌اي مشابه نقشه‌ي مدرسه چهار باغ (مدرسه سلطاني) پايه‌گذاري شد ليكن در زمان حيات  «مرحوم صدر اصفهاني» نه تنها طبقه‌ي دوم بلكه نماكاري‌ها، كاشي‌كاري‌ها، تزئينات و تكميل سردر آن نيز اتمام نيافت (موحد ابطحي، 1376، ج . 2، ص : 297 ). مرحوم «رفيعي مهرآبادي» در خصوص اين بنا مي‌گويد: «اين مدرسه مانند مدرسه‌ي چهار باغ، منتهي يك طبقه ساخته شده است و در ادامه ذكر مي‌نمايد كه تا سال 1340 ه. ق. اين مدرسه همان وضعي را داشت كه باني ساخته بود و حجرات آن آماده براي سكونت و تحصيل طلاب بود و نيز مدرس‌ها براي تدريس مدرسان، ولي ساختمان از نظر تزئينات كامل نبود و لذا از سال 1341 ه. ق. ، در زمان توليت حاج شيخ «محمد حسين خان صدر» به تكميل ساختمان پرداختند و نخستين كار، كتيبه‌ي سردر مدرسه به سوي بازار بزرگ بود كه خط آن از «عبد الجواد خطيب» و شعرش از استاد «جلال الدين همايي» متخلص به سنا فرزند طرب بود . سپس به تكميل ايوان‌هاي مدرسه پرداختند تا سرانجام، عمارت كتابخانه‌ي مدرسه هم ساخته و آماده‌ي استفاده گرديد» (رفيعي مهر آبادي، 1352، صص : 475 تا 477). در سال 1364 قمري توسط «سيد محمد خراساني»، زمين واقع در طرف غربي مدرسه به صورت دو طبقه به كتابخانه تبديل شد (موحد ابطحي، 1376، ج . 2، ص :299). مدرسه‌ی صدر بازار، به سبك چهار ايواني و در يك طبقه ساخته شد و در اطراف صحن مركزي آن، ايوان‌هاي چهارگانه و حجره‌هاي متعددي جاي گرفت. تزئينات و تكميل بناي مدرسه، سال‌ها بعد از مرگ باني آن صورت پذيرفت. همچنين سنگابي در صحن مدرسه با تاريخ 1275 ه. ق. وجود دارد (ملازاده و محمدي، 1381، ص : 56). در طبقه‌ي اول مدرسه صدر، 36 حجره در حياط بزرگ و 22 حجره در چهار زاويه‌ي آن ساخته شد. همچنين 6 حجره نيز در طبقه‌ي دوم بنا گرديد. در طرف شمالي مدرسه يك ايوان بزرگ با سقف بسيار بلند به عنوان مدرس و در طرف شرقي و غربي نيز ايوان‌هايي كوچك‌تر از ايوان شمالي با همين كاربري احداث گرديد كه شكل حجره‌ها و ايوان‌هاي جلوي آن‌ها و مدرس‌ها (ايوان‌هاي بزرگ با سقف بلند) همراه با حياط بسيار وسيع و باغچه‌هاي متناسب و نسبتاً بزرگ، بسيار جالب مي‌باشد (موحد ابطحي، 1376، ج 2، صص: 297 و 298). حياط مدرسه داراي درختان كهنسال كاج است كه بر صفاي محوطه‌ي گل‌كاري مدرسه مي‌افزايد و از اين رو طلاب، همواره در به دست آوردن حجره در آن براي اقامت و تحصيل، بر يكديگر سبقت مي‌گيرند. به طوري كه در اواخر نيمه‌ي اول قرن چهاردهم حجرات اين مدرسه، طبعاً اختصاص به طلابي داشت كه از لحاظ وسايل معاشي در رفاه بودند و براي سكونت طلبه‌ي فقير مناسب نبود. (رفيعي مهر آبادي، 1352، ص: 477) بناي مزبور در دهه‌ي آخر قرن چهاردهم هجري در قسمت‌هاي حجره‌ها و مدرس‌ها تعمير گرديد. همچنين در نيمه‌ي دوم قرن چهاردهم، در حدود سال 1385 قمري در پشت مدرس بزرگ شمالي، در زمين‌هاي برف‌انداز مدرسه، سالني جهت اقامه‌ي جماعت و تدريس بنا شد (موحد ابطحي ، 1376 ، ج . 2 ، صص : 300 و 301).

بنای مدرسه صدر بازار که در حال حاضر زیر نظر مرکز مدیریت حوزه علمیه استان اصفهان می باشد در چند مرحله توسط دفتر فنی مهندسی  مرکز مدیریت و اداره ی اوقاف مرمت گردیده است و با حمایت ریاست معظم حوزه حضرت آیت الله العظمی مظاهری و مدیریت حضرت ایت الله طباطبایی نژاد روزانه از چند حلقه درس خارج فقه و اصول و درسهای  پایه ها  دیگر برخوردار می باشد

 

 نقشه شماره ی 1- پلان ، برش و پرسپکتيو مدرسه ی صدر بازار ( حاجی قاسمی ، 1378 ، صص : 63 و 64 و 66 )

 

 

 تصوير شماره ی 1– تصويری از مدرسه ی صدر بازار
( حاجی قاسمی ، 1378 ، ص : 65 )

مدرسه شفیعیه

در محله تاریخی در دشت اصفهان  خیابان ابن سینا مدرسه‌ای تاریخی به نام مدرسه شفیعیه با قدمتی صفوی وجود دارد که به صورت چهار ایوانی با تزئین قطار بندی‌های گچی ساخته‌شده و بر سر درب آن کتیبه‌ای به خط ثلث سفید معرق بر کاشی فیروزه به تاریخ ساخت مدرسه در سال 1067 ه. ق توسط محمد شفیع اصفهانی خوزانی اشاره می‌کند.

در ورودی ایوان بزرگ جنوب مدرسه دو لوح سنگی وجود دارد که موقوفات مدرسه بر آن حک شده است و نمادی از تمدن ژرف اصفهان در فرهنگ سرجمع داری و دیرینه سالی حفظ منظم و قانونمند اموال در شهر اصفهان است، در مندرجات این لوح نام روستاها و قریه‌هایی آمده که باید سالانه بخشی از درآمد آن‌ها صرف امورات این مدرسه شود.

مرمت بخشی از این مدرسه در سال ۸۶ توسط دفتر فنی مهندسی مرکز مدیریت حوزه انجام  گرفته است

*مدرسه باقریه دربکوشک

 

این بنای تاریخی مربوط به عهد صفویه می باشد

 

مدرسه باقریه واقع در اصفهان خیابان طیب جنب مسجد دربکوشک می باشد

 

مدرسه باقریه دارای حیات و حجره ها و کتیبه کاشی کاری بسیار زیبا برخوردار است .

 

بقعه‌اي از آثار قبل از صفويه، که در زاويه شمال‌غربي مدرسه  وجود دارد که عالمی در زیر

 

 زمین  آن محل مدفون است كه ظاهراً يكي از علما و دانشمندان قرن 9 و 11‌ه.ق بوده

 

 است كه هم‌اكنون كمتر كسي از وجود اين بقعه آگاه است.

مرمت و احداث دو سالن الحاقی در شمال و جنوب بقعه ی این مدرسه در سال 1389 توسط دفتر

 فنی مهندسی مرکز مدیریت حوزه علمیه اصفهان با حمایت حضرت آیت الله طباطبایی مدیر محترم

حوزه علمیه و با نظارت اداره میراث فرهنگی انجام گرفته است و در حال حاضر کلاسهای طلاب

مدرسه میرزاحسین و طرح بلاغ (آموزش شبانه دروس حوزه )در آن محل برگزار می گردد 

 * مدرسه‌ي صدر چهار باغ خواجو يا امين‌الدوله:

اين مدرسه نيز از جمله آثار مرحوم حاج «محمد حسين خان صدر اعظم  اصفهاني» است كه به هنگام احداث خيابان چهار باغ خواجو، كه به «چهار باغ صدر» معروف مي‌باشد، در خلال سال‌هاي 1217 تا 1221 ه.ق. به همت آن مرحوم بنا گرديد. گرچه مؤسس اين بنا، مرحوم صدري مي‌باشد اما به علت آن كه تكميل آن به همت فرزندش «امين‌الدوله» انجام گرفت، برخي از  نويسندگان از جمله «هنرفر» به نقل از كتاب «جغرافياي اصفهان»، اين بنا را از آثار «عبد ا... امين الدوله» مي‌دانند. مرحوم «رفيعي مهرآبادي» در كتاب «آثار ملي اصفهان » اين بنا را از آثار «عبد ا... خان امين الدوله ابن حاج محمد حسين خان صدراعظم اصفهاني» مي‌داند (رفيعي مهر آبادي ، 1352 ، ص : 433).

 

مدرسه ی مزبور، در زميني بالغ بر سه هزار  متر مربع -استاد همايي مساحت اين بنا را 2500 ذرع مربع ذكر كرده است (همايي ، 1384 ، ص : 332 )- و به صورت يك طبقه ساخته شد كه فضاهاي تشكيل‌دهنده‌ي آن عبارتند از: بيست حجره، دو كلاس در طرف شرقي و شمالي، يك كتابخانه در طرف جنوبي، يك صحن بزرگ با حوض و باغچه و يك سردر ورودي در طرف غربي مدرسه. مرحوم «جابري انصاري» در كتاب «تاريخ اصفهان و ري» درخصوص اين بنا چنين مي‌نويسد: «و در چهار باغ خواجو نيز مرحوم صدر اصفهاني مدرسه‌اي ساخته كه بعد از خودش داير نشد و طلبه در آن سكني نگرفت» (جابري انصاري ، 1321، ص : 311). اين بنا، براساس پاره‌اي شواهد تا سـال 1336 قمـري كه عمـوم اهـالي اصفهـان آن را  سال مجاعه (قحطي) مي‌نامند، معمور و طلبه نشين بوده و در آن تاريخ كه محله‌ي خواجو خالي از سكنه شد، باير گرديد و بعداً مدتي نيز به صورت تيمارستان مورد استفاده ي شهرداري قرار گرفت (ايمانيه، 1350، ص : 143). اين مدرسه به همت «حاج آقا حسين طباطبايي بروجردي» (متوفي 1380 قمري) به حوزه‌ي علميه باز گردانده شد (موحد ابطحي، 1376، ج . 2، ص : 317 ). مدرسه‌ي مزبور داراي بيست حجره، دو مدرس (در طرف شرقي و شمالي)، يك كتابخانه (در طرف جنوبي)، يك صحن بزرگ با حوض و باغچه و يك سردر مجلل (در طرف غربي مدرسه) در شرق خيابان چهار باغ خواجو مي‌باشد و به صورت يك طبقه با مساحتي بالغ بر سه هزار متر است. بر طبق كتيبه‌ي بالاي سردر، بناي مزبور در سال 1335 ه.ش. تعمير گشت، همچنين در بالاترين قسمت سردر، علاوه بر حديثي از پيامبر اكرم (ص)، تاريخ 1348 نيز جهت تعميرات درج شده و بيانگر آن است كه تعميرات مدرسه چندين سال ادامه داشته است (موحد ابطحي، 1376، ج 2، ص :  ) مدرسه‌ي مزبور با شماره ي 1773 به ثبت رسيده است (ملازاده و محمدي، 1381، ص : 57). 

  

تصوير شماره ی 2- تصويری از مدرسه ی صدر خواجو        تصوير شماره ی 3- تصويری از مدرسه ی صدر خواجو
( حاجی قاسمی ، 1378 ، ص : 74 )                                          ( حاجی قاسمی ، 1378 ، ص : 71 )

 مدرسه صدر خواجو که در حال حاضر زیر نظر مرکز مدیریت حوزه علمیه

 استان اصفهان می باشد  ، با حمایت  مدیر  حوزه علمیه استان اصفهان

 حضرت ایت الله طباطبایی نژاد و توسط دفتر فنی مرکز مدیریت حوزه در

سالهای  ۱۳۸۵ ، ۱۳۸۸ ،  ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ مرمت اساسی شده است و دارای برنامه های آموزشی

 و خوابگاهی می باشد و طلاب مدرسه به طور عمده از فارغ التحصیلان دانشگاهی

 می باشند.

 

تصوير شماره ی 4- تصويری از مدرسه ی صدر خواجو           تصوير شماره ی5- تصويری از مدرسه ی صدر خواجو
( حاجی قاسمی ، 1378 ، ص : 73 )                                     
 

*مدرسه نوریه

مربوط به دوره صفوی است و در اصفهان، خیابان عبدالرزاق، بازار عربان (نظامیه) واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۲۳۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است

 

مدرسه نوریه در حال حاضر در اختیار مدرسه علمیه جامعه المصطفی می باشد.

 

  * مدرسه‌ي صدر پا قلعه:


 اين مدرسه در يكي از محلات معروف اصفهان كه به مناسبت واقع شدن در نزديكي

 قلعه‌ي کهن «تبرك»، به پاي قلعه معروف شده، بنا گرديده است (ايمانيه، 1350،

صص: 143 و 144). اين بنا، براساس كتيبه‌ي تاريخي موجود به همت حاج «محمد

 حسين خان صدر اصفهاني» در سال1217 ه.ق. ساخته شد.

 

وي مردي دين‌دار و علاقه‌مند به حفظ آثار گذشته بود، تا جايي كه درباره‌ي

 او گفته شد: «اگر علاقه و دلسوزي آن مرحوم نبود، بسياري از ابنيه‌ي

 عهد صفويه، همان وقت از بين مي‌رفت» (هنرفر، 1350، ص: 50). مدرسه‌ي

 مزبور به احترام متولي‌اش مرحوم «حاج سيد عبدالحسين سيدالعراقين»، به

 نام «مدرسه‌ي سيد العراقين» نيز ناميده مي‌شود.

 

 بناي اين ساختمان نسبتاَ كوچك، به صورت يك طبقه و شامل شبستاني جالب براي اقامه‌ي نماز جماعت و 10 حجره مي‌باشد كه اطراف صحن آن با كاشي‌هاي خشتي هفت رنگ مزين شده است (موحد ابطحي، 1376، ج . 2 ، صص: 291 و 292). مرحوم «جناب» در كتاب «الاصفهان»، طول و عرض اين مدرسه را 32 *32 ذكر مي‌كند (جناب و شاردن، 1376، ص: 84). اين بناي مسجد ـ مدرسه، امروزه بيشتر به عنوان مسجد مورد استفاده قرار مي‌گيرد.  

 

  تصاوير شماره ی 6 تا 8- تصاويری از مدرسه ی صدر پاقلعه يا سيد العراقين

 

*مسجد – مدرسه‌ي سيد :


اين بنا به عنوان يكي از بزرگ‌ترين و باشكوه‌ترين مساجد شهر تاريخي و مذهبي اصفهان، در دوره‌ي قاجاريه توسط «سيد محمد باقر شفتي»، متوفي 1260 ه. ق. در محله‌ي «بيدآباد» واقع در خيابان «مسجد سيد» ساخته شد. صاحب «روضات الجنات» درباره‌ي اين مسجد در صفحه‌ي 124 چنين مي‌نويسد: «تنها مسجد اعظم او (سيد حجه الاسلام شفتي) كه در اصفهان بنيان شده، شاهد علو مقام  و دليل بر رفعت بنيان او است، بلكه مسجد مزبور، آيتي از آيات ملك و نشاني از نشانه‌هاي سلطنت (معنوي) اوست.»  مرحوم «تنكابني» در «قصص العلماء»، درباره‌ي اين مسجد مي‌گويد: «مرحوم شفتي در محله‌ي بيدآباد، مسجدي بنا كرد كه گويا در عالم، چنين مسجدي بنا نكرده‌اند.» مرحوم «جابري انصاري» مي‌نويسد: « بناي جامع بيدآباد، بر علو همتش فرياد مي‌زند، زيرا مساجد بزرگ را شاهان متعدد ساخته‌اند و اين مسجد را آن پادشاه علماء، به تنهايي كفالت فرمود.» (مصلح‌الدين مهدوي، 1368، ج 2، ص :85) در كتاب «نصف جهان في تعريف الاصفهان» درباره‌ي اين بنا چنين آمده است: «مسجد جامع چهارم، مسجدي است كه مرحوم حاجي سيد محمد باقر مجتهد رشتي ... ، در محله‌ي بيد آباد ساخته است. صحن وسيع و مهتابي‌ها و حوض بزرگ در آن ساخته، و گنبدي به قاعده در سمت قبله، و دو طرف آن چهلستون كرده‌اند، و دو شبستان مواجه مشرق و مغرب براي آن ساخته‌، و بر بالاي آن‌ها مهتابي و حجرات براي طلبه‌ي علم، مهيا داشته‌اند...،  بالجمله، مسجد مذكور كمال تعريف را دارد و حكايت همت اين سيد بزرگ را مي‌نمايد، و هيچ دخلي به مسجد حكيم ندارد (مسجد حكيم سومين جامع اصفهان است) و به درجات از آن بهتر و خوش‌نماتر، و جامعي نيكو است (الاصفهاني، 1368، صص : 64 و 65). «مسجد سيد»،  مجموعاً 8075 متر(95*85 ) و به تعبير ديگر، هشت جريب و كسري مي‌باشد (جابري انصاري، 1321، ص: 286 و مصلح الدين مهدوي، 1368، ج 2، ص: 86) در طرف جنوب، گنبد اصلي بزرگ و شبستان‌هاي طرفين قرار گرفته و در طرف مشرق، شبستاني بزرگ و بر روي آن، دو مهتابي و حجرات و مدرس (به عنوان مدرسه‌ي مسجد سيد)، و در طرف مغرب، شبستاني كوچك‌تر و بر روي آن، دو مهتابي و حجرات براي سكونت طلاب، و در طرف شمال، يك ايوان بزرگ و دو ايوان كوچك در طرفين، و نيز بقعه و گنبد مقبره‌ي مرحوم سيد قرار گرفته است. اين مسجد، سردري بسيار عالي و رفيع دارد كه در طرف شمال، مسجد و روبه‌روي خيابان مسجد سيد است. همچنين دري در جنوب شرقي مسجد، به طرف كوچه‌ي «مشايخ بيدآباد» و جنب حمام «دوقلي»، دري به سمت جنوب غربي و همچنين دري به سوي مقبره‌ي «سيد شفتي» (در طرف شمال مسجد) داراست. شروع ساختمان مسجد در سال 1240 قمري بوده (جابري انصاري، 1321، ص :288) و در زمان مرحوم «سيد شفتي» –  موسس مسجد – سال‌ها در آن، اقامه‌ي جماعت و تدريس و سكونت طلاب انجام مي‌گرفته، ليكن بر طبق كتيبه‌ها كه تاريخ‌هاي متفاوتي را دربردارد، تزئينات و كاشي‌كاري آن سال‌ها به طول انجاميده است. 

 

كاشي‌كاري اين بنا تا پايان نيمه‌ي دوم قرن سيزدهم ادامه داشته بدين معني كه چون عمرحجه الاسلام براي اتمام تزئينات آن كفايت نكرده ، قسمتي به وسيله‌ي فرزندش «حاج سيد اسد ا... ثاني» و قسمتي به وسيله‌ي نواده‌اش «حاج سيد محمد باقر ثاني» به اتمام رسيده است (هنرفر، 1350، ص: 764). بخشي از تزئينات بنا، 130 سال بعد از شروع ساختمان به پايان رسيده است.

 

اين مسجد عظيم به ضميمه‌ي مدرسه موجود در طرف شرق مسجد ( بر روي شبستان، تالار تدريس حجه الاسلام شفتي قرار دارد) و حجرات وابسته به آن (در قسمت فوقاني مسجد)، در طرف شرق و غرب مسجد، از زمان تاسيس تاكنون در بسياري  از دوره‌ها محل فعاليت درسي و سكونت طلاب بوده و شخصيت‌هايي در آن تدريس مي‌نموده‌اند (موحد ابطحي، 1376، ج 2، صص: 31 تا 33). اين بنا نمونه‌ي ديگري از آخرين بناهاي مسجد – مدرسه مي‌باشد كه در ايران ساخته شده است.  

مرمت بخشی از حجرات طبقه ی فوقانی مسجد سید در سال ۱۳۹۲ توسط دفتر فنی

 مرکز مدیریت حوزه علمیه اصفهان و با نظارت سازمان میراث فرهنگی انجام گرفته است.

 

              نقشه‌ی شماره‌ی 2-  پلان و برش مسجد – مدرسه‌ی سيد ( ملازاده و محمدی ، 1381 ، بخش ضميمه )
 

                                تصاوير شماره ي 9 و 10- تصاويری از مسجد – مدرسه ی سيد

 

    
*مسجد و مدرسه‌ي ركن‌‌الملك:


اين بنا در اواخر دوره‌ی قاجاريه (سلطنت مظفر‌الدين شاه) در خلال سال‌هاي 1325-1316 هـ .ق به همت «حاج سليمان خان شيرازي» ملقب به «ركن‌الملك»، نايب‌الحكومه‌ي ظل السلطان، (حاكم‌اصفهان) در محله‌ی تخت فولاد ساخته شد (حاجي قاسمي، 1375،  ج 2 ، صص: 70 تا79). بنا، تركيبي از مسجد و مدرسه است كه شامل سردر ورودي، هشتي، صحن كوچك و بزرگ، ايوان‌هاي چهارگانه، شبستان‌هاي ستون‌دار، حجره‌هايي در اضلاع صحن مسجد و مدرسه و آرامگاه باني مي‌باشد. صحن مدرسه كه به نوعي‌، جلوخان مسجد نيز محسوب مي‌شود، در اضلاع شمالي و شرقي خود داراي شش حجره‌ي فاقد ايوان و در ضلع جنوبي، ديواري مي‌باشد. سردر اصلي و ورودي مسجد، در ضلع غربي صحن مدرسه قرار گرفته و از طريق يك هشتي به صحن مدرسه راه پيدا مي‌كند. صحن مسجد وسيع و مستطيل است و در ضلع غربي آن، سه حجره‌ي ايوان‌دار و مدرس ايوان‌داري در مجاورت آن‌ها ساخته شده است. عمده‌ي تزئينات بنا، كاشي‌كاري مي‌باشد (ملازاده و محمدي، 1381، ص: 66). كتيبه‌هاي مسجد داراي تاريخ‌هاي متفاوتي از قبيل 1290، 1294، 1295، 1299، 1301، 1304و 1378 مي‌باشد كه نشان‌دهنده‌ي مراحل گوناگون ساخت بنا و تزئين اين پايگاه و مركز ديني مي‌باشد (موحد ابطحي، 1376، ج 2، ص :  ). تاريخ بناي مدرسه با توجه به كتيبه‌ي سردر، در سال 1321 قمري است و مصرع آخر اشعاري كه ماده‌ي تاريخ بنا در آن است، چنين مي‌باشد: «بناي مسجد‌الاقصي مبارك برسليمان شد 1321 » (ايمانيه، 1350، ص: 146). اين بنا به شماره ي 1604/3 به ثبت تاريخي رسيده است )ملازاده و محمدي ،1381، ص: 66 ).

مدرسه رکن الملک در حال حاضر دارای طلاب حوزه علمیه اصفهان در پایه های مختلف تحصیلی می باشد. 

نقشه ی شماره ی 3- پلان ، برش و پرسپکتيو مسجد – مدرسه ی رکن الملک ( ملازاده و محمدی ، 1381 ، بخش ضميمه )

 

تصاوير شماره ی 11 تا 13 – تصاويری از مسجد – مدرسه ی رکن الملک

 

  *مسجد ـ مدرسه‌ي رحيم‌خان:
 بناي مزبور در ابتداي محله نو و متصل به محله‌ی «درب كوشك» در نزديكي خيابان طالقاني به همت «آقا سيد حسن مدرس» (متوفي 1273 قمري ) در حدود سال 1260 قمري بنا گرديد و در مراحل بعدي زير نظر «محمد رحيم خان بيگلربيگي» و برادرانش تكميل شد. كتيبه‌هاي مسجد داراي تاريخ‌هاي متفاوتي از قبيل 1290 ،1299،1301،1304و 1378 مي‌باشد كه نشان‌دهنده‌ي مراحل گوناگون بنا و تزئينات اين پايگاه و مركز ديني مي‌باشد (رفيعي مهر آبادي، 1352، ص : 618). در مسجد «رحيم‌خان» كه در سال‌هاي اخير به نام «مسجد الرحيم»، ناميده مي‌شود سه حجره براي سكونت طلاب ساخته شده و در حال حاضر، چند نفر طلبه در آن ساكن هستند (موحد ابطحي،  1376، ج 2 ، صص: 320 و 321).
 

   نقشه ی شماره ی 4- پلان ، برش و پرسپکتيو مسجد – مدرسه ی رحيم خان(حاجی قاسمی، 1376 ،ص : )

 

تصوير شماره ی 14  – تصويری از مسجد – مدرسه ی رحيم خان

 

*مدرسه‌ي الغدير:مدرسه‌اي است در منتهي‌اليه خيابان «مشير انصاري» در كوچه‌اي متصل به خيابان هارونيه كه در اصل، منزلي مجلل و مسكوني جزو ميراث فرهنگي بوده و در سال 1405 قمري به مدرسه‌ي علميه تبديل شده است. مساحت اين مدرسه 2400 متر مي‌باشد و تغييرات و تجديد بنا (در قسمتي از ساختمان) و تعميرات اساسي در آن، تحت نظر آقا «حاج سيد حسن فقيه امامي» صورت پذيرفت و سردري مجلل و باشكوه با كاشي‌هاي معرق و قطاربندي‌هاي زيبا طراحي شد (موحد ابطحي، 1376، ج 2، صص: 288 و 289). 

تصوير شماره ي 15– تصويری از مدرسه ی الغدير

 

 * مدرسه‌ي اميرالمومنين علي (ع):


مدرسه‌اي است در نزديكي فلكه‌ي «قدس» (طوقچي) و در محل مصلاي قديم «طوقچي» (در كنار مسجد بزرگ) در دو طبقه با 80 حجره كه در سال 1400 قمري به همت «حاج سيد نورالدين جعفريان» ساخته شد (موحد ابطحي،  1376، ج 2 ، ص: 290).

این مدرسه در سال ۱۳۹۳ و با تایید مدیر محترم حوزه علمیه حضرت آیت الله طباطبایی(دامت برکاته) به مدرسه مستقل آموزشی طلاب و زیر نظر مرکز مدیریت حوزه علمیه تبدیل شد

 

*مدرسه علميه‌ي باقرالعلوم (ع):


مدرسه‌‌اي است واقع در خيابان «احمد آباد» كه در حدود سال 1405 قمري در دو طبقه با حدود 25 حجره زير نظر «حاج سيد كمال‌ فقيه ايماني» تأسيس شد (موحد ابطحي،  1376، ج . 2، صص: 290 و 291). 

تصوير شماره ی 16- تصويری از مدرسه‌ی باقر العلوم

 

 *مدرسه‌ي محمديه:
اين مدرسه متصل به مدرسه‌ي ذوالفقار مي‌باشد. در سال 1415 قمري ساختمان قديمي آن كه منزلي مسكوني بود، ‌تخريب و به جاي آن ساختماني نو زير نظر «حاج سيد حسن فقيه امامي» و با همت آقاي «محمود صفاكار» ساخته شد ( موحد ابطحي،  1376، ج 2 ، صص: 319 و 320). 

تصوير شماره ی 17 – تصويري از مدرسه‌ی محمديه

 

* مدرسه‌ي جواديه:


 مدرسه‌اي است متصل به مدرسه‌ي «محمديه» و در فاصله‌ي نزديكي با مدرسه‌ي «ذوالفقار» كه در اصل منزل مسكوني بوده و با تغييراتي به صورت مدرسه درآمده است (موحد ابطحي،  1376، ج 2 ، ص: 292). 

تصوير شماره ی 18 – تصويري از مدرسه‌ي جواديه

 

* مدرسه‌ي ميرزا مهدي يا بابا حسن:


بناي اين مدرسه در خيابان «مسجد سيد» و در كنار شعبه‌اي از نهر «فدن» معروف به جوي «باباحسن» واقع مي‌باشد با طول و عرض 45*45 متر، با ده حجره و مشتمل بر شبستان‌هايي كه مسجد بوده است.

 مدرسه‌ي «ميرزا مهدي» بيش از دو جريب مساحت داشت (جابري انصاري، 1321، ص: 308). مدرسه و مسجد مزبور، از آثار «ميرزا مهدي‌خان اشتهاردي»، از مستوفيان عهد نادري مي‌باشد و پس از سال 1365 قمري به كمك مردم متدين، تعميراتي اساسي يافته است. (مصلح الدين مهدوي، 1345، ص: 241) در سال 1408 قمري، مسجد و مدرسه‌ي «ميرزا مهدي» به وسيله‌ي شهرداري جهت احداث خيابان «طيب» تخريب شد و دو سوم آن جزو خيابان قرار گرفت. در باقي مانده‌ي زمين ياد شده و زير نظر «حاج فقيه احمد آبادي» مدرسه‌اي در سه طبقه بنا شد (موحد ابطحي، 1376، ج 2، صص: 321 تا 323).
 

تصوير شماره ی 19 - تصويری از مدرسه‌ی ميرزا مهدی يا بابا حسن

  منابع: 

 - الاصفهاني، محمد مهدي بن محمدرضا (1368). نصف جهان في تعريف الاصفهان . تصحيح و تحشيه‌ی دكتر منوچهر ستوده. تهران : اميركبير.
- ايمانيه، مجتبي (1350). تاريخ فرهنگ اصفهان. اصفهان: دانشگاه اصفهان.
- جابري انصاري ، حسن (1321). تاريخ اصفهان و ري. به اهتمام حسين عمادزاده. تهران: عمادزاده.
- جناب، مير سيد علي و ژان شاردن (1376). الاصفهان . به كوشش محمدرضا رياضي. [تهران]: سازمان ميراث فرهنگي كشور.
- حاجی قاسمی، کامبيز (1375). گنج نامه‌ی فرهنگ آثار معماری اسلامی، دفتر دوم: مساجد اصفهان . [ تهران ]: مرکز اسناد و تحقيقات دانشکده‌ی معماری و شهرسازی و شرکت توسعه‌ی فضاهای فرهنگی وابسته به شهرداری تهران.
- حاجی قاسمی، کامبيز (1378). گنج نامه‌ی فرهنگ آثار معماری اسلامی، دفتر پنجم: مدارس. [ تهران ]: مرکز اسناد و تحقيقات دانشکده‌ی معماری و شهرسازی و سازمان ميراث فرهنگی کشور.
- رفيعي مهرآبادي، ابوالقاسم (1352). آثار ملي اصفهان. تهران: انجمن آثار ملي.
- سلطان زاده، حسين (1364). تاريخ مدارس ايران از عهد باستان تا تأسيس دارالفنون. تهران: آگاه.
- ملازاده، کاظم و مريم محمدی (1381). مدارس و بناهای مذهبی (تکيه، حسينيه، خانقاه، قدمگاه، مدرسه، مصلی). دايره‌المعارف بناهای تاريخی ايران در دوران اسلامی. تهران: حوزه‌ی مهر (حوزه‌ی هنری سازمان تبليغات اسلامی).
- موحد ابطحي ، سيد حجه (1376). ريشه‌ها و جلوه‌هاي تشيع و حوزه‌ی علميه اصفهان. جلد دوم. اصفهان: دفتر تبليغات المهدي (عج).
- مهدوي ، سيد مصلح الدين (1345). تاريخچه‌ی محله‌ی خواجو و تاريخ ساختمان حمام شريف و عين وقف‌نامه‌ی حمام . اصفهان.
- مهدوي، سيد مصلح الدين (1368). بيان المفاخر در احوالات عالم جليل صاحب مناقب و ماثر حاج سيد محمد باقر حجه الاسلام شفتی بيد آبادی. دو جلد. اصفهان: مسجد سيد.
- همايي، جلال الدين (1384). تاريخ اصفهان. مجلد ابنيه و عمارات فصل تكايا و مقابر. به كوشش ماهدخت بانو همايي. تهران: نشر هما.
- هنرفر، لطف ا... (1350). گنجينه‌ی آثار تاريخي اصفهان. اصفهان: ثقفي .

 *مدرسه میرزاحسین ، اصفهان
 

يكي از مدارس قديمي اصفهان مدرسه ميرزا حسين است. اين مدرسه كه در نزديكي مسجد سيد و در محله بيد آباد واقع شده از آثاري است كه در زمان شاه سليمان صفوي ساخته شده است.سال ساخت مدرسه به موجب كتيبه سردر، سال ۱۰۹۹ هجري قمري

 است. اين كتيبه كه به خط نستعليق سفيد بر زمينه كاشي خشت لاجوردي است حاوي اشعاري است كه مصراع آخر آن سال ۱۰۹۹ هجري را بيان مي دارد. در اين اشعار به نام باني مدرسه و شاه سليمان صفوي اشاره شده است. سنگاب نفيس مدرسه نيز به خط نستعليق برجسته بر سنگ پارسي تاريخ ۱۲۷۵ هجري قمري (زمان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار) را با نام نويسنده برخود دارد. مدرسه ميرزا حسين ۴ ايوانه است و حجره هاي طلاب در يك طبقه ساخته شده اند. این مدرسه  که در حال حاضر زیر نظر مرکز مدیریت حوزه علمیه استان اصفهان می باشد  ، با حمایت  مدیریت  حوزه علمیه استان اصفهان حضرت آیت الله طباطبایی نژاد و توسط دفتر فنی مرکز مدیریت حوزه علمیه اصفهان در سالهای  ۱۳۸۵ و ۱۳۸۹ مرمت اساسی شده است و دارای برنامه های آموزشی و خوابگاهی می باشد  و طلاب مدرسه به طور عمده از فارغ التحصیلان دانشگاهی می باشند


*مدرسه ناصریه

مدرسه ناصریه متعلق به دوره صفویه که واقع در اصفهان میدان امام

 (نقش جهان) سابق و در ضلع شرقی مسجد امام(جامع عباسی)

 می باشد . تزیینات آن بنا بر استناد موجود مربوط به شاه عباس دوم

می باشد . این مدرسه با ابعاد۵۰*۶۵ متر و نشه مستطیل و دارای ۹

حجره ایواندر در ضلع شرقی است .

حجرات مدرسه ی ناصریه در سالهای اخیر در اثر کم توجهی به مخروبه ای تبدیل

 شده بود  که مرمت اساسی این بنای تاریخی توسط دفتر فنی مهندسی

 مرکز مدیریت حوزه علمیه استان اصفهان و با حمایت حضرت آیت الله

طباطبایی مدیر محترم حوزه علمیه استان اصفهان و نظارت اداره میراث

 فرهنگی صورت گرفته است.

 * مدرسه بابا قاسم (مدرسه امامیه)

یکی از باباهای معروف اصفهانی که مزارش پس از چند قرن هنوز زیارتگاه

مشهوری به شمار می‌‌رود بابا قاسم اصفهانی است که در ابتدای قرن هشتم

 هجری زندگی می‌‌کرده و از مردان عارف و سالک در راه حقیقت بوده و در

 زمان خود شهرت و محبوبیت داشته است.

صحن آن کاشیکاری و در کتیبه کاشی سردر آن سال ۱۰۵۸ هجری قمری

 دیده می‌‌شود.

 این مدرسه در بازاربزرگ اصفهان قرار دارد.

* مدرسه جلالیه اصفهان

مدرسه جلالیه که در محله احمد آباد اصفهان واقع شده از آثار تاریخی دوره

سلطنت شاه سلطان حسین صفوی است که به وسیله محمد حکیم در

سال ۱۱۱۴ هجری بنا شده است.

 سردر و پشت کناره‌های صحن آن تزیینات کاشی دارد و آرامگاه بانی

ساختمان مدرسه در یکی از حجره‌های آن واقع است.این مدرسه که بخشی

 از آن توسط دفتر فنی مرکز مدیریت حوزه علمیه اصفهان مرمت گردید

در حال حاضر محل استقرار طلاب حوزه علمیه می باشد.

* مدرسه شمس‌آباد

این مدرسه که از مدارس طلبه نشین دوره شاه سلطان حسین صفوی به

شمار می‌آید،

 درمحله شمس آباداصفهان واقع است و به وسیله یکی از رجال آن دوره به

 نام آقا میرمحمد مهدی تاجر عباس‌آبادی، در سال ۱۱۲۵هجری قمری بنا

 شده است. که متاسفانه در حال حاضر کاربری حوزه علمیه را ندارد.

* مدرسه عربان

مدرسه عربان نزدیک امامزاده احمد (ع) و مقبره آقا نجفی واقع است. این

 مدرسه در دوره صفویه از مدارس دایر طلبه نشین بوده که اکنون شهرت

سابق خود را از دست داده و به ویرانی گراییده است و در سال‌های اخیر

به اهتمام سید محمدرضا خراسانی تعمیر و کتیبه‌ای در سردر آن نصب شده

 است. ‏کتیبه شامل نصف آیه ۳۵ تا آخر آیه ۳۷ از سوره (اسرا) است.

* مدرسه کاسه گران






این مدرسه طلبه‌نشین نیز از بناهای دوره شاه سلیمان صفوی است که در

بازار «ریسمان» اصفهان واقع است. این مدرسه تزیینات گچبری و کاشیکاری

‌های زیبایی دارد و به وسیله یکی از رجال آن دوره به نام آقا میرمحمد

 مهدی ملقب به حکیم الملک در سال ۱۱۰۵ هجری قمری بنا شده است.

‏کتیبه‌های داخل مدرسه سال ۱۱۰۳ هجری قمری را نشان می‌‌دهند.

این مدرسه در حال حاضر در اختیار مجموعه جامعه المصطفی می باشد.

* مدرسه ملا عبدالله

مدرسه ملاعبدالله در اول بازار امام اصفهان، واقع است. این مدرسه به فرمان

شاه عباس اول برای تدریس مولانا عبدالله شوشتری ساخته شده است

 که از علمای تراز اول دوره صفویه و مردی عالم و زاهد بود و نزد شاه عباس

قرب و منزلتی بزرگ داشت. این مدرسه  که در حال حاضر زیر نظر مرکز مدیریت

حوزه علمیه استان اصفهان می باشد  ، با حمایت  مدیریت  حوزه علمیه استان

اصفهان  حضرت آیت الله طباطبایی نژاد و توسط دفتر فنی مهندسی مرکز مدیریت

 حوزه علمیه و با نظارت اداره میراث فرهنگی در سالهای ۱۳۸۹ ، ۱۳۹۰ و1393مرمت شده

 است

 و دارای برنامه های آموزشی و خوابگاهی می باشد  .

 مدرسه نجفی

 مربوط به دوره قاجار است و در اصفهان، خیابان نشاط، محله حسن آباد، بازارچه

 حسن آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۷۷

 با شمارهٔ ثبت ۲۰۰۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .

 این مدرسه  که در حال حاضر زیر نظر مرکز مدیریت حوزه علمیه استان اصفهان

 می باشد  ، با حمایت  مدیریت  حوزه علمیه استان اصفهان حضرت آیت الله 

طباطبایی نژاد و توسط دفتر فنی مهندسی مرکز مدیریت حوزه علمیه و با

نظارت اداره میراث فرهنگی در سالهای  ۱۳۸۹ و  ۱۳۹۰ مرمت شده است و 

مدرسه قرآنی حوزه علمیه اصفهان می باشد .

 

 مدرسه جده کوچک

عکس مدرسه جده کوچک 971

در یکی از بازارچه‌های بازار بزرگ اصفهان به نام «قهوه کاشی‌ها» قرار دارد.

← مسیر مدرسه

این محل در چهار وقفنامه از چهار مدرسه اصفهان در دوره صفوی ، جنبِ خان

مشهور به ارفروشان معرفی شده است.مسیر اصلی بازار، در زمان بنیان

مدرسه، از قهوه کاشی‌ها به سرای ساروتَقی (در محل: ساروتْقی) می‌رفت

 و از بازارچه مشیرْ انصاری و فضای میان هارونیه و مسجد علی علیه‌السلام

 و «درب حمامْ کُرسی» و بازار گندم‌فروشان می‌گذشت و به بازار قاز منتهی

 می‌شد و جدّه کوچک نیز، همچون اغلب مدارس و کاروانسراها ، در این مسیر

 بود.


 بانی بنابر کتیبه مرمرینی


بنا بر کتیبه مرمرینی که بر دیوار یکی از غرفه‌های حیاط شمالی مدرسه

 نصب شده، این عمارت به امر دلارام خانم (جدّه شاه عباس دوم) و به سعی

 ولی آقا ساخته شده و بنای آن در رجب ۱۰۵۷ پایان یافته است.← موقوف


بر اساس کتیبه سردرِ مدرسه، جدّه کوچک وقفِ طلاب اثناعشری شده

و ثواب وقف به روح صفی میرزا (مقتول ۱۰۲۴)، فرزند ارشد و ولیعهد شاه

عباس اول ، هدیه شده است.

 
ظاهراً دلارام خانم، مادر صفی میرزا و همسر شاه عباس اول بوده و به

 همین سبب، او را جدّه بزرگ شاه عباس دوم خوانده‌اند. در پشت وقفنامه

 مدرسه، فهرستی از کتاب‌های وقفی آمده که به چهار دسته تقسیم شده‌اند

 و ثوابِ وقفِ هر دسته، به ترتیب، به شاه عباس ماضی، دلارام خانم،

 صفی میرزا و شاه صفی اختصاص یافته است.


← ساختمان مدرسه


مدرسه جدّه کوچک در دو طبقه بنا شده و مساحت آن حدود هفتصدمتر مربع

 است.درِ ورودی مدرسه، داخل بازار و در ضلع جنوبی عمارت واقع شده و

 کتیبه سردر آن به خط ثلث محمدرضا امامی ، خوشنویس نامور دوره صفوی،

 بر زمینه کاشیِ معرق لاجوردی است. نمای آجری اطراف عمارت نیز با کاشی

‌کاری تزئین شده است. این مدرسه دارای حیاط جنوبی و حیاط شمالی است.

دور تا دور حیاط جنوبی را حجره‌هایی در دو طبقه احاطه کرده است.


امروزه این مدرسه ۳۷ حجره طلبه‌نشین (۱۵ حجره در طبقه پایین و ۲۲ حجره

 در طبقه فوقانی) دارد؛ ولی میر سیدعلی جناب اصفهانی  در ۱۳۰۲ ش،

 شمار حجره‌ها را ۳۸ باب ذکر کرده، که احتمالاً اختلاف شمارش مربوط به

حجره‌ای است که بعدها آشپزخانه شده است.

حیاط شمالی مدرسه، که از حیث ارتفاع بالاتر از حیاط جنوبی است،

مشتمل است بر یک مسجد و چند غرفه ایوانی شکل. بنا بر سنگ‌نوشته

 نصب‌ شده در حیاط شمالی، ساختمان این مدرسه آخرین بار در ۱۳۸۰ ش

 مرمت شده است. جدّه شاه، مدرسه جدّه کوچک را بر «علمای علوم

 یقینیه و عملیّه» شیعه وقف کرده  و موقوفات بسیاری به آن اختصاص

داده است، از جمله قسمتی از قریه قُهاب اصفهان و یک حمام و هجده دکان.


یک‌دهم از منافع این موقوفات، حق‌التولیة متولی و مابقی با نظر وی به وظیفه

 و مقرری مدرّس، طلبه، مؤذن و خادم اختصاص یافته است.مدرسه جدّه

 کوچک از ابتدای تأسیس طلبه‌نشین و خوابگاهی بود و به ندرت در آن تدریس

 می‌شد، اما فهرست بیش از هفتاد کتابِ وقفی مدرسه، که عمدتاً در فقه ،

 اصول ، تفسیر ، کلام شیعی و عرفان است، نشانه‌ای از اهداف علمی مدرسه

در بدو تأسیس آن است.

بخشی از حجرات ، هشتی ورودی   و  آشپزخانه  در سالهای  1390    و 1391 توسط دفتر فنی مهندسی

 مرکز مدیریت حوزه علمیه استان اصفهان و با حمایت مدیر محترم حوزه  علمیه حضرت ایت الله طباطبایی

 نژاد انجام گرفته است واز مدارس آموزشی  خوابگاهی می باشد.

 

مدرسه جده بزرگ


مدرسه-جده-بزرگ

مدرسه جده بزرگ واقع در استان اصفهان و شهر اصفهان نوع بنا : تاریخی ،

 قدمت : صفویه (1058 ه ق )، ( تاریخ میلادی : 1501-1722 م ) در بازار بزرگ

اصفهان و درنزدیکی بازار زرگرها دو مدرسه از زمان شاه عباس دوم باقی

مانده که از مدارس بزرگ و باشکوه دوران صفوی است. این دو مدرسه

در طول دهها سال حیات خود، دانشمندان و روحانیون برجسته ای را در خود

 پرورش داده اند. این دو مدرسه به جده بزرگ و جده کوچک معروف هستند. ‏

مدرسه جده بزرگ که در دو طبقه ساخت شده در بازار اصلی اصفهان واقع

 است و نهر آبی از میان آن می گذرد. وجه تسمیه آن به این علت است که

 جده بزرگ شاه عباس آن را ساخته است. ‏کتیبه ای که در سر در مدرسه

 است با خط ثلث با کاشی معرق بر زمینه کاشی لاجوردی است. تاریخ

 آن 1058 ‏هجری قمری و خطاط آن محمد رضا امامی است . ‏در این کتیبه

 به نام شاه عباس دوم و جده او اشاره شده است. تزئینات داخل مدرسه

جده بزرگ کاشیکاری است. در ضلع شرقی صحن مدرسه لوحه کوچکی

 است که با خط نستعلیق مشکی تاریخ تعمیر مدرسه را به سال 1334 ‏ذکر

 کرده است آدرس :اصفهان - بازار بزرگ اصفهان و درنزدیکی بازار زرگرها

احداث الحاقی این مدرسه با حمایت  مدیر  حوزه علمیه استان

 اصفهان حضرت آیت الله طباطبایی نژاد در سال ۱۳۸۵ احداث و مرمت

 بافت قدیمی آن توسط دفتر فنی مهندسی مرکز مدیریت حوزه علمیه

  و با نظارت اداره میراث فرهنگی در سالهای  ۱۳۹۰ و ۱۳۹۳ انجام گرفته  است و 

دارای برنامه های آموزشی و خوابگاهی می باشد  .

عکس فوق از مدرسه میرزاحسن قبل از مرمت

..........................

مدرسه نیم آورد

 مدرسه نيم آورد از مدارس ديني اواخر دوره صفوي است كه

 به سفارش و تشويق زينب بيگم، توسط همسرش، امير محمد

مهدي حكيمالملك اردستاني 1 ساخته شده است و چون در

 محله نيمآورد 2 اصفهان قرار گرفته به اين نام خوانده ميشود.

 اين زوج، بناهاي عامالمنفعه ديگري نيز در اصفهان ساخته اند

 كه از آن جمله ميتوان به مدرسه كاسهگران 3 اشاره كرد.

ژان شاردن 4، سياح فرانسوي، كه در زمان شاه عباس دوم از

 اصفهان بازديد كرد، در بخشي از سفرنامه خود درباره محله

 نيمآورد مينويسد: « ميان اين محله گود نسبتاً بزرگي به نام گود

 نيماورد است و بالاتر از آن كاروانسراي فيل و كوچه موتابان و

سپس قصر و مدرسه ميرزا قاضي شيخالاسلام و بعد خانه ابراهيم

 سلطان كچيباتي است». 5

گود نيم آورد هنوز هم به همين نام خوانده ميشود و مدرسه در

 محل اين گود بنا شده است. اما درباره تاريخ ساخت آن اطلاع

 دقيقي در دست نيست و در هيچ يك از كتيبههاي مدرسه،

تاريخ اتمام بناي ساختمان آن ذكر نشده است. با اين حال با

 توجه به تاريخ احداث مدرسه كاسهگران (سال ١١٠۵ هق)

ميتوان گفت كه احداث مدرسه نيمآورد و بهرهبرداري از آن

مصادف با اواخر سلطنت شاه سليمان و سالهاي ابتدايي

حكومت شاه سلطان حسين صفوي بوده است. 6

مير سيد علي جناب اصفهاني در كتاب الاصفهان، وسعت

 مدرسه را ۴٥ × ۴٥ ذرع و تعداد حجرههاي آن را ٦١

 عدد ذكر ميكند. اما در بناي كنوني مدرسه كه دو طبقه است،

 ٧٨ حجره ديده ميشود و علاوه برآن ذكر عدد فرد براي تعداد

 حجرهها تا حدودي غير معمول است. پس يا عدد ذكر شده

در كتاب الاصفهان ناشي از خطاي شمارش است و يا اينكه

 ساختمان مدرسه محتملاً سابقه تجديد بنا يا اضافه شدن

ملحقاتي را دارد.

علاوه بر حجرهها، مدرسه داراي يك مدرس است كه در روبه

روي در ورودي قرار دارد و دو ايوان نيز در دو ضلع ديگر بنا ديده

 مي شود. اين ايوانها را براي تدريس در نظر گرفتهاند و در

هنگام اوقات شرعي از ايوان سمت قبله براي اقامه نماز

استفاده ميشود. 7 در زمان شاه سلطان حسين صفوي در

 اين ايوان محرابي ساخته شده كه مفصلترين بخش تزئينات

مدرسه را دارد. 8

در وسط حياط مدرسه حوضي وجود دارد كه در چهار طرف آن

به شيوه معمول باغهاي ايراني چهار باغچه براي گلكاري

و درختكاري در نظر گرفته شده است.

ساختمان مدرسه، تزئينات كاشيكاري و گچبري فراواني

 دارد و در برخي جاها با گچهاي رنگارنگ نوعي گچبري

 معرق ترتيب دادهاند كه حاصل خلاقيت استادكاران اجرا

كننده تزئينات است و نمونه آن در ديگر بناهاي عصر

 صفوي اصفهان ديده نميشود.

بجز كتيبه سردر كه متعلق به دوره پهلوي اول 9 است،

كتيبه تاريخي ديگري در مدرسه وجود ندارد. اين كتيبه

كه به خط ثلث نوشته شده، مشتمل بر سوره اخلاص و

آيات ٧٨ و ٧٩ سوره اسري است 10 و در پايان آن چنين

 آمده است:


و قال سبحانه حافظوا علي الصلوات و الصلوه الوسطي

 و قومو الله قانتين و قال رسول الله صلي الله و عليه و آله

 و سلم لو ان الغياض اقلام و البحر مداد والارض قرطاس

و الجـن حساب و الانس كتاب ما احصوا فضائل

علي بن ابي طالب سنه ١٣۴٩. 11

مدرسه نيمآورد از مدارس مشهور طلبهنشين اصفهان

 است و عده كثيري از علما و دانشمندان پس از دوره

صفوي در اين مدرسه تحصيل علم كردهاند. از جمله

 اين افراد ميتوان به ميرزا ابوالقاسم رشتي12

، ابوالقاسم رفيعي مهرآبادي 13، آقا سيد محمدباقر در

چهاي 14 و جلالالدين همايي 15 نام برد. 16

توليت مدرسه و موقوفات آن از طرف واقفه و واقف (زينب

بيگم و همسرش، حكيمالملك) به خانواده ميرزا رشيد

 اردستاني كه با واقفان بستگي خويشاندي داشته، تفويض

شده و پس از فوت او نيز به اعقاب او واگذار گرديده است. 17

اين مدرسه امروزه نيز براي تعليمات ديني مورد استفاده

قرار ميگيرد و با شماره ٣٧٨ – ١١/ ٩/٣٠ در فهرست

آثار ملي به ثبت رسيده است. 18




نماي ايوان رو به قبله

ورودي مدرسه

نماي حياط مدرسه

نماي حياط مدرسه و مَدرَس رو به روي ورودي

. امير محمدمهدي الحسني الحسيني مشهور به حكيمالملك اردستاني

 از رجال متمكن اواخر دوره

 صفوي.
2. محله نيمآورد از محلات قديمي، پر جمعيت و معروف اصفهان است كه به

نمآورد و نيماورت نيز معروف است.

 مدرسه نيمآورد در خيابان عبدالرزاق اين محله قرار گرفته است.

3. واقع در بازار ريسمان منشعب از بازار عربان و ميدان كهنه شهر اصفهان

.
4. ژان باپتيست شاردن، جواهرفروشو سياح فرانسوي، Jean-Baptiste Chardin

(1713-1964) .


5. ژان باپتيست شاردن، سفرنامه شاردن، ترجمه اقبال غمايي، تهران:

 انتشارات توس، ١٣٧٥، ص ٨٩ .

6. سيد مصلحالدين مهدوي، اصفهان دارالعلم شرق (مدارس ديني اصفهان)،

اصفهان: سازمان فرهنگي تفريحي شهرداري اصفهان، ١٣٨۶، ص٢٧۲.

7. ابوالقاسم رفيعي مهرآبادي، آثار ملي اصفهان، تهران: انجمن آثار ملي،

 ١٣۵۲، ص ۵٠۵ .8. مهدوي، ص ۲٧٣ .
. همان، ص ۲٧۲ .
10. رفيعي مهرآبادي، ص ۵٠۵.
11. مهدوي، صفحات ۲٧٣ و ۲٧٣ .
حديث ذكر شده بدين مضمون است كه : « اگر تمام جنگلها و بيشهها به قلم و درياها به مركب و اجنه، حسابگر

 و انسانها، نويسنده، نخواهند توانست فضايل علي بن ابي طالب را به شماره درآورند».
12. مولف كتاب تحفة الناصريه.
13. مولف كتب عديدهاي از جمله آثار ملي اصفهان.
14. از مراجع تقليد و از مدرسين بزرگ زمان خود (متوفي به سال ١٣۴۲ ه ق).
15. استاد فقيد دانشگاه تهران (متوفي به سال ١٣۵٩ ش).
16. همان، صفحات ۲٧٣ و ۲٧۴ .
17. رفيعي مهرآبادي، ص ۵٠٧ .
18. همان، ص ۵٠٨ .

مدرسه نیماورد از مدارس مشهور و طلبه نشین اصفهان است که در دوره

 سلطنت شاه سلیمان صفوی به وسیله زینب بیگم همسرحکیم الملک بانی

 مدرسه کاسه گران ساخته شده و با تزیینات فراوان گچبری و خطوط

بنایی و قطارهای گچبری آراسته شده است.‏‏

این مدرسه در محله نیماورد اصفهان در مجاورت بازار بزرگ واقع است

 و از این جهت که محل تعلیم شمار زیادی از علما و دانشمندان بعد از

دوره صفویه بوده، شهرت بسیار دارد.‏‏واز آثار نفیس کاشی کاری زیبا بر

خوردار می باشد که توسط توریست ها بعضا مورد بازدید قرار می گیرد .

نام محله نیماورد از دوره سلاجقه به بعد در تاریخ دیده می‌‌شود

در سال ۱۳۸۷ مرمت پشت بام ها و کاشیکاری اطراف حیات مدرسه

 توسط دفتر فنی حوزه علمیه استان اصفهان و با حمایت حضرت

 آیت الله طباطبایی مدیر محترم حوزه و نظارت اداره میراث فرهنگی

 انجام گرفته است.

مساجد ، خانه‌ها ی تاریخی اصفهان (شرح اختصاری)

این مسجد، در حقیقت مجموعه‌ای از ساختمان‌ها و آثار هنری

 دوره‌های بعد از اسلام تاریخ ایران است که یادگارهایی از

پادشاهان، وزیران، امیران، بزرگان و بانوان نیکوکار ایرانی

 بعد از اسلام را دربردارد و بخشی از تحولات معماری دوره‌های

 اسلامی تاریخ ایران را، در مدت ۱۰۰۰سال، نشان می‌دهد.

* مسجد جامع عباسی

ساخت مسجد جامع عباسی، در ضلع جنوبی میدان تاریخی

 اصفهان، در سال ۱۰۲۰ هجری قمری به فرمان شاه عباس

اول و در بیست و چهارمین سال سلطنت وی شروع شد.

این مسجد شاهکاری جاویدان از معماری و کاشیکاری و

حجاری ایران در قرن یازدهم هجری قمری است.

قطعات بزرگ سنگ‌های مرمر یکپارچه و سنگاب‌های نفیس،

بویژه سنگاب نفیس شبستان غربی گنبد بزرگ که به تاریخ

سال ۱۰۹۵ هجری قمری است، از دیدنی‌های این مسجد بی

 نظیر تمدن ایرانی و اسلامی است.

* مسجد شیخ لطف الله

این مسجد بی‌نظیر شاهکار دیگری از هنر معماری و کاشیکاری

 قرن یازدهم هجری قمری است که به فرمان شاه عباس اول

در مدت ۱۸ سال ساخته شده است. ‏ساخت سردر معرق آن

در سال ۱۰۱۱ هجری قمری به پایان رسید و ساختمان و تزییناتش

 در سال ۱۰۲۸ قمری به اتمام رسید.‏شیخ لطف الله از علمای

زرگ شیعه و از مردم «میس» از قراء «جبل عامل» در لبنان امروزی

 بود که به دعوت شاه عباس اول در اصفهان اقامت گزید.‏‏

 این مسجد به منظور قدر دانی از مقام او و برای تدریس و

نمازگزاری وی ساخته شد و به همین دلیل نیز به مسجد

شیخ لطف الله مشهور شد.‏‏ شیخ لطف الله ۶ سال پیش از

درگذشت شاه عباس اول فوت کرد.


خانه ی داوید

از آثار دوران صفوی که در زمان قاجار تو اون تغییرات کوچیکی داده شده می شه به «خانه داوید» اشاره کرد.
مشبک های هندسی آجری ورودی به هر رهگذری می گه که این یه خونه معمولی نیست. سالن مرکزی به صورت طاق و چشمه، مقرنس های چند پایه، تزئینات نقاشی، هشتی جالب توجه و اتاق های دو طبقه ازجاذبه های این خونه هستن.
اینجا الان محل کلاس های مرمت دانشگاه فارابی شده و دانشجوها از معماریش درس می گیرند .

اصفهان اصفهان، در مجاورت خانه سوکیاس

عکس خانه داوید 12402

خانه بدیع


یکی از خانه های قدیمی در اصفهانه که معماری داخلی بسیار زیبای در نوع خودش دارد.


اصفهان میدان شهدا

عکس سرای بدیع 46913

عکس سرای بدیع 46916

* مسجد حکیم

یکی از بناهای جالب اصفهان، مسجد حکیم است که در انتهای بازار

 رنگرزان واقع شده است.این مسجد از آثار تاریخی و دیدنی می باشد

 که در اکثر مواقع مورد بازدید علاقه مندان قرار می گیرد

* خانه شیخ هرندی

این خانه از فضاهایی یک طبقه تشکیل شده است که حوضخانه‌ای

 در گوشه شمال شرق آن به چشم می‌خورد.

جبهه شمالی خانه متشکل از دو اتاق سه دری در دو سو و

 اتاق دیگری در میانه است. ‏اتاق‌های سه دری عمق‌هایی متفاوت

 دارند ولی در نما کاملاً مشابه یکدیگرند و به وسیله ایوانچه‌هایی

با حیاط ارتباط دارند.

* خانه چرمی

این بنا که از خانه‌های اشرافی دوره قاجار به شمار می‌آید،

 فضاهای متنوع وتزیینات فراوانی دارد. حیاط مستطیل

 شکل خانه در سه جبهه شمالی، شرقی و غربی خود با

فضاهای متعددی احاطه شده که در این میان جبهه شمالی

 با ارتفاعی نزدیک به سه طبقه مهمترین بخش خانه را تشکیل

 می‌‌دهد.

* خانه محمود سرتیپی


خانه-سر-تیپی

مجموعه فضاهای بسته خانه محمود سرتیپی در سه جبهه

حیاط مستطیل شکلی قرار گرفته‌اند که دو جبهه شمالی و

جنوبی آن از جبهه سوم مرتفع‌ترند.‏‏ مهمترین فضای خانه تالار

جبهه شمالی است که به شکل نیم صلیبی است و با دو اتاق

 سه دری طرفین خود کاملاً مرتبط است.

* خانه دهدشتی

فضاهای خانه در چهار سمت حیاط نسبتاً بزرگ و مستطیل

شکلی نشسته‌اند. مهمترین بخش خانه در جبهه شمالی

 حیاط قرار دارد. این جبهه شامل تالاری در میانه و دو اتاق

 سه دری در دو طرف آن است.‏‏ دو ایوانچه مقابل اتاق‌های

گوشوار و دو اتاق پشت آنها و نیز شاه ‌نشین در پشت تالار

 این مجموعه را کامل می‌‌کنند.

* خانه یداللهی


عکس خانه ید اللهی 826

مهمترین بخش‌های خانه در دو جبهه شمالی و جنوبی در دو

 انتهای محور اصلی حیاط کشیده‌ای قرارگرفته‌اند.

 این دو جبهه، دو تالار بزرگ با ابعاد و شکل مشابه دارند اما

 نسبت به حیاط کاملاً قرینه نیستند. به این صورت که تالار

 جبهه شمالی، شاه نشینی در عمق خود دارد و در تالار

 جبهه جنوبی فضایی همانند شاه نشین در کنار پنجره

 مشرف به حیاط دیده می‌‌شود.

* خانه کریمی

خانه کریمی از یک حیاط مستطیل شکل و فضاهایی در جبهه شمالی

 و شرقی آن تشکیل شده است که مجموعه  فضایی مهمتر خانه

در جبهه شمالی آن واقع است.

این مجموعه شامل تالاری صلیبی شکل در میانه و دو اتاق سه دری

 در طرفین است. این اتاق‌ها علاوه بر حیاط اصلی خانه از ضلع دیگر

 خود به فضاهای دیگری مشرف‌اند.

* خانه حاج مصور الملکی

خانه شامل فضاهای متنوعی است که در چهار سوی یک حیاط

مستطیل شکل قرار گرفته‌اند. مهمترین این فضاها با نماهایی متفاوت

 در جبهه جنوب شرق خانه، جبهه‌ای که در ابتدای ورود به حیاط در

چشم انداز مخاطب قرار می‌‌گیرد، واقع شده است.

* خانه حاج حسن غفوری قزوینی‌ها


عکس خانه قزوینی ها 11690

این بنا شامل مجموعه‌ای از دو حیاط بیرونی و اندرونی است که

 فضاهای مختلف خانه پیرامون آنها واقع شده‌اند.‏

جبهه شمالی هر دو حیاط از سایر جبهه‌های آنها مرتفع‌تر و مهمتر

 است و قرارگیری حوض در مقابل این جبهه‌ها تاکیدی بر اهمیت آنها

 است.

* خانه کهکشانی

فضاهای این خانه در سه جبهه حیاط مرکزی آن قرار گرفته‌اند. جبهه

 شمالی دو طبقه بوده و تالاری در میانه خود دارد و دو اتاق سه دری

در طرفین آن دیده می‌‌شود. هر یک از این اتاق‌های سه دری ایوانچه‌ای

جلو خود دارد که بر روی آن در طبقه بالا اتاقی قرار گرفته است.

* چله خانه

در مجاورت مقبره بابا رکن الدین چند اتاق مربوط به یک دیگر واقع

شده که یکی از آنها معروف به چله‌خانه است و سابقاً مرتاضان در آن

 جا چله نشینی می‌‌کرده‌اند. بعضی از این اتاق‌ها دارای گچبری‌هایی

ممتاز بوده وتا چند سال پیش اشعار نوشته شده بر روی گچ دیوار

 (خط نستعلیق) خوانده می‌شده است.

* خانه انگورستان

این باغ انگور در زمان حکومت نادرشاه افشار به عنوان مالیات از مردم

 گرفته شد و در دوره ناصرالدین شاه قاجار به تملک مسئول امور مالی

 حکومت اصفهان، یعنی پدر حاج محمد ابراهیم ملک التجار در آمد. بعدها

 حاج محمد ابراهیم خان بنای انگورستان را به منظور برگزاری آیین

 عزاداری و تعزیه ساخت.

* خانه جمال قدسیه

به اظهار مالک خانه با توجه به نقاشی‌ها و تزیینات تالارهای جنوبی

 و شمالی، قدمت قسمت‌هایی از بنا به دوره صفوی می‌‌رسد.

دو کتیبه در تالار شمالی تاریخ‌های ۱۰۸۴ و ۱۲۶۵ هجری قمری

دارند. نخستین مدرسه ابتدایی اصفهان که توسط میرزا عبدالحسین

 قدسی در سال ۱۲۸۷هـ. ش تأسیس شد، در سال ۱۳۱۰هـ. ش به

این خانه منتقل شد. ‏این مدرسه تا سال ۱۳۲۶هـ. ش دایر بود و هنوز

 این بنا به نام مدرسه قدسیه خوانده می‌‌شود.

* خانه حاج رسولی‌ها


عکس خانه حاج رسولیها 820

تاریخ بنای این خانه احتمالا اواخر دوره زندیه است و بانی آن، بزرگ

 خاندان حاج رسولیها و از تجار معتبر اصفهان بوده است.‏‏ فضاهای خانه

 در چار چوب حیاطی مستطیل شکل واقع شده‌اند. چهار تالار خانه که

 در میانه چهار جبهه حیاط قرار گرفته‌اند، پوشیده از تزیینات مقرنس،

قطاربندی، گچبری، طلاکاری و نقاشی روی گچ است و ضلع مجاور

حیاط هر چهار تالار را ارسی ظریف و زیبایی پوشانیده است.

* خانه داوید

فضاهای بسته خانه در چهار جبهه یک حیاط مستطیل شکل قرار

 گرفته‌اند. مهمترین مجموعه فضایی این خانه در جبهه شمالی آن

 واقع شده که شامل تالاری صلیبی شکل با ارتفاع دو طبقه در میانه

 و چهار اتاق سه دریدر دو طبقه طرفین آن است.

* خانه دکتر اعلم

این خانه از بناهای اشرافی دوره قاجار به شمار می‌‌رود که وجود

تزیینات متنوع و گسترده در جای جای خانه مؤید این امر است. ‏

حیاط وسیع خانه در چهار جبهه توسط فضاهای بسته احاطه شده

 است. جبهه شمالی مرتفع‌تر و بارزتر از سایر قسمت‌های خانه

است و شامل تالار شاه‌ نشین‌ بزرگی در میانه و دو اتاق سه دری در

طرفین است.

* خانه سوکیاسیان


عکس خانه سوکسیاس 824

این خانه که از آثار دوره صفوی است، از حیاطی وسیع و فضاهایی

 در دو جبهه شمالی و جنوبی تشکیل شده است. جبهه جنوبی که

 فضاهای مهمتری را در خود جای داده، از جهت دیگر به حیاط دیگری

 مشرف است. این جبهه شامل ایوانی دو ستونی است که مقابل

 یک حوضخانه زیبا نشسته است.

* خانه شیخ الاسلام و شرکا


خانه-شیخ-الاسلام--تکیه-

خانه شیخ الاسلام دارای حیاط بسیار بزرگی است که فضاهای اصلی

 در شمال و جنوب آن ساخته شده‌اند.

این حیاط غالبا محل برگزاری آیین‌های مذهبی بوده و محوطه سازی

 آن با دیگر خانه‌های اصفهان متفاوت است‌.

به این ترتیب که یک حوض نسبتا کوچک مقابل ایوان شمالی و دو

باغچه به شکل هشت ضلعی در دو سوی آن قرار دارد. مهمترین فضای

 خانه ایوان وسیع ستونداری است که در میانه ضلع جنوبی حیاط قرار گرفته

 است.

* خانه عکاف‌زاده و شریف

مجموعه این خانه از دو بخش بیرونی و اندرونی تشکیل شده که طی

 نیم قرن اخیر از یکدیگر تفکیک شده‌اند وامروزه در تملک خانواده‌های

 عکاف‌زاده و شریف هستند.

بخش بیرونی، دارای حیاط مرکزی کوچکی است که فضاهای بسته

 در چهار طرف آن واقع شده‌اند. مهمترین فضای این بخش تالار جبهه

شمالی است که شاه ‌نشینی به شکل نیم هشت و با ارتفاعی معادل

 یک طبقه دارد.

* خانه لباف

فضاهای خانه لباف در سه جبهه حیاط وسیع آن قرار گرفته‌اند که جبهه

 شمالی مهمترین و مرتفع‌ترین آنها است‌.

 این جبهه شامل تالاری صلیبی شکل در میانه و دو اتاق در طرفین آن است.

تالار توسط سه در چوبی به حیاط گشوده می‌‌شود و از دو سوی دیگر

 به فضاهای پیرامون خود راه می‌‌یابد.

* خانه مارتا پیترز

خانه مارتا پیترز که بخش اصلی آن بنایی مکعب شکل و متعلق به دوره

صفویه است الگویی متفاوت با خانه‌های عادی هم عصر خود دارد و به

نظر می‌‌رسد طرح کلی این خانه ابتدا به صورت یک کوشک و درمیان

 باغ واقع بوده که در طول زمان دستخوش تغییراتی شده است.

 

موقوفات ماندگار بانوان از اصفهان عصر صفوی

 نويسنده: محمد حسين رياحي*

چکيده: وقف از عوامل مهم تقويت تعاون، همبستگي، توسعه و ترويج دانشها، رفع محروميتها

 و رسيدن جامعه به تعادل به حساب ميآيد. تأکيد فرهنگ اسلامي بر اين موضوع، در

 تحولات اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي از صدر اسلام تاکنون اثرگذار بوده است.


استقرار دولت صفويه با تبعيت از مذهب شيعة اماميه از سوي صفويان، سلاطين اين

 

 سلسله را به سمت توسعة فرهنگ وقف و پيشگامي آنان با همراهي علما و رجال

دولتي سوق داد.
انتخاب اصفهان به عنوان پايتخت دولت شاه عباس اول (996 ـ 1038 ق) اوج ترويج

و رونق وقف و کارسازي آن بود، به طوري که بسياري از آثار و ابنيه و مؤسسات قابل

 اعتناي آن عهد بر اثر اين موضوع شکل گرفت. بانوان نيز در اين تحول ارزشمند تأثير

 گذار بودهاند؛ چه زنان دربار اعم از مادران، همسران و دختران پادشاهان و يا زنان

امراء و حکام، عالمان و دانشمندان و حتي بانوان ديگر اقشار جامعه، که همگي در

 اين زمينه نقش برجستهاي ايفا کردهاند. برخي از اين نهادها و مراکز علمي ـ معنوي

 هنوز هم باقي مانده و منشأ خيرات و برکات متعددي شده که در اين مقاله به آنها

 اشاره مي‏گردد.


کليد واژه ها: وقف، صفويه، بانوان، اصفهانمقدمه:
يکي از عمده ترين مسائل تقويت کننده و از پشتوانههاي مؤثر در تحولات فرهنگي و

 فکري جهان اسلام مسئلة وقف بوده و توسعة تمدن و فرهنگ مسلمانان از شرق

اسلامي: شبه قارة هند، آسياي ميانه، ايران و عراق و شام گرفته تا غرب اسلامي:

 مصر و اندلس تا حد زيادي مرهون اين موضوع بوده است. البته اين مسئله به عوامل

 مختلفي بستگي داشته است؛ از جمله اهتمام علما و بزرگان، حکام و سلاطين،

کارگزاران حکومتي، متمولان و ثروتمندان و حتي شوق و رغبت ساير اصناف و جوامع؛

 چرا که آنان در پرتو فرهنگ متعالي و دستورات سازندة قرآن کريم و شريعت اسلامي

و سنت نبوي (ص) به نتايج بسيار خوبي دست يافتهاند و قطعاً فرهنگ سازي در اين

 موضوع نتيجه بخش بوده است.


اصفهان که در تحولات بعد از اسلام معمولاً به عنوان يکي از مراکز مهم سياسي به حساب

 آمده، به ويژه اينکه در عصر دولتهاي مقتدر آل بويه، سلجوقي و صفوي بهجز محوريت

 حکومتي به عنوان پايگاه فرهنگي هم محسوب ميشده است، در مسئلة وقف به ويژه

 موقوفات مراکز علمي و نهادهاي آموزشي نقش ارزندهاي را ايفا کرده است؛ بدين

 جهت سعي بر آن است تا در اين مقاله ميزان اثرگذاري و تحولاتي که به واسطة اهتمام

به وقف و پرداختن به اين حرکت متعالي از سوي بانوان خيّر عصر صفوي عايد فرهنگ

 و آموزش به ويژه علوم اسلامي خاصه شيعي در اصفهان آن دوره شد مورد بررسي

 قرار گيرد؛ چرا که برخي از اين مدارس و کانونهاي علمي و اجتماعي تا عصر حاضر

 پا برجا و فعال است، در اين بين نقش بانوان واقف مورد توجه قرار گرفته است.


وقف در ادوار متعدد تاريخ سرزمين ما با فراز و نشيب هاي فراواني مواجه بوده است.

 سبب هم گاه اوضاع نابسامان اجتماعي و گاه عدم ثبات و امنيت اقتصادي بوده که

 دولتمردان را برآن ميداشت با وقف اموال خود، آن را از گزند حوادث گوناگون در امان

بدارند؛ از اين رو با توجه به سنت معمول، تعرض به وقفيات بسيار کم اتفاق ميافتاد.

بيشتر اين گونه موقوفات از نوع خاص و عمدتاً وقف بر اولاد واقف بود و غالباً به دليل

 ذکر صريح واقف در وقفنامه، املاک موقوفي از عوارض ديواني يا تبديل به خالصه و

سيورغال مصون نگه داشته ميشد.


زماني هم که جامعه در اوج ثبات سياسي و اجتماعي به سر ميبرد، شاهد گسترش

 امر وقف در جامعه هستيم. در اين حالت وقف بيشتر براي کسب اعتبار و بر جاي

گذاردن نام و نشاني نيک و يا از سر خلوص نيت و صرفاً براي کسب ثواب اخروي

 صورت ميگيرد، تا پس از کوچ از اين جهان از ثواب آن بهره مند شوند.

 

اهميت وقف و اعتبار اوقاف در موسسات علمي، معنوي عهد صفوي

عصر صفويان از دورههايي است که وقف در آن گسترش بسياري يافت؛

به ويژه اينکه خاندان  سلطنتي و به تبع آن، دولتمردان و بزرگان دين خود

از پيشگامان اين راه بودند. در اين دوره مساجد، مدارس، بيمارستانها و

کاروانسراهاي بسيار ساخته و براي هر کدام از آنها وقفيات قابل

توجهي مقرر شد، به گونهاي که بسياري از افراد املاک و مستغلات

خود را براي مراسم

عزاداري و احياي شبهاي متبرک و نيز بر مزارات شريفه و اماکن مقدسه

و حتي بر زائران و مسافران عتبات و حرمين شريفين وقف کردند. علاوه

بر اينها مسائل ديگري چون روشنايي معابر شهر، دستگيري از فقرا، بيماران،

در راه ماندگان و حتي حيوانات  عليل از چشم واقفان دور نماند.


در اين زمان به دليل شروع رقابت ارزشمند و معنوي براي وقف اموال و کثرت آن، دولت

 صفوي بر آن شد تا کساني را براي رسيدگي به امور وقف برگزيند. اين امر در حيطه يا

 جزو وظايف «صدارت» محسوب ميشد. از اين تحول بزرگ معنوي مدارس و نهادهاي

آموزشي به خوبي بهرهمند شدند، به طوري که در عصر صفويه با توجه به ايجاد تأسيسات

 متعدد آموزشي، عبادي، اموال و امکانات بسياري تحت عنوان وقف، پشتوانة مادي اين

 موسسات منظور گرديد.


به گواهي آثار و منابع معتبري چون عالمآراي عباسي، قصص خاقاني و خلد برين اين

موقوفات در دوران صفويه ارزش مادي بسيار داشته و عوايد آن مبالغ شگفتآوري را

 شامل ميشده است. وقفنامة موقوفات سلطنتي را شيخ بهاء الدين عاملي در زمان

شاه عباس اول مينوشته و رسيدگي به کار اوقاف را اشخاصي مانند: مير محمد باقر

داماد، ملا محسن فيض کاشاني، ملا عبدالله شوشتري، شيخ لطف الله ميسي

عاملي و ميرزا رضي، وزير شاه عباس عهدهدار بودهاند(2) .


وقف در عصر صفويه به ويژه در زمان شاه عباس اول به نحوي بوده است که شاه

به اعتماد السلطنه حاتم بيک و ميرزا رضي صدر در اصفهان دستور داده بود که

چهارده مهر به نام چهارده معصوم  تهيه کنند وآن مهرها را به ميرزا رضي صدر وزير

خود سپرده بود تا کلية داد و ستدهاي اوقافي  با آن مُهرها مهمور شود. آن پادشاه

صفوي مخصوصاً اصرار داشت که هيچ يک از املاک و  اراضي و خانه ها و ساير

مايملک او از وقف خارج نماند. وي گفته است:


جميع اشياء سرکار من و آنچه اطلاق مالکيت برآن توان کرد، حتي اين دو انگشتري

که در دست دارم وقف است، ليکن مشروط بر آن است که به هر مصرفي که رأي

صوابنماي اشرف ـ که متولي آنهاست ـ اقتضا نمايد(3) .


اين رونق و شکوفايي هرچند در عصر شاه عباس اول در اوج خود بود، اما پس از او هم

استمرار يافت. اگر چه اين پادشاه به گفتة خود، همة اموال و داراييهايش را وقف کرد و

 بدين ترتيب آثار و ابنية بسياري در پايتخت صفويان و ساير شهرها و بلاد ايران به وجود

 آمد که برخي از اين بناها و امکانات هنوز نيز پاي برجاست و بسياري از آنها نيز با

گذشت  زمان و بر اثر مصائب و سوانح از بين رفته است، ليکن در سرتاسر حيات

اين سلسله، مساجد،  مدارس و بسياري از اماکن عام المنفعه وقف شد که در جاي

خود بدان خواهم پرداخت. از  جمله اين نهادهاي آموزشي ميتوان از مدارس کاسه گران،

نيمآورد و چهار باغ (امام صادق ?)  و به جز آن نام برد که ميزان قابل توجهي از املاک و

مستغلات وقفي، باعث رونق آنها و  فراهم آمدن امکانات، چه براي محصل يا طلبه و يا

مدرس و استاد شده است. در وقفنامه هاي  اين دوره مکرر به مواردي برخورد ميکنيم

که وقفکنندگان منتهاي دقتشان را بهکار بستهاند  تا از حيف و ميل شدن عوايد موقوفات

و مصرف نادرست آن جلوگيري کنند؛ بهخصوص در  اواخر وقفنامه با ذکر برخي آيات و

روايات کوشيدهاند موجبات تنبه متوليان را فراهم سازند؛

 و در بعضي از آنها مکرر توصيه کردهاند که بعد از واقف، توليت با اصلح اولاد اوست؛

مانند آنچه در کتيبة مدرسة ملا عبدالله در بازار اصفهان موجود است.


در اين وقف نامه ها رعايت حال طلاب و کمکهاي مادي و معنوي به آنها به شرط دارا بودن

 تقوا و داشتن فعاليتهاي علمي توصيه شده است. اين موضوع حتي در کتيبة مدرسة

شفيعية دردشت نيز آمده است. نيز در پايان هر وقفنامه، فرد متجاوزرا به لعنت خداوند

و نفرين رسول خدا و ائمة اطهار ? تهديد کرده و مخصوصاً تأکيد کرده و تذکر دادهاند که

موقوفات بايد به  همان مصارفي برسد که وقفکننده نيت آن را داشته و معين کرده است.


در تعدادي از سفرنامه هاي سياحان اروپايي که در عصر صفوي به ايران آمدهاند، در مورد

 مدارس آن دوره بهخصوص امور مربوط به پشتوانههاي مالي و وقفيات آن، مطالبي ديده

ميشود. کمپفر(kaempfer) که در دوران شاه سليمان صفوي (1077-

1105 هـ ق) در  اصفهان به سر ميبرد، با اشاره به رقابت بين شاه، دربار و رجال

کشور در ساختن تأسيسات  عام المنفعه و قرار دادن موقوفات براي آن آورده

است:


شناختن درست وضع دربار ايران بدون وقوف به تأسيساتي که قسمت قابل توجهي از

عوايد  دربار صرف آنها ميشود؛ يعني: مساجد، گرمابهها، قنوات، راههاي عبور و مرور،

پلها و  بيش از همه مدارس ديني و همچنين نمايندگان علوم و هنر امکانپذير نيست.

بدين ترتيب شاه  با پيروي از نياکان خود ميخواهد پس از خود نام نيکي به يادگار بگذارد

و بزرگان و اعيان نيز  در گرفتن سرمشق از پادشاهان، به چشم و همچشمي با يکديگر

برميخيزند و وسايل مادي لازم را براي تأسيس و نگاهداري انواع ساختمانها و به ويژه

موقوفه هاي ديني در اختيار ميگذارند؛

 به اين دليل اغلب شهرهاي ايران مملو است از مدارس ديني و موقوفات آنها. تنها در

 اصفهان که پايتخت است و شهري باشکوه و بزرگ به شمار ميرود، در حدود يکصد

 موقوفة قابل ملاحظه وجود دارد؛ و اين به جز موقوفات جزئي و متفرقه است(4) .


ژان باتيست تاورنيه (Tavernier) نيز که در همين زمان از اصفهان ديدن کرده

است، تأمين بخش عمدة مايحتاج مدارس و طلاب آن را بسته به ميزان وقفيات

آن نهادهاي آموزشي  دانسته و در اين مورد به تأمين معيشت و برخي لوازم

حجرههاي مدارس از قبيل فرش و  رختخواب از اين طريق اشاره کرده است(5) .


ژان شاردن ( chardin) هم که در آن دوران شاه عباس دوم ( 1052- 1077 هـ ق)

به اصفهان  آمده است، در باب ساختن مدارس و قرار دادن املاک و اموالي به

عنوان وقف جهت مدارس،  نوشته است:


هر مدرسهاي که بنا ميشود، مواردي از املاک و مستغلات را وقف آن مينمايند و خودِ بانيان

مدارس معمولاً حافظان و متصديان عايدات موقوفات آن هم به شمار ميروند که معمولاً ايرانيان

 به آنها «متولي» ميگويند(6) .


وي متولي وقف را داراي اختياراتي از جمله تعيين مدير، اساتيد و همچنين يکي از

 متصديان عمدة پذيرش طالبان علم در مدرسه دانسته است.


در اواخر دوران صفويه و عصر حکومت شاه سلطان حسين (1105- 1135 هـ ق)، کلية

 اراضي و املاکي که شرعاً ممکن بود وقف شود جزو موقوفات قرار گرفته بود؛ و اين

باعث شد که جهت پشتوانة مالي براي مدارس و مساجد اصفهان، حتي در شهرهاي ديگر،

 مانند کاشان و يزد و... زمين و يا ساير مستغلات را خريداري کنند وآنها را جزو موقوفات

 آن اماکن قرار دهند که تاکنون نيز در آن حدود موقوفاتي به نام مساجد و مدارس صفويه

 موجود است(7) ، ليکن تهاجم افغان و سيطرة آنان بر مرکز دولت صفوي وضع را دگرگون

 ساخت.


مفتي گروه مهاجم، يعني ملا زعفران و ساير علماي افغان، مردم اصفهان را رافضي و

 مشرک خواندند و اين شهر را مفتوح العنون قلمداد کردند(8) . جماعت ياغي افغان تا ه

ر کجا ميتوانستند و فرصت داشتند، املاک و اراضي وقف را جزو خالصه و تحت تصرف

 خود در آوردند و طومارها و وقفنامهها را از بين بردند. بسياري از آن املاک را نيز به

اراضي موات تبديل کرده، قناتها را پر کردند و ساير آثار ديگر مانند دکانها، کاروانسراها

 و ساير مستغلات را خراب کردند. در حقيقت آنچه در عصر صفوي بهخصوص از زمان

شاه عباس اول تا آن زمان به عنوان موقوفات و تشکيلات اوقاف بر اساس نظم وتدبير

 حاصل شده بود، يک-باره با هجوم افغان (1135 هـ ق) و محاصرة شهر و ويرانگريهاي

اين گروه مهاجم از هم گسيخته شد؛ به طوري که نوشته اند:


در اين زمان رقبات دفتري صفويه که تشخيص قُري را از دولتي و موقوفة ملي به درستي

 ربط ميداد و در عمارت چهل ستون ثبت و ضبط بوده است، به وسيلة افغانها به رودخانة

 زايندهرود افکنده شد و بدين صورت، اسناد و آثار بسياري که مربوط به اوقاف عصر

 صفوي بود از اين طريق نابود شده است(9) .


با آمدن نادرشاه افشار( 1148- 1160 هـ ق) و غلبة او بر افاغنه در سال 1145هـ ق،

اين طايفه از اصفهان و ساير بلاد ايران متواري و اخراج گرديدند، ليکن نادر با همة

رشادتهايي که در ابتداي کار خود نشان داد، در اواخر دچار جنون شد. در اين زمان

براي موقوفات اصفهان بليهاي تازه پيش آمد که آن هم بعد از حملة افغان لطمة ديگري

 بود که وضع املاک موقوفة مربوط به عصر صفويه را دگرگون ساخت، به طوري که

 استملاک موقوفات در اواخر دورة نادر بسيار معمول شده بود(10) .


اين آشفتگيها در وضع موقوفات عصر صفويه بعدها نيز در مصايب و بلاهايي که

دامنگير اصفهان شد ادامه يافت؛ بهخصوص قحطي معروف سال 1288ق که شهر يک

 مرتبه از سکنه خالي گرديد، هيچ سر و ساماني در امور اوقاف وجود نداشت. شواهد

 نشان ميدهد که از ابتدا تا انتهاي حکومت قاجاريه (1193- 1344 هـ ق) بسياري

 از آثار تاريخي ارزشمند مربوط به صفويه در اصفهان نابود شده است. از اين ميان

 مي-توان از عمارت آيينهخانه، هفت دست، نمکدان، کشکول وکاخهاي باغ سعادتآباد

 نام برد(11) .


اين ويرانگريِ آثار عهد صفوي و تصرف اراضي موقوفه بهخصوص در دوران حاکميت

 ظل السلطان (1291- 1325 هـ ق) آن طور بود که وقتي سيد جمال الدين اسد آبادي

 (1254- 1314 هـ ق) به اين شهر وارد شد و به او خبر رسيد که ساختمانهاي تاريخي

 صفويه را خراب ميکنند، از اين موضوع بسيار متأثر شد و عاملان اين کار را مؤاخذه

کرد(12) . در اواخر همين دوره (قاجاريه) بالغ بر بيست مدرسه از مدارس عهد صفويه

 در اصفهان خراب شد که تنها چهارده مدرسة آن در محلات خواجو و عباس آباد واقع

مسجد جامع دشتی


تاریخ ساخت این بنا، در حدود سال ۱۳۲۵ م/ ۷۲۵ ه.ق تخمین زده شده، که همزمان با ساخته شدن بنای مسجد کاجه. گنبد این مسجد گرد نیست بلکه تیزه دار و تند طراحی شده و با گنبد های مسجد جامع های زواره و اردستان شباهت هایی داره.
متاسفانه کاشیکاری نمای بیرونی مسجد که اون هم به همین سبک بوده یا خراب شده یا مورد دستبرد قرار گرفته.


آدرس: ایران - اصفهان - اصفهان ۱۶ کیلومتری شرق اصفهان، خیابان پانزده خرداد

عکس مسجد جامع تاریخی دشتی 93968

 شده بود(13) .

زنان واقف و ايجاد يا توسعة نهادهاي آموزشي و بناهاي عام المنفعه

مشارکت محسوس و قابل اعتناي بانوان در اصفهان عصر صفوي از طبقات و اصناف

 مختلف، به ويژه برخي از زنان خاندان سلطنتي و يا ديگر بزرگان و حتي عوام قابل

 اعتنا بوده است که در اينجا به تعدادي از اين مدارس و يا مراکز علمي و معنوي که

تا به حال پا برجاي مانده است اشاره ميشود:

 

1- مدرسه دلارام خانم (جده کوچک):

دلارام خانم مادر بزرگ شاه عباس دوم (1052- 1077 هـ ق) بود. يکي از اقدامات او

 بناي يکي از مدارس آن دوره است که هنوز هم جزء نهادهاي آموزشي مهم و موثر

 به حساب ميآيد و به خصوص اين که در تعليم فقه شيعه اشتهار دارد. هر چند دلارام

خانم جدة بزرگتر شاه سابق الذکر است، اما چون مدرسهاي که باني آن بوده کوچکتر

از مدرسهايی است که به همين عنوان، يعني جده و در نزديکي اين مدرسه قرار دارد و

 آن هم در بازار بزرگ اصفهان واقع شده است، لذا مدرسة منسوب به او را جدّة کوچک

 مي-نامند(14) .


بانو دلارام به عنوان پشتوانه براي اين نهاد آموزشي وقفياتي نيز مقرر کرده که برخي

 از دکاکين و مغازه هاي قسمتي از بازار بزرگ اصفهان از آن جملهاند(15) .


مدرسة جدّة کوچک که اين بانو مؤسس آن بوده در قسمتي از بازار اصفهان موسوم به

قهوهکاشيها قرار دارد. سنگ مرمري به خط ثلث سفيد به ديوار يکي از غرفه هاي حياط

دوم اين مدرسه نصب شده است که حاوي تاريخ اتمام اين نهاد آموزشي به سال 1057 هـ ق

 است. اين مدرسه مشتمل بر دو طبقه و داراي سي و پنج حجره است که شانزده حجرة آن در

 طبقة همکف و نوزده حجرة آن در طبقه فوقاني قرار دارد. در حاشية کتيبة سردر مدرسه و

 پشت بغلهاي اطراف عمارت دوطبقة آن تزئينات کاشيکاري وجود دارد که به خط ثلث سفيد

 معرق بر زمينة کاشي لاجورديرنگ به قلم محمدرضا امامي و به سال 1056 هـ ق نوشته شده

 است. در کتيبة سردر مدرسه به غير از تجليل از شاه عباس دوم و ذکر نام باني آن، يعني دلارام

 خانم، به مسئلة وقف اين مدرسه جهت طلاب شيعة اثنيعشري نيز اشاره شده است.


اين مدرسه هماکنون نيز طلبه نشين و تحت پوشش مرکز مديريت حوزة علمية اصفهان است.

 از جمله مدرّسان گذشتة اين مدرسه آيت الله شهيد سيد حسن مدرس بوده است(16) .


سنگنوشتة وقفنامه به طول 95 و عرض 70 سانتيمتر است و همان طور که ذکر شد مربوط

 به ذيحجّة سال 1057 ق است.


دو مواد از اين وقفنامه به شمارة ثبتي 106 در بايگاني ادارة کل اوقاف اصفهان موجود

 است که يکي بر روي کاغذ سفيد مايل به زرد و ديگري بر روي کاغذ آبي نوشته شده است(17) .

کساني که به عنوان شاهدان اصلي اين وقفنامه ذکر شدهاند شاه عباس دوم، خليفه سلطان و

 سيد ماجد قاضي هستند. خليفه سلطان، صدرِ شاه عباس دوم بود. نام وي سيد علاءالدين

 حسين و فرزند ميرزا رفيع الدين محمد بود. نسبش از جانب پدر به مير بزرگ از سادات

مازندران ميرسيد، شاه عباس اول پدرش را «منصب صدارت و ايشان را به سعادتِ مصاهرت

 و منصب وزارت سرفراز داشتند». نامبرده در عصر سلطنت شاه صفي به علت دشمني حاسدان

مدتي معزول بود، تا آنکه پس از قتل ساروتقي به دستور شاه عباس دوم مسند وزارت اعظم

 يافت. وي در سال 1064 هـ ق در ولايت مازندران ديده از جهان فرو بست(18) .


از ديگر شاهدان اين وقفنامه سيد ماجد قاضي است که گويا کسي جز سيد ماجد بحراني

 فرزند سيد محمد نيست. او در ابتدا قاضي القضاة شيراز و بعد از آن نايب الصدر و مدتي

 بعد قاضي اصفهان بوده است. از تاريخ درگذشت وي اطلاع دقيقي در دست نيست، اما از

 آنجا که کتابي تحت عنوان التحفة السليمانية به نام شاه سليمان (1078-1105ه.ق) نگاشته

است، بايد حداقل مدتي از دوران اين پادشاه صفوي را درک کرده باشد(19) .

 

2- مدرسة حوري نام خانم (جده بزرگ):

نهاد آموزشي مذکور در بازار بزرگ شهر اصفهان واقع گرديده است.

همان طور که گفته شد،  در اين بازار دو مدرسة طلبه نشين از زمان

شاه عباس دوم وجود دارد که يکي از آنها را مدرسة جدّه بزرگ و ديگري

را مدرسة جدّه کوچک مينامند. مدرسهاي را که بزرگتر است  جدة کوچک

شاه بنا کرده، اما امروز اطلاق کلمة بزرگ و کوچک از طرف عموم مردم

برحسب وسعت بناست. به اين ترتيب که مدرسة بزرگتر را مدرسة جده

بزرگ و مدرسة کوچکتر را مدرسة جدّه کوچک مينامند(20) .


در عهد صفويان اين مدرسه مورد توجه علما و دانشمندان و محل تعليم و تعلّم و آموزش

 علوم شيعي به-خصوص فقه و اصول بوده است، به طوري که ميرزا طاهر نصرآبادي

 (متوفي 1100 ه.ق) از آقا حسين خوانساري نام برده که در اين نهاد آموزشي به درجات

عالي علمي رسيده و در مورد او آورده است:


در اوان شباب جهت تحصيل به اصفهان ـ که صدف گوهر فضلاء ميباشد ـ آمد، و در اندکزماني

 به موجب فطرت عالي و درخشش استعداد، گوي سبقت را از اقران بلکه از فحول علماي

 سلف ربود؛ و حال در اصفهان تشريف دارند و تدريس و توليت مدرسة جدّة صاحبقراني

شاه عباس ثاني با ايشان است و عمدة فضلا در حاشية درس آن قبلة عرفا حاضر شده

و استفاده مينمايند(21) .


وقفنامة اين مدرسه نيز در بايگاني ادارة کل اوقاف اصفهان (با شمارة ثبتي 103) نگهداري

 ميشود. وقفنامة مذکور بر روي کاغذي ضخيم نگاشته شده و گويا به هنگامي که دچار

 پوسيدگي و شکنندگي شده است، پشت آن را کاغذ چسباندهاند، اما به طور کلي وقفنامه

آسيب بسيار ديده و تعدادي از سطرهاي ابتداي آن کاملاً از ميان رفته است. در نگارش آن

از رنگهاي مشکي، طلايي، آبي و قرمز استفاده شده است. در اطراف متن نيز چند رشته

 خط به رنگهاي آبي، طلايي و نارنجي متن اصلي را از حاشيههاي دو طرف جدا کرده است.

 متن اصلي با مرکب مشکي نوشته شده و اعرابگذاري آن به ترتيب يک خط آبي، خط بعدي

 قرمز و سپس طلايي است. اين ترتيب در سرتاسر متن رعايت شده است. حاشية متن با خطي

 درشتتر از متن اصلي و يک خط در ميان طلايي و سپس آبي نوشته شده است. اعراب

 خط طلايي، مشکي و اعراب خط آبي، قرمز است، قسمتهايي که گواهان نوشته و مُهر

 کردهاند به صورت عمود بر متن اصلي و با مرکب مشکي و خط ريزتر نگاشته شده است(22) .

اين وقفنامه در سال 1057 ق به دستور «حوري نام خانم» جدة شاه عباس ثاني تنظيم

شده است. اگر چه در هيچ يک از منابع اين دوره ذکري از او نشده است، اما در حاشية

 متن وقفنامه تنها يک بار اين نام به اين صورت ضبط شده است. علاوه بر شاه عباس

 دوم، افرادي چون خليفه سلطان، حبيب الله بن الحسن الحسيني (وي همچنين به حبيب الله

کرکي معروف بود. پس از آمدن به اصفهان نزد پادشاه تقرب بسيار يافت و به منصب

 صدر العلمايي رسيد. تاريخ وفات او را حدود سال 1060 ه.ق ذکر کرده اند)، احمد بن

 زين العابدين علوي (وي شاگرد و داماد مير داماد بود)، محمد صادق و نيز محمد

 باقر الشريف بر اين وقفنامه شهادت دادهاند. باقر الشريف همان مير داماد و نام کامل

 او مير محمد باقر بن مير شمس الدين محمد حسيني استرآبادي است. وي از علماي

 بنام زمان خود بود(23) .


اين نهاد آموزشي از جمله مدارس مفيد و مؤثر در حوزة علميه اصفهان بوده و هست.

برخي از علماي معاصر مانند آيت الله حاج آقا رحيم ارباب، آيت الله حاج ميرزا علي آقا

 شيرازي و آيت الله شيخ محمد حسن عالم نجف آبادي در آنجا مجلس وعظ و اخلاق و

 نيز حضور داشتهاند(24) .

 

3- مدرسة زينب بيگم اردستاني (نيم آورد)

زينب بيگم اردستاني از جمله زناني است که در اواخر عهد صفوي

يعني زمان سلطنت شاه سلطان حسين اقدام به تأسيس مدرسة

ديني کرده است هر چند که به نوشتة مرحوم دکتر لطف الله هنرفر،

برخي نيز بر اين اعتقاد هستند که بناي مدرسة نيم آورد مربوط به

 اواخر دوران سلطنت شاه سليمان صفوي (1077-1105ه.ق) است(25) .


اين نهاد آموزشي که تاکنون پا برجاست، برکات زيادي خصوصاً براي دانشهاي شيعي

 از جمله فقه و اصول داشته است(26) . زينب بيگم خود نيز از خانداني علمي و معنوي

 و دختر اميرمحمد اردستاني معروف به شيخالاسلام و همسر امير محمدمهدي حکيم الملک

 اردستاني بوده است(27) .


نام ديگر اين نهاد آموزشي نيم آورد يا نيم آور است که در محلهاي به همين نام و در

 يکي از فرعيهاي بازار بزرگ اصفهان واقع شده است. شاردن فرانسوي که در عهد شاه

سليمان صفوي در اصفهان به سر مي برده، اين محله را يکي از پر جمعيتترين و

 معروفترين محلات اصفهان دانسته است(28) .


هزينة ساختمان و بناي اين مدرسة بزرگ و زيبا را ناشي از بخششهاي اورنگ زيب،

 پادشاه هند، به زينببيگم و شوهرش حکيمالملک اردستاني ميدانند(29) .


همان طور که ذکر شد، تاريخ دقيق بنا مشخص نيست، ليکن مؤلف آثار ملي اصفهان

 به نقل از يکي از متوليان پيشين اين مدرسه، تاريخ وقفنامة اين نهاد آموزشي را در

 سال 1111 ق دانسته و نوشته است: «آقا جمال خوانساري مجري صيغة وقف و ناظر

 امور مدرسه بوده است.» (30) .


توليت اين نهاد آموزشي در زمان تأسيس به عهدة فردي به نام ميرزا رشيد بوده و

 زينب بيگم، باني مدرسه، پس از اتمام بناي آن به ميرزا رشيد سفارش ميدهد رقباتي

 را در اصفهان و اردستان جهت مدرسه خريداري کند و آن را بر مدرسه و طلاب آن

 وقف نمايد. در همان سال اين املاک و مستغلات وقف بر مدرسه ميشود که برخي از

 آنها در محلاتي از اردستان و چند مغازه نيز در بازار نيم آورد اصفهان بوده است(31) .


به نوشتة کتاب گنجينة آثار تاريخي اصفهان:


مدرسة نيم آورد از لحاظ تزئينات فراوان کاشيکاري و گچبري نيز داراي اهميت است؛

و آنچه که بهخصوص جالب توجه است آنکه استادان هنرمندي که در اين بنا کار کردهاند

 به وسيلة گچهاي رنگارنگ نوع مخصوصي از معرق را ترتيب دادهاند که در ابنية

 تاريخي ديگر اصفهان در عصر صفوي نظير ندارد(32) .


اين نهاد علمي ـ مذهبي که زينب بيگم اردستاني پايهگذار آن بود، سبب رشد استعدادهاي

 بسيار درخشاني در علوم اسلامي گرديد؛ از جمله اينکه مدرسة نيم آورد در يک قرن

 اخير شخصيتهاي مبرز علمي و عملي بسياري را پرورش داده که شهرة خاص و عام

 و محبوب قلوب جهان اسلام، بهخصوص عالم تشيّع بودهاند. برخي از آنها عبارتند

 از: آيت الله ميرزا بديع درب امامي (متوفي 1318ق)، آخوند ملا عبدالکريم گزي

 (متوفي 1339ق)، آيت الله العظمي سيد محمد باقر درچهاي (متوفي 1342ق)،

آيت الله العظمي حاج آقا حسين بروجردي طباطبايي (متوفي 1380 ق) و استاد

جلال الدين همايي (متوفي 1400 ق) (33) .


ميزان وقفياتي که زينب بيگم اردستاني جهت اين مدرسه مقرر کرده قابل توجه است.

از اين وقفنامه سوادي که در تاريخ 1349ق رونوشت شده است به شمارة ثبتي

105 در بايگاني ادارة اوقاف اصفهان نگه-داري ميشود. اين سواد بر روي کاغذي

 زرد رنگ نوشته شده است. البته متن وقفنامه بر يک روي کاغذ و در پشت آن

 فهرست و شرح رقبات وقفي ذکر شده است(34) .


نظارت اين مدرسه به «علامي فهامي علامة العلمايي مجتهد الزماني آقاي قواما شيخ

محمد جعفر» سپرده شده است و پس از او به آقاي محمد حسينا فرزند شيخ محمد جعفر

 و بعد از او به فرزند ارشد او به همين ترتيب تا نسل او باقي است، و در صورت

 انقراض نسل آنها امر نظارت به عهدة «.... اولاد ذکور .... علامة العلمايي مجتهد

 الزماني آقاي آقا جمال الدين محمد خوانساري گذاشته شده است»(35) .

 

4- مدرسة عزت نسا خانم (ميرزا حسين)

بانويي در عصر صفوي و در دوران سلطنت شاه سليمان به نام عزت نسا خانم، باني

و واقف نهادي آموزشي در جهت ترويج مذهب اهل بيت و ترويج معارف شيعة اماميه

 گرديد.که امروزه اين مدرسه به ميرزا حسين اشتهار يافته است. اين مدرسه اگرچه از

 نظر مساحت و زيربنا کوچک است، اما از بناهاي زيبا و مجللي است که در عصر پادشاه

مذکور بين سالهاي 1077 تا 1105 ق در اصفهان ايجاد شده و در بازار محلة بيدآباد و

 در مجاورت مسجد سيد واقع شده است(36) .


همان طور که آمد و با استنباط از مندرجات وقفنامة اين مدرسه، باني و واقف آن زني

 بوده است به نام عزت نسا خانم، دختر ميرزا خانا، تاجر قمي، که شوهر خود را ميرزا

 مهدي معرفي نموده است(37) . توليت مدرسه ابتدا به عهدة آقا حسين خوانساري

 (متوفي 1099ق) بوده است که در هنگام ساختمان مدرسه درگذشته و امر توليت آن

 به پسرش، آقا جمال الدين محمد (متوفي 1125 ق) رسيده است. ميرزا حسين ظاهراً

 از اولاد و يا احفاد ميرزا مهدي و عزت نسا خانم بوده است که پس از فتنة افغان،

متصدي تعمير مدرسه و ساکن نمودن طلاب در آن ميگردد و به اين صورت نهاد آموزشي

 مذکور کم کم به نام او شهرت يافته است(38) .

 

5- مدرسة مادر شاه (مدرسة چهار باغ):

اين نهاد آموزشي اگرچه به نامهاي «چهار باغ» و «سلطاني» نيز ناميده شده، اما

 به دليل پشتوانه هاي بسيار مهم و قابل اعتنايي که مادر سلطان حسين صفوي ـ آخرين

 پادشاه رسمي اين سلسله ـ براي اين مدرسه مقرر کرده، به مدرسه مادر شاه هم معروف

 گرديده است.


مدرسه مادر شاه يا چهار باغ اصفهان را بهتحقيق ميتوان نمونه اعلاي يک نهاد آموزشي

 در زمان خود دانست. اين مدرسه آخرين بناي تاريخي باشکوهي است که در عهد صفويه

 براي تدريس و تعليم طلاب علوم ديني از سال 1116 تا 1126 ه ق ساخته شده است(39) .

اين مدرسه با گذشت سه قرن هنوز روح معنوي، عظمت هنري و طبيعت با طراوت خود

 را حفظ کرده است، به طوري که وجود اشجار کهنسال، به خصوص چنارهاي تنومند و

 نهر آبي که از وسط مدرسه ميگذرد صفاي خاصي به اين بناي ارزشمند بخشيده است(40) .

حدود يک قرن پيش جهانگردي فرنگي عظمت اين مکان را با وجود صدماتي که بر اين

بنا خاصه در زمان فتنة افغان و بعد از آن رفت، اين گونه ستوده است:


آيا در سراسر جهان مدرسهاي ميتوان يافت که در زيبايي و صفا از اين کاملتر باشد

 و در آن اجزاء و عناصر گوناگون بدين سان به هم درآميخته و درهم ترکيب و ذوب

شده و اثري واحد پديد آورده باشد؟(41)


راجر سيوري که از صاحبنظران تاريخ ايران به خصوص دوره صفويه است، آن را

 باشکوهترين بنايي مي-داند که به دست جانشينان شاه عباس اول در اصفهان ساخته

 شده است(42) .


يکي از انديشمندان تاريخ علم و تمدن در اسلام، اين مدرسه را حاصل شکوفايي

سازمانهاي تعليماتي شيعه و جزو شاهکارهاي هنر اسلامي ميداند(43) .


جذابيت و شکوه اين نهاد آموزشي از جهات مختلف در بينندگان خود آن قدر تأثير

 گذاشته و ميگذارد که هيچ يک از بناهاي تاريخي اصفهان به اندازه اين بنا شور و

 شوق شاعرانة جهانگردان اروپايي را برنينگيخته است. به عنوان مثال دير لافوآ،

 گوبينو و فلاندن اين بنا را بسيار دلپذير، جذاب و سحرآميز توصيف کرده-اند(44) .


اين مدرسه را به نامهاي مختلف خواندهاند. از نظر اينکه در قسمت شرق خيابان چهار

 باغ واقع شده است آن را «مدرسة چهارباغ» گفتهاند؛ و به علت اين که به فرمان

شاه سلطان حسين صفوي احداث شده است «مدرسة سلطاني» ناميدهاند؛ و از جهتي

 «مدرسة مادر شاه» هم گفتهاند بدين خاطر که مادر شاه سلطان حسين، «سراي فتحيه»

 ـ که هم اکنون به جاي آن ميهمانسراي عباسي ساخته شده است ـ همچنين

«بازارچه بلند» را وقف اين مدرسه کرده تا منافع آنها به مصرف مدرسه و طلاب

 آن برسد(45) .

پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و گسترش حوزة علوم ديني، اين مدرسه نيز از حيث

دروس حوزوي فعالتر شد و به مدرسة امام جعفر صادق (ع) موسوم گرديد.

موقوفات مدرسه و موضوعات وقفنامة آن:

مدرسة مادر شاه يا چهار باغ داراي موقوفات زيادي بوده است که پس از استيلاي افغان

 بر اصفهان و ظهور نادر، چگونگي بساري از آن موقوفات نامعلوم مانده است(46) .

وقفياتي که در عصر سلطان حسين بر اين مدرسه قرار داده شده بود، بسيار زياد بوده است،

 به طوري که شامل تماميت برخي از روستاها، مزارع، باغها، املاک، دکاکين، کاروانسراها

 و ساير مستغلات ميشده است.


در گوشه و کنار اصفهان و مناطق اطراف آن و حتي نواحي ديگري مانند قم، کاشان،

 چهار محال و کهکيلويه و ... کم و بيش وقفياتي به نام اين مدرسه وجود داشته است

 که عوايد آنها صرف بازسازي مدرسه و تأسيسات آن و امور مربوط به طلاب و مدرسان

 اين نهاد آموزشي ميشده است. متأسفانه نسخة اصلي وقف نامه در دسترس نيست و تنها

 رونوشتي منسوب به اين وقفنامه نزد آقاي مصطفي سيدالعراقين، متولي مدرسه در بيش

از نيم قرن پيش موجود بوده است(47) .


غير از کاروانسراي مادر شاه که در حال حاضر «مهمانسراي بزرگ عباسي» است و نيز

 بازارچه بلند که هر دو از جانب مادر شاه سلطان حسين صفوي وقف مدرسه بوده است،

 برخي موقوفات ديگر اين مدرسه هنوز باقي است که خرج مدرسه مي شود که از آن جمله

ميتوان از مزرعة باغ ملک در چهار محال و مزرعهاي در احمدآباد کاشان نام برد(48) .


از ميان مواردي که در رونوشت وقفنامة مدرسه به چشم ميخورد، يکي در باب وظايف

مدرسان و طلاب مدرسه است؛ از جمله اينکه طلاب مدرسه بايد به علوم شرعي مانند

 احاديث اهل بيت (س)، تفسير، فقه و اصول و همچنين فراگيري مقدمات آن مانند صرف

 و نحو اشتغال داشته باشند و هر يک از طلاب بايد به قدر متعارف و معهود به اين

 درسها مشغول باشند و حداقل يک درس طلاب بايد يکي از کتابهاي مشهور احاديث

 اهل بيت (س) باشد(49) .


همچنين با توجه به مخالفت با علوم عقلي در سالهاي انحطاط عصر صفوي در حوزه هاي

 علميه و مدارس آن زمان، در وقفنامة اين نهاد آموزشي هم به اين تصريح شده است، در

 قسمتي از اين وقفنامه آمده است که طلاب بايد از مباحثه دربارة کتابهاي حکمت و آثار

 مربوط به تصوف در مدرسه احتراز کنند(50) .


به جز رونوشت وقفنامة اين مدرسه،ه تنها منبع مربوط به وقفيات آن، کتاب وقايع السنين

 و الأعوام است که در اشاره به مسائل مربوط به سال 1123 ق، از برخي موقوفاتي که

جهت مدرسه به وسيلة سلطان حسين فراهم آمده نوشته است:


سلطان حسين قرية مهيار را بر مدرسة جديد سلطاني وقف نمود و اين زماني بود که شاه

 از طريق شرعي مالک آن قريه گرديد؛ و نيز در همين تاريخ قريههاي مور و ملک، سررود

 و نعيمآباد و غير از آن هم خريده و بر مدرسه وقف نموده است. قرية ديگري به نام

 طهرانچي را شاه از ورثة شخصي به نام لَلِه بيک به 440 تومان خريده و وقف مدرسه

 نموده است(51) .
با عنايت به اين مطالب و نيز ميزان وقفيات و عوايد آن و همچنين نظارت شخص شاه و

 حضور مستمر وي در اين مدرسه و عزل و نصب متصديان و مدرسان اين نهاد آموزشي

 از ناحية او، به فراواني امکانات اين مدرسه به عنوان يک نهاد آموزشي در اواخر عصر

 صفوي ميتوان پي برد، به طوري که نوشته اند:


اهل مدرسه را تنعم بسيار بوده و نفوذ کلمة آنان بي قياس و از جهت مادي هيچ گونه مشکلي

 

 نداشته اند؛ به گونهاي که آشپزخانة مدرسه از جهت تأمين مايحتاج خوراک طلاب و

 مدرسين در زمان شاه صفوي همواره برقرار بوده است. (52)


هرچند که بايد گفت اين يک استثنا بوده است و چه بسا در همين مدارس علوم ديني

عصر صفوي و در اين شهر، يعني اصفهان، طلاب بسياري از نظر معيشت در تنگنا و

 سختي بوده اند. براي نمونه با مراجعه به احوال برخي از طلاب علوم ديني عصر صفوي

 مانند سيد نعمت الله جزايري (متوفي 1112 ق) ميتوان به اين موضوع پي برد(53) .

شاه صفوي نيز گاه گاهي به مدرسه وارد و در حجرهاي که براي او اختصاص يافته بود

 توقف ميکرد.


کتابخانة مدرسه نيز بسيار مجهز و صاحب کتب بسيار متعدد و متنوع بوده که متأسفانه

 در زمان فتنة افغان از بين رفته است. ارزش و اهميت کتابخانه مدرسه به گونهاي بوده

که نوشته اند:


سلاطين صفوي کتب مربوط به هر علمي را تصحيح و تنقيح کرده، سه دسته کلي از آنها

به خط خوش مينوشته اند: يک دسته را به کتابخانة آستان قدس رضوي ، دستة دوم را

 به کتابخانة شيخ صفيالدين اردبيلي در اردبيل ميفرستاده اند و سومين دسته را در کتابخانة

 دولتي مدرسة چهارباغ اصفهان ضبط و محفوظ ميداشته اند(54) .

با استناد به اين مطلب، انهدام اين کتابخانه را نيز بايد جزو لطمات بزرگي دانست که در

اين فاجعة بزرگ به فرهنگ اين مرز و بوم وارد آمده است(55) .

6- نمونه هايي ديگر از وقفيات بانوان:

بسياري ديگر از بانوان عصر صفوي در ايجاد مؤسسات علمي، فرهنگي و مراکز عام المنفعه

 و يا امور خير نقش موثر داشته اند که تعداد بسياري از آن در طي گذشت زمان از بين

 رفته و تعداد محدودي بر جاي مانده که به مواردي از آن اشاره مي شود:


الف. مسجد حاجيه شاه خانم:


شاه خانم، دختر ميرزا احمد بيک نمکي از زنان خيّر و نيکوکار زمان سلطنت شاه

 عباس دوم صفوي بوده است. اين بانو خود را از اعقاب خواجه نظام الملک طوسي

 (408 -485 ه ق) دانسته که اين موضوع در سنگنوشته هاي به خط نستعليق برجسته

 به انضمام ميزان وقفياتِ مقررشده توسط او براي مسجد، در مسجد منسوب به او

 نصب شده است. اين مسجد کنار ميدان قديم اصفهان و در کوچه معروف به نمکي

 واقع شده است(56) .


ب. سنگابهاي شاه ميرخانم:


در عصر صفوي گاهي يک زن سعي ميکرد، هر چند با وقف يک سنگاب، در امور

 خيريه و عام المنفعه شرکت کند که اين مسئله را در برخي عمارات و ابنية آن

 زمان ميتوان مشاهده نمود. از جمله زنان خيّر دورة صفوي بانويي است به نام

 شاهمير (شاهمر) که دختر حاج ميرزا علي جزي بُرخواري بوده است و در حال

 حاضر تنها اثر بر جاي مانده از وي، سنگابي است که در صحن امامزاده

اسماعيل واقع در خيابان هاتف اصفهان قرار دارد.


اين سنگاب بسيار ظريف و زيبا، تاريخدار است و بر روي آن با خط ثلث برجسته

 پس از صلوات بر چهارده معصوم آمده است:


«وقف نمود بر آستانة حضرت امامزاده اسماعيل  اين حوض را حاجيه شاه مير

 بنت حاج ميرزا علي جزي بُرخواري سنة 1049»(57) .


ج. مسجد زهرا خانم (مسجد الزهرا «س»):


زهرا خانم از بانوان واقف و نيکوکار اصفهان عهد صفوي بوده است و در محلة

احمدآباد اصفهان مسجدي ساخته که آن را زهرا خانم ميگفته اند(58) . هم اکنون

 آن را مسجدالزهرا مي نامند(59) .


از مشخصات باني و زمان دقيق زندگاني او در تذکرههاي مربوط به اصفهان سخن

 نرفته است. در جايي اين بانو را از شاهزادگان صفوي معرفي کردهاند و نوشته اند

: «مجموعهاي اشعار از بانويي به نام زهرا خانم موجود است که در ستايش امامان

 معصوم مي باشد»(60) .


نتيجه گيري:


1- نهاد وقف در پيشبرد اهداف متعالي بشري بسيار کارساز و يکي از مؤثرترين

عوامل پيشرفت فرهنگ و تمدن مسلمانان بوده است. از مهمترين عوامل فراواني

 و توسعة آن تأکيد قرآن کريم، شرايع اسلامي، سنت نبوي  و سيرة معصومين

(س)و بزرگان دين بوده است.


2- کارنامة درخشان تمدن اسلامي به ويژه تحول علوم و فرهنگ اسلامي نشانگر

 توسعة وقف به ويژه در دوران سلسله هاي مقتدر و کارساز جهان اسلام بوده است؛

 و اين موضوع پيشرفت مراکز علمي و ترويج دانشها را به دنبال داشته؛ چرا که

اين مؤسسات داراي پشتوانه هاي بسيار و معتبر بودهاند.


3- به دنبال استقرار دولت صفويه به ويژه با مرکزيت اصفهان در عهد شاه عباس

اول، نهادهاي متعدد اجتماعي، فرهنگي، آثار و ابنيه و مراکز عام المنفعة بسياري

 به دليل توجه و اعتناي بزرگان مملکت و علما و رجال مذهبي و دولتي و بانوان

 آن دوره ايجاد شد که خوشبختانه نقش بانوان در اين موضوع بسيار قابل توجه

بوده و برخي از اين آثار و ابنيه تاکنون مورد استفاده عموم به ويژه اهل علم

بوده و هست.


4- نقش مؤثر زنان چه بانوان منسوب به دولتخانة صفويان و يا بيت علما و انديشمندان

 و يا عموم اصناف و جامعه، در شکل گيري، ايجاد و استمرار مراکز عام المنفعه به

ويژه نهادهاي علمي و آموزشي آن دوره تأثيرگذار بوده است.


5- برخي از مراکز مهم علمي، آموزشي و يا تعدادي از مساجد و مؤسسات ديگر به

 دليل پشتوانه هاي وقفي که به دست بانوان آن دوره ايجاد شده بود هنوز نيز پايدار

و باعث برکات فراواني شدهاند که در اين راستا ميتوان از: مدرسة دلارام خانم

(جده کوچک)، حوري نام خانم (جده بزرگ)، زينب بيگم اردستاني (نيم آورد)،

 عزت نساء خانم (ميرزاحسين)، مادرشاه (چهارباغ) ياد کرد.

پي نوشت ها :

1.* . مدرس دانشگاه، مسئوول پژوهشي «مرکز اصفهان شناسي» و دانشجوي

 دکتراي تاريخ اسلام در دانشگاه اصفهان

2. . تاريخچة اوقاف اصفهان، ص ب.
3. . عالم آراي عباسي، ج2، ص761.
4. . سفرنامة کمپفر، ص140.
5. . سفرنامة تاورنيه، ص590.
6. . سياحت نامه شاردن، ج5، ص45.
7. . تاريخچة اوقاف اصفهان، ص 339.
8. . تاريخ اصفهان و ري، ص 310.
9. . تاريخچة اوقاف اصفهان، ص 339.
10. . مرحوم ميرزاحسن خان جابري انصاري در کتاب تاريخ اصفهان و ري، ص36-40،

مواردي در اين باب نقل کرده است.
11. . آشنايي با شهر تاريخي اصفهان، ص6.
12. . سيدجمال پايهگذار نهضتهاي اسلامي، ص 29.
13. . تاريخ اصفهان و ري، ص 297.
14. . مشاهير زنان اصفهان، ص166، گنجينة آثار تاريخي اصفهان، صص 553 و 555.
15. . تاريخ نائين، ص122.
16. . مشاهير زنان اصفهان، صص 166 و 167.
17. . ميراث اسلامي ايران، دفتر سوم، صص 95-97.
18. . همان.
19. . همان.
20. . گنجينه آثار تاريخي اصفهان، ص553.
21. . تذکره نصرآبادي، ص152.
22. . ميراث اسلامي ايران، دفتر سوم، صص 98ـ99.
23. . همان.
24. . ارباب معرفت، ص17.
25. . گنجينة آثار تاريخي اصفهان، ص679.
26. . روضة رضوان، ص 120، 268 و 270.
27. . مشاهير زنان اصفهان، صص 192-194.
28. . سفرنامة شاردن (قسمت اصفهان)، ص21.
29. . تاريخ اصفهان و ري، ص 306.
30. . آثار ملي اصفهان، ص 504.
31. . همان، ص 506.
32. . گنجينة آثار، ص 680.
33. . مشاهير زنان اصفهان، ص193.
34. . ميراث اسلامي ايران، دفتر سوم، صص99 و 100.
35. . همان.
36. . مشاهير زنان اصفهان، ص222.
37. . بخشي از گنجينة آثار ملي؛ ص123 و نيز مشاهير اصفهان، ص222.
38. . مشاهير زنان اصفهان، ص222.
39. . آشنايي با شهر تاريخي اصفهان، ص89.
40. . ره آورد ايام، ص200.
41. . اوراق ايراني، ص164.
42. . ايران عصر صفوي، ص165.
43. . علم و تمدن در اسلام، ص64.
44. . ره آورد ايام، ص201.
45. . آثار ملي اصفهان، ص445.
46. . تاريخچة اوقاف اصفهان، ص119.
47. . همان.
48. . تاريخ فرهنگ اصفهان، ص136.
49. . تاريخچة اوقاف اصفهان، ص144.
50. . همان.
51. . وقايع السنين و الأعوام، ص563.
52. . تاريخ اصفهان و ري، ص300.
53. . قصص العلماء، ص436.
54. . جغرافياي اصفهان، ص48.
55. . ره آورد ايام، ص209.
56. . ر.ک: مشاهير زنان اصفهان، صص145 و 146.
57. . گنجينة آثار تاريخي اصفهان، ص1049.
58. . تاريخ اصفهان و ري، ص284.
59. . مشاهير زنان اصفهان، ص188.
60. . مشاهير زنان ايراني، ص111.

منابعومآخذ:
1- آنه،کلود،اوراقايراني،ترجمةايرجپروشاني،تهران: معين، 1368ش.
2- بلاغي،عبدالحجه،تاريخ انساب خاندان هاي مردمنائين،تهران: سپهر، 1369ق.
3- بهشتيان،عباس،بخشيازگنجينةآثارملي،تهران: حبل المتين،چاپ اول، 1343ش.
4- تاورنيه،ژانباتيست،سفرنامه،ترجمةابوتراب نوري وحميدارب ابشيراني،تهران:

سنايي،چاپسوم، 1363ش.
5- تحويلدار،ميرزاحسين،جغرافياي اصفهان،به کوشش منوچهرستوده،انتشارات

دانشگاه تهران، 1342ش.

6- ترکمان،اسکندربيک،تاريخ عالم آراي عباسي،تهران: اميرکبير،چاپ دوم، 1350ش.
7- تنکابني،محمد،قصص العلماء،تهران: اسلاميه،چاپ دوم، 1364ش.
8- جابريانصاري،حسن،تاريخ اصفهان وري،تهران: ناشرعمادزاده، 1321ش.
9- رسول جعفريان (به کوشش)،ميراث اسلامي ايران: کتابخانه آيت الله

العظمي مرعشي نجفي، 1375ش (دفترسوم).

10- خاتون آبادي،عبدالحسين،وقايع السنين والأعوام،تصحيح محمدباقربهبودي،

تهران: اسلاميه، 1352ش.

11- رجبي،محمدحسين،مشاهيرزنان ايراني وپارسي گوي (ازآغازتامشروطه

)،تهران: سروش،چاپاول، 1374ش.

12- رفيعيمهرآبادي،ابوالقاسم: آثارملي اصفهان،تهران،انتشارات انجمن آثار

ملي،چاپ اول، 1352ش

13- رياحي،محمدحسين،ره آوردايام (مجموعه مقالات اصفهان شناسي)

،مرکزاصفهان شناسي وخانةملل، 1385ش.

14- ـروضةرضوان (مشاهيرمدفون درتکيةکازروني تخت فولاداصفهان)،اصفهان:

کانون پژوهش، 1385ش.

15- ـمجموعةارباب معرفت (زندگينامةحکيم متألهحاجآقارحيم ارباب)،اصفهان:

انجمن آثارومفاخرفرهنگي، 1375 ش.

16- رياحي،محمدحسين،مشاهيرزنان اصفهان،ادارةكل ارشاداسلامي

اصفهان، 1375ش.

17- شاردن،ژان،سفرنامه (قسمت اصفهان)،ترجمةحسين عريضي،تهران

: نگاه،چاپ دوم، 1362ش.

18- شاردن،ژان،سياحت نامه،جلدپنجم،ترجمةمحمدعباسي،تهران: اميرکبير،

1338ش.

19- کمپفر،انگلبرت،سفرنامه،ترجمةکيکاوس جهانداري،تهران: خوارزمي،چاپ

سوم، 1363ش.

20- گدار،آندره،آثارايران،ج4،ترجمةابوالحسن سروقدم،مشهد: آستان قدس

رضوي، 1368ش.

21- نشريةاوقاف اصفهان،شمارةاول،ادارةاوقاف اصفهان، 1346ش.
22- نصرآبادي،ميرزاطاهر،تذکره،تصحيح حسن وحيددستگردي،تهران:

کتابفروشي فروغي،بيتا.

23- نصر،سيدحسين،علم وتمدن دراسلام،ترجمةاحمدآرام،تهران: خوارزمي،

چاپ دوم، 1359ش.

24- واثقي،صدر،سيدجمال الدين حسيني پايه گذارنهضت هاي اسلامي،

تهران: پيام،چاپ دوم، 1355ش.

25- هنرفر،لطفالله: آشناييباشهرتاريخياصفهان،اصفهان: گلها،چاپاول، 1372ش.
26- گنجينةآثارتاريخياصفهان،اصفهان: ثقفي،چاپدوم، 1350ش.
27- فصلنامهوقفمیراثجاویدانش 71



 خلاصه ای از مدارس و خانه های تاریخی اصفهان

برگرفته از روزنامه اطلاعات، شماره  25702،  یکشنبه 7 مهر 1392

اصفهان که به نصف جهان شهرت دارد و آمیزه‌ای از میراث‌های فرهنگی باشکوه و طبیعت زیباست،پیشینه‌ای

به قدمت تاریخ تمدن و فرهنگ ایران دارد. ‏‏ این شهر که آثار متعدد و با ارزشی را از دوره‌های مختلف تاریخی

در خود جای داده بیشتر به موزه‌ای هنری - تاریخی - طبیعی می‌ماند که دیدن آن آرزوی هر گردشگر

داخلی و خارجی است. معرفی تمام این یادگارهای باارزش تاریخی میسر نیست ولی می‌توان

هر چند مختصر به بعضی از آنها شامل مساجد، خانه‌ها و مدارس نظر داشت.‏


‏* مسجد جمعه یا جامع

این مسجد، در حقیقت مجموعه‌ای از ساختمان‌ها و آثار هنری دوره‌های بعد از اسلام تاریخ

ایران است که یادگارهایی از پادشاهان، وزیران، امیران، بزرگان و بانوان نیکوکار ایرانی بعد از

اسلام را دربردارد و بخشی از تحولات معماری دوره‌های اسلامی تاریخ ایران را،

در مدت 1000سال، نشان می‌دهد.

* مسجد جامع عباسی

ساخت مسجد جامع عباسی، در ضلع جنوبی میدان تاریخی اصفهان، در سال 1020 هجری قمری

به فرمان شاه عباس اول و در بیست و چهارمین سال سلطنت وی شروع شد.

این مسجد شاهکاری جاویدان از معماری و کاشیکاری و حجاری ایران در قرن یازدهم هجری قمری است.

قطعات بزرگ سنگ‌های مرمر یکپارچه و سنگاب‌های نفیس، بویژه سنگاب نفیس شبستان غربی

گنبد بزرگ که به تاریخ سال 1095 هجری قمری است، از دیدنی‌های این مسجد بی نظیر تمدن ایرانی

و اسلامی است.


* مسجد شیخ لطف الله

این مسجد بی‌نظیر شاهکار دیگری از هنر معماری و کاشیکاری قرن یازدهم هجری قمری است که

به فرمان شاه عباس اول در مدت 18 سال ساخته شده است. ‏ساخت سردر معرق آن در سال 1011

هجری قمری به پایان رسید و ساختمان و تزییناتش در سال 1028 قمری به اتمام رسید.‏شیخ لطف الله

از علمای بزرگ شیعه و از مردم «میس» از قراء «جبل عامل» در لبنان امروزی بود که به دعوت شاه

عباس اول در اصفهان اقامت گزید.‏‏ این مسجد به منظور قدر دانی از مقام او و برای تدریس و

نمازگزاری وی ساخته شد و به همین دلیل نیز به مسجد شیخ لطف الله مشهور شد.‏‏ شیخ لطف الله

6 سال پیش از درگذشت شاه عباس اول فوت کرد.


* مسجد حکیم

یکی از بناهای جالب اصفهان، مسجد حکیم است که در انتهای بازار رنگرزان واقع شده است.

* خانه شیخ هرندی

این خانه از فضاهایی یک طبقه تشکیل شده است که حوضخانه‌ای در گوشه شمال شرق آن به چشم

می‌خورد. جبهه شمالی خانه متشکل از دو اتاق سه دری در دو سو و اتاق دیگری در میانه است.

‏اتاق‌های سه دری عمق‌هایی متفاوت دارند ولی در نما کاملاً مشابه یکدیگرند و به وسیله ایوانچه‌هایی

با حیاط ارتباط دارند.


* خانه چرمی


این بنا که از خانه‌های اشرافی دوره قاجار به شمار می‌آید، فضاهای متنوع وتزیینات فراوانی دارد. حیاط

مستطیل شکل خانه در سه جبهه شمالی، شرقی و غربی خود با فضاهای متعددی احاطه شده که

در این میان جبهه شمالی با ارتفاعی نزدیک به سه طبقه مهمترین بخش خانه را تشکیل می‌‌دهد.


* خانه محمود سرتیپی


مجموعه فضاهای بسته خانه محمود سرتیپی در سه جبهه حیاط مستطیل شکلی قرار گرفته‌اند که دو جبهه شمالی و جنوبی آن از جبهه سوم مرتفع‌ترند.‏‏ مهمترین فضای خانه تالار جبهه شمالی است که به شکل نیم صلیبی است و با دو اتاق سه دری طرفین خود کاملاً مرتبط است.


* خانه دهدشتی


فضاهای خانه در چهار سمت حیاط نسبتاً بزرگ و مستطیل شکلی نشسته‌اند. مهمترین بخش خانه در جبهه شمالی حیاط قرار دارد. این جبهه شامل تالاری در میانه و دو اتاق سه دری در دو طرف آن است.‏‏ دو ایوانچه مقابل اتاق‌های گوشوار و دو اتاق پشت آنها و نیز شاه ‌نشین در پشت تالار این مجموعه را کامل می‌‌کنند.


* خانه یداللهی


مهمترین بخش‌های خانه در دو جبهه شمالی و جنوبی در دو انتهای محور اصلی حیاط کشیده‌ای قرارگرفته‌اند. این دو جبهه، دو تالار بزرگ با ابعاد و شکل مشابه دارند اما نسبت به حیاط کاملاً قرینه نیستند. به این صورت که تالار جبهه شمالی، شاه نشینی در عمق خود دارد و در تالار جبهه جنوبی فضایی همانند شاه نشین در کنار پنجره مشرف به حیاط دیده می‌‌شود.


* خانه کریمی


خانه کریمی از یک حیاط مستطیل شکل و فضاهایی در جبهه شمالی و شرقی آن تشکیل شده است که مجموعه فضایی مهمتر خانه در جبهه شمالی آن واقع است.

این مجموعه شامل تالاری صلیبی شکل در میانه و دو اتاق سه دری در طرفین است. این اتاق‌ها علاوه بر حیاط اصلی خانه از ضلع دیگر خود به فضاهای دیگری مشرف‌اند.


* خانه وثیق انصاری (سرهنگ وثیق)


خانه در حدود 150 سال پیش توسط بزرگ خاندان وثیق انصاری، رئیس مستوفیان دربار ظل السلطان، حاکم اصفهان ساخته شده است و از زیباترین خانه‌های دوره قاجار در این شهر به شمار می‌آید.

خانه ی وثیق انصاری دارای آثار تاریخی قابل توجه و دارای سه تالار  و حیات زیبا و دیدنی می باشد و در حال حاضر ، دفتر فنی مهندسی مرکز مدیریت حوزه های علمیه استان اصفهان در آن مستقر می باشد.


* خانه حاج مصور الملکی


خانه شامل فضاهای متنوعی است که در چهار سوی یک حیاط مستطیل شکل قرار گرفته‌اند. مهمترین این فضاها با نماهایی متفاوت در جبهه جنوب شرق خانه، جبهه‌ای که در ابتدای ورود به حیاط در چشم انداز مخاطب قرار می‌‌گیرد، واقع شده است.


* خانه حاج حسن غفوری قزوینی‌ها


این بنا شامل مجموعه‌ای از دو حیاط بیرونی و اندرونی است که فضاهای مختلف خانه پیرامون آنها واقع شده‌اند.‏جبهه شمالی هر دو حیاط از سایر جبهه‌های آنها مرتفع‌تر و مهمتر است و قرارگیری حوض در مقابل این جبهه‌ها تاکیدی بر اهمیت آنها است.


* خانه کهکشانی


فضاهای این خانه در سه جبهه حیاط مرکزی آن قرار گرفته‌اند. جبهه شمالی دو طبقه بوده و تالاری در میانه خود دارد و دو اتاق سه دری در طرفین آن دیده می‌‌شود. هر یک از این اتاق‌های سه دری ایوانچه‌ای جلو خود دارد که بر روی آن در طبقه بالا اتاقی قرار گرفته است.


* چله خانه


در مجاورت مقبره بابا رکن الدین چند اتاق مربوط به یک دیگر واقع شده که یکی از آنها معروف به چله‌خانه است و سابقاً مرتاضان در آن جا چله نشینی می‌‌کرده‌اند. بعضی از این اتاق‌ها دارای گچبری‌هایی ممتاز بوده وتا چند سال پیش اشعار نوشته شده بر روی گچ دیوار (خط نستعلیق) خوانده می‌شده است.


* خانه انگورستان


این باغ انگور در زمان حکومت نادرشاه افشار به عنوان مالیات از مردم گرفته شد و در دوره ناصرالدین شاه قاجار به تملک مسئول امور مالی حکومت اصفهان، یعنی پدر حاج محمد ابراهیم ملک التجار در آمد. بعدها حاج محمد ابراهیم خان بنای انگورستان را به منظور برگزاری آیین عزاداری و تعزیه ساخت.


* خانه جمال قدسیه


به اظهار مالک خانه با توجه به نقاشی‌ها و تزیینات تالارهای جنوبی و شمالی، قدمت قسمت‌هایی از بنا به دوره صفوی می‌‌رسد.

دو کتیبه در تالار شمالی تاریخ‌های 1084 و 1265 هجری قمری دارند. نخستین مدرسه ابتدایی اصفهان که توسط میرزا عبدالحسین قدسی در سال 1287هـ. ش تأسیس شد، در سال 1310هـ. ش به این خانه منتقل شد. ‏این مدرسه تا سال 1326هـ. ش دایر بود و هنوز این بنا به نام مدرسه قدسیه خوانده می‌‌شود.


* خانه حاج رسولی‌ها


تاریخ بنای این خانه احتمالا اواخر دوره زندیه است و بانی آن، بزرگ خاندان حاج رسولیها و از تجار معتبر اصفهان بوده است.‏‏ فضاهای خانه در چار چوب حیاطی مستطیل شکل واقع شده‌اند. چهار تالار خانه که در میانه چهار جبهه حیاط قرار گرفته‌اند، پوشیده از تزیینات مقرنس، قطاربندی، گچبری، طلاکاری و نقاشی روی گچ است و ضلع مجاور حیاط هر چهار تالار را ارسی ظریف و زیبایی پوشانیده است.


* خانه داوید


فضاهای بسته خانه در چهار جبهه یک حیاط مستطیل شکل قرار گرفته‌اند. مهمترین مجموعه فضایی این خانه در جبهه شمالی آن واقع شده که شامل تالاری صلیبی شکل با ارتفاع دو طبقه در میانه و چهار اتاق سه دری در دو طبقه طرفین آن است.



* خانه دکتر اعلم


این خانه از بناهای اشرافی دوره قاجار به شمار می‌‌رود که وجود تزیینات متنوع و گسترده در جای جای خانه مؤید این امر است. ‏حیاط وسیع خانه در چهار جبهه توسط فضاهای بسته احاطه شده است. جبهه شمالی مرتفع‌تر و بارزتر از سایر قسمت‌های خانه است و شامل تالار شاه‌ نشین‌ بزرگی در میانه و دو اتاق سه دری در طرفین است.


* خانه سوکیاسیان


این خانه که از آثار دوره صفوی است، از حیاطی وسیع و فضاهایی در دو جبهه شمالی و جنوبی تشکیل شده است. جبهه جنوبی که فضاهای مهمتری را در خود جای داده، از جهت دیگر به حیاط دیگری مشرف است. این جبهه شامل ایوانی دو ستونی است که مقابل یک حوضخانه زیبا نشسته است.


* خانه شیخ الاسلام و شرکا


خانه شیخ الاسلام دارای حیاط بسیار بزرگی است که فضاهای اصلی در شمال و جنوب آن ساخته شده‌اند. این حیاط غالبا محل برگزاری آیین‌های مذهبی بوده و محوطه سازی آن با دیگر خانه‌های اصفهان متفاوت است‌.

به این ترتیب که یک حوض نسبتا کوچک مقابل ایوان شمالی و دو باغچه به شکل هشت ضلعی در دو سوی آن قرار دارد. مهمترین فضای خانه ایوان وسیع ستونداری است که در میانه ضلع جنوبی حیاط قرار گرفته است.


* خانه عکاف‌زاده و شریف


مجموعه این خانه از دو بخش بیرونی و اندرونی تشکیل شده که طی نیم قرن اخیر از یکدیگر تفکیک شده‌اند و امروزه در تملک خانواده‌های عکاف‌زاده و شریف هستند.

بخش بیرونی، دارای حیاط مرکزی کوچکی است که فضاهای بسته در چهار طرف آن واقع شده‌اند. مهمترین فضای این بخش تالار جبهه شمالی است که شاه ‌نشینی به شکل نیم هشت و با ارتفاعی معادل یک طبقه دارد.


* خانه لباف

فضاهای خانه لباف در سه جبهه حیاط وسیع آن قرار گرفته‌اند که جبهه شمالی مهمترین و مرتفع‌ترین آنها است‌. این جبهه شامل تالاری صلیبی شکل در میانه و دو اتاق در طرفین آن است.

تالار توسط سه در چوبی به حیاط گشوده می‌‌شود و از دو سوی دیگر به فضاهای پیرامون خود راه می‌‌یابد.


* خانه مارتا پیترز

خانه مارتا پیترز که بخش اصلی آن بنایی مکعب شکل و متعلق به دوره صفویه است الگویی متفاوت با خانه‌های عادی هم عصر خود دارد و به نظر می‌‌رسد طرح کلی این خانه ابتدا به صورت یک کوشک و درمیان باغ واقع بوده که در طول زمان دستخوش تغییراتی شده است.


‏* مدرسه چهارباغ

مدرسه چهار باغ که به مدرسه سلطانی، مدرسه مادرشاه و مدرسه امام جعفرصادق(ع) نیز شهرت دارد،در خیابان چهارباغ عباسی واقع است وآخرین بنای با شکوه عهد صفویه به شمار می‌آید که برای تدریس و تعلیم طلاب علوم دینی ساخته شده است.

درخت‌های چنار کهنسال و نهر آبی که در آن جریان دارد بر زیبایی تزیینات نفیس کاشیکاری این بنا افزوده است.‏‏ قسمت‌های دیدنی مدرسه شامل معماری و طرح زیبای کاشیکاری گنبد مدرسه، در مجلل تزیین شده با طلا و نقره، محراب با شکوه، منبر یک پارچه مرمری، حجره ویژه شاه سلطان حسین، کاشیکاری بی‌مانند مدخل مدرسه وخطوط نستعلیق کتیبه‌ها و پنجره‌ها می‌شود. ‏مدرسه چهارباغ اصفهان که پس از پیروزی انقلاب اسلامی «مدرسه علمیه امام صادق (ع)» نام گرفت در حال حاضر به آموزش طلاب علوم دینی و حجره‌های آن نیز همانند عصر صفویه به اقامت طلاب اختصاص دارد.

این مدرسه تا کنون در سه نوبت توسط دفتر فنی و مهندسی مرکز مدیریت حوزه های علمیه استان اصفهان مرمت گردیده است. و به جهت فرسایشی که داشته است دائما نیز به مرمت و نگهداری را دارد


* مدرسه بابا قاسم (مدرسه امامیه)

یکی از باباهای معروف اصفهانی که مزارش پس از چند قرن هنوز زیارتگاه مشهوری به شمار می‌‌رود بابا قاسم اصفهانی است که در ابتدای قرن هشتم هجری زندگی می‌‌کرده و از مردان عارف و سالک در راه حقیقت بوده و در زمان خود شهرت و محبوبیت داشته است.


* مدرسه بزرگ صدر

این مدرسه از مدارس بزرگ طلبه نشین اصفهان است که به وسیله حاج محمد حسین خان صدر اصفهانی حکمران مشهور دوره سلطنت فتحعلی شاه قاجار بنا شده است و نمای عمومی آن از آجر ساده است.

این مدرسه تا کنون در سه نوبت توسط دفتر فنی و مهندسی مرکز مدیریت حوزه های علمیه استان اصفهان مرمت گردیده است. و هنوز نیاز به مرمت و تکمیل بخشی از ایوانها را دارد


* مدرسه جده بزرگ

این مدرسه که از ابنیه زمان شاه عباس دوم صفوی است، در سال 1058 هجری قمری ساخته شده و دارای صحن و دو طبقه حجره است. ‏

صحن آن کاشیکاری و در کتیبه کاشی سردر آن سال 1058 هجری قمری دیده می‌‌شود. این مدرسه در بازاربزرگ اصفهان قرار دارد.


* مدرسه جده کوچک

بانی این مدرسه دو طبقه دلارام خانم است که در دوره شاه عباس دوم ساخته شده است. لوحی به خط ثلث در این مدرسه نصب است که تاریخ ساخت آن را به سال 1057 هجری قمری نشان می‌دهد. در کتیبه کاشیکاری سر در تاریخ سال 1056 هجری قمری هم ثبت شده است. این مدرسه در بازار بزرگ اصفهان قرار دارد.

این مدرسه تا کنون در سه نوبت توسط دفتر فنی و مهندسی مرکز مدیریت حوزه های علمیه استان اصفهان مرمت گردیده است. و هنوز نیاز به مرمت و رطوبت زدایی در حیات و حجره ها را دارد


* مدرسه جلالیه اصفهان

مدرسه جلالیه که در محله احمد آباد اصفهان واقع شده از آثار تاریخی دوره سلطنت شاه سلطان حسین صفوی است که به وسیله محمد حکیم در سال 1114 هجری بنا شده است. سردر و پشت کناره‌های صحن آن تزیینات کاشی دارد و آرامگاه بانی ساختمان مدرسه در یکی از حجره‌های آن واقع است.

این مدرسه تا کنون در دو نوبت توسط دفتر فنی و مهندسی مرکز مدیریت حوزه های علمیه استان اصفهان مرمت گردیده است. و هنوز نیاز به مرمت در بخشی از مدرسه ضروری می باشد.


* مدرسه شمس‌آباد

این مدرسه که از مدارس طلبه نشین دوره شاه سلطان حسین صفوی به شمار می‌آید، درمحله شمس آباداصفهان واقع است و به وسیله یکی از رجال آن دوره به نام آقا میرمحمد مهدی تاجر عباس‌آبادی، در سال 1125هجری قمری بنا شده است.


* مدرسه عربان

مدرسه عربان نزدیک امامزاده احمد (ع) و مقبره آقا نجفی واقع است. این مدرسه در دوره صفویه از مدارس دایر طلبه نشین بوده که اکنون شهرت سابق خود را از دست داده و به ویرانی گراییده است و در سال‌های اخیر به اهتمام سید محمدرضا خراسانی تعمیر و کتیبه‌ای در سردر آن نصب شده است. ‏کتیبه شامل نصف آیه 35 تا آخر آیه 37 از سوره (اسرا) است.


* مدرسه کاسه گران

این مدرسه طلبه‌نشین نیز از بناهای دوره شاه سلیمان صفوی است که در بازار «ریسمان» اصفهان واقع است. این مدرسه تزیینات گچبری و کاشیکاری‌های زیبایی دارد و به وسیله یکی از رجال آن دوره به نام آقا میرمحمد مهدی ملقب به حکیم الملک در سال 1105 هجری قمری بنا شده است. ‏کتیبه‌های داخل مدرسه سال 1103 هجری قمری را نشان می‌‌دهند.

* مدرسه ملا عبدالله

مدرسه ملاعبدالله در اول بازار امام اصفهان، واقع است. این مدرسه به فرمان شاه عباس اول برای تدریس مولانا عبدالله شوشتری ساخته شده است که از علمای تراز اول دوره صفویه و مردی عالم و زاهد بود و نزد شاه عباس قرب و منزلتی بزرگ داشت.

این مدرسه تا کنون در سه نوبت توسط دفتر فنی و مهندسی مرکز مدیریت حوزه های علمیه استان اصفهان مرمت گردیده است.


* مدرسه میرزا حسین

این مدرسه که قدمت آن به دوره شاه سلیمان صفوی می‌رسد در محله بیدآباد اصفهان واقع است. کتیبه سر در آن، اشعاری را در بر دارد که تاریخ آن، یعنی سال 1099 هجری قمری را نشان می‌‌دهد.

این مدرسه در دو نوبت توسط دفتر فنی و مهندسی مرکز مدیریت حوزه های  علمیه استان اصفهان مرمت گردیده است.


* مدرسه نیماورد

مدرسه نیماورد از مدارس مشهور و طلبه نشین اصفهان است که در دوره سلطنت شاه سلیمان صفوی به وسیله زینب بیگم همسرحکیم الملک بانی مدرسه کاسه گران ساخته شده و با تزیینات فراوان گچبری و خطوط بنایی و قطارهای گچبری آراسته شده است.‏‏ این مدرسه در محله نیماورد اصفهان در مجاورت بازار بزرگ واقع است و از این جهت که محل تعلیم شمار زیادی از علما و دانشمندان بعد از دوره صفویه بوده، شهرت بسیار دارد.‏‏ نام محله نیماورد از دوره سلاجقه به بعد در تاریخ دیده می‌‌شود. این مدرسه در دو نوبت توسط دفتر فنی و مهندسی مرکز مدیریت حوزه های  علمیه استان اصفهان مرمت گردیده است و هنوز هم نیاز به مرمت دارد







درباره : حوزه علمیه ,
بازدید : 3981
[ دوشنبه 26 تير 1396 ] [ دوشنبه 26 تير 1396 ] [ mohsensilani ]
مطالب مرتبط
نظر بدهید
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
این نظر توسط محمد حجت در تاریخ 1393/4/24 و 12:26 دقیقه ارسال شده است

سلام علیکم
انشاء الله موفق باشید
مطالب جالب و زیبایی دارید انشاالله موفق و پیروز باشید.


.: Weblog Themes By graphist :.

::

اعضاء
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟



عضویت در سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آخرين مطالب
راستی «محسن» نام پسر فاطمه(س) بود تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396
شهید محسن حججی فاتح قلب‌ها شد تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396
کادو به يک جاسوس به بهانه مراسم تحليف! تاریخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396
سِلفی غربزدگی! تاریخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396
چگونه از مرگ زودرس پیشگیری کنیم ؟ تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
حادثه های تیراندازی در پادگانها تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
معرفت شناسی تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
جایگاه مجلس در جمهوری اسلامی تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
مطالب پربازدید
علمای اصفهان بازدید : 115
روزنامه ها بازدید : 109
کپسول تیشوک بازدید : 85
موضوعات
اخلاقی
شعر
خبری
نهج البلاغه
اعتقادی
حدیث
سیاسی
قرآن
علمی
تاریخی
حوزه علمیه
متفرقه
اجتماعی
دفاع مقدس
احکام
فیلم
قوانین
بیانات مقام معظم رهبری
معرفی کتاب
فرقه ها
سپاه پاسداران
کاربران
آمار سایت
بازديدهاي امروز : 53 نفر
بازديدهاي ديروز : 46 نفر
كل بازديدها : 61,346 نفر
بازدید این ماه : 148 نفر
بازدید ماه قبل : 989 نفر
کل نظرات : 115 عدد
كل مطالب : 3198 عدد
كل اعضا : 1 عدد
افراد آنلاین : 1 نفر

تبادل لینک

خرید بک لینک