close
مجتمع فنی تهران
راستی «محسن» نام پسر فاطمه(س) بود

کشکول عناوین مذهبي ، فرهنگي وسیاسی
محسن سیلانی
قالب وبلاگ
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
دوستان سایت

خوش آمدید

نظر سنجی
آیا مطالب سایت مفید است؟




لینک دوستان
آخرین مطالب ارسال شده
جستجو

پيوندهای روزانه
حدیث (136)
اینجا شبکه‌های مجازی رو به تصویری واقعی تعظیم کرده‌اند. اینجا آدم‌ها نمی‌توانند اشک‌شان را بند بیاورند. اینجا حال همه ما خوب است اما تو باور نکن.
برای تو می‌نویسم، شیربچه نجف‌آباد. برای تو که حالا زلزله‌ای در دل ما به راه انداخته‌ای که پس‌لرزه‌هایش به این زودی‌ها بند نمی‌آید. زلزله‌ای که دارد برای چند روز هم که شده، دل ما را «آباد» می‌کند.
آهای «محسن حججی» که «سر»ت را بالا گرفته‌ای و ما را تماشا می‌کنی. می‌خواهم برای تو که نه، برای دل خودم بنویسم. برای این خراب‌آبادی که تو «سر» ما را به سوی آن چرخاندی.
راستی «محسن» نام پسر فاطمه(س) بود

اینجا شبکه‌های مجازی رو به تصویری واقعی تعظیم کرده‌اند. اینجا آدم‌ها نمی‌توانند اشک‌شان را بند بیاورند. اینجا حال همه ما خوب است اما تو باور نکن.
برای تو می‌نویسم، شیربچه نجف‌آباد. برای تو که حالا زلزله‌ای در دل ما به راه انداخته‌ای که پس‌لرزه‌هایش به این زودی‌ها بند نمی‌آید. زلزله‌ای که دارد برای چند روز هم که شده، دل ما را «آباد» می‌کند.
آهای «محسن حججی» که «سر»ت را بالا گرفته‌ای و ما را تماشا می‌کنی. می‌خواهم برای تو که نه، برای دل خودم بنویسم. برای این خراب‌آبادی که تو «سر» ما را به سوی آن چرخاندی.

اول؛ غنیمتی برای دهه هفتادی‌ها
«دهه هفتادی». چه آبرویی تو و اغلب بچه‌های مدافع حرم به این واژه و آدم‌های این دهه دادید. چه کارستانی کرده‌اید که حالا ما آدم‌های ماقبل دهه هفتاد، روی‌مان نمی‌شود «سر»مان را بالا بگیریم و قد و بالای رعنای شما را دید بزنیم.
آقا محسن؛ تصویر بی«سر»ت را دیدم. یک دلِ سیر! چه قدر «شبیه» بودی برادر. شبیه مردی که وقتی «سر» از بدنش جدا کردند، لباس را هم از تنش بیرون کردند. می‌دانی چرا؟ لباس تو، هم مثل ارباب، «غنیمت» بود.
غنیمت گرفتن از «مرد» هر چه باشد، غنیمت است. از آنها که توی دکان هیچ «عتیقه»فروشی نه هست و نه می‌توان قیمت گذاشت.
به عکس تو باز خیره می‌شوم. راستی تو «اسیر» شده بودی یا آنکه از پشت تو را گرفته بود و خنجر به دست داشت؟ «ترس» را در چهره‌ی اسیرِ «تو» می‌شد دید. او که چهره‌اش نه شبیه به یک فاتح که مثل تسلیم‌شده‌ها بود. او که لرزش «خنجر»ش حتی از توی عکس هم معلوم بود.
و تو چه دیدی؟ به که اینگونه خیره بودی که چشم‌هایت، توی گردی ماه «سر»ت، برق می‌زد؟

دوم؛ برای شما که جز زیبایی ندیدی
«همسرم رفت که بگه امام خامنه‌ای تنها نیست... رفت که بگه هنوزم مردان خدایی هستند..، اگه کسی خواست اشکی واسه همسرم بریزه به اشکش هدف بده‌. واسه حضرت زینب(س) و امام حسین(ع) گریه کنه...، همه زیر لب فقط بگید امان از دل زینب... راهشو ادامه بدید... دعا کنید خدا به منم صبر بده...التماس دعا»
«بانو» کاش می‌شد شما هم توی گودالِ قتلگاهِ محسن بنشینی و آنجا را که دلت می‌خواهد «زینب»وار بوسه بزنی.
همین چندخط پیام بعد از شهادت همسفرت را باید به نام «روضه» ثبت کرد. شما چگونه روی این قله استوار ایستاده‌ای که گردن ما را کج کرده‌ای تا این‌همه «غیرت» را، این همه «صبر» را و این همه «ما رَاَیْتُ اِلاّ جَمیلا» را نظاره کنیم؟
چه کرده‌ای «بانو» که حال «خرابه شام»ت را ما نمی‌توانیم بفهمیم. نمی‌توانیم این‌همه مردانگی را پیش پای شما مشق کنیم.

سوم؛ مثل مردها گریه کن پسرم
سلام عزیز دل «بابا». سلام گل‌پسری که از این به بعد، باید به جای دیدن روی بابا، بوی بابا را نفس بکشی.
سلام مرد خانواده «حججی». حواست باشد، تو از همین حالا باید بزرگ شدن را تمرین کنی.
پسرم، اگر بابا هم بود احتمالا همین را زیر گوشت مثل لالایی زمزمه می‌کرد که:
«اگر دلت گرفت، اگر جای خالی بابا، دلت را سوزاند،‌ اگر کنایه‌های نفهم‌ها و بی‌غیرت‌ها مثل «خنجر» به دلت نشست، اگر خواستی گریه کنی، باید مثل مردها باشد. مبادا «مادر» اشک تو را ببیند. مادر، طاقت دیدن گریه فرزند را ندارد. دل مادر «خنجر» می‌خورد، اگر چشم‌های خیس عزیزِ دلش را ببیند. مراقب باش «غم» کمر مادرت را خم نکند.»
همینقدر نوشتن برای تو با چشم‌های خیس کفایت می‌کند. 

چهارم؛ چه گرفتی که با «سر» رفتی؟
آقا محسنِ «سر»بلند! عکس‌های تو، همسر محکم و استوارت و پسرک نازنینت حال مرا خراب‌آبادی کرده است، بیا و ببین.
من؛ مثل تو، پدرِ یک کودک دوساله‌ام. من چیزی حدود ۱۰ سال بیشتر از تو زنده مانده‌ام. اما احساس «حقارت» بهترین واژه‌ای است که برای خودم پیدا کرده‌ام. کم آورده‌ام. پیش تو، همسرت و فرزندت.
هرچه می‌کنم، نمی‌توانم با تو و خودم کنار بیایم. تو کجا را دیدی؟ کدام پرده برایت کنار رفت که توانستی از عزیزانِ دلت، دل بکنی؟ ارباب، چه در کف دستت گذاشت که با «سر» رفتی؟
من هم مثل تو پای روضه علی اکبر(ع)، عباس(ع) و ارباب کم گریه نکرده‌ام، پس چه می‌شود که تو خود «روضه» می‌شوی و من «رفوزه»؟ چه کردی که «حلت بفنائک» شدی و من... من هیچ نداشته‌ام که تقدیم کنم.
مثل تو بودن کارِ من نیست. این را خودم هم می‌دانم. تو سراپا حُسن شدی و خواستنی.
اصلا همین نگاهِ دمِ آخرِ تا همیشه ماندگارت را خیلی‌ها ندارند. خیلی‌ها اصلا جلوی پای‌شان را هم نمی‌بینند. دنیای اینها جوری چشم‌شان را بسته که پِلک‌شان روی دهان و زبانشان را هم گرفته است. «خفقان» این روزهای «برخی‌ها» بی‌دلیل نیست. اینها اگر توی دل تاریخ هم می‌بودند، همین بودند. یعنی در بهترین حالت ممکن «خفه» می‌شدند.
خدا را شکر. خدا را شکر که نبودند. نه در «کوچه» و نه در «کربلا» که اگر بودند، جز شرمندگی برای واژه‌هایی مثل «انسان»، «مرد»، «مسلمان» و...چیز دیگری نداشتند.
خدا را شکر که امروز «ماترک» تو زینب‌نشان معاصری چون همسر توست. چه خوب که «پسر»ت هست.
چه خوب که جای تو و حال تو خوب است محسن جان. حال همه ما هم خوب است اما تو باور نکن.
راستی «محسن» نام پسر فاطمه(س) بود!

نویسنده: مهدی رجبی

کد مطلب: 100443
 


درباره : خبری , فرهنگی ,
بازدید : 3
[ یکشنبه 22 مرداد 1396 ] [ یکشنبه 22 مرداد 1396 ] [ mohsensilani ]
مطالب مرتبط
مطالب مرتبط
موشک خرمشهر پاسخی به ترامپ
ایها الغریب
وحشت اروپا از بازگشت 2500 داعشی چشم‌آبی به خانه!
نسل‌کشی مسلمانان میانمار را همه محکوم کردند غیر از آمریکا
برجام توافق خوبی است؛ به جای لغو تحریم‌ها موجب تشدید آن شد!
آيت‌الله مظاهري: شيوه زندگي غربي انسان را به افراط و تفريط مبتلا مي‌کند
فصلي نو در عالي‌ترين مجمع
بمباران ستون عظیم کاروان داعش در دیرالزور
آقای خاتمی کدام ایثار گر یا .... خوهان رفع حصر فتنه گران هستند؟
به جای پنهان شدن پشت مردم با صدای بلند به دروغ اعتراف کن!
رای اعتماد 16 وزیر
مصدق به آمريکا پناه برد ولي سرنگون شد
عملیات مشترک ارتش‌های لبنان، سوریه و حزب‌الله برای پاکسازی مناطق مرزی 2 کشور آغاز شد
اقدامات اداره آب اصفهان در منطقه فلاورجان و هویه از توابع فلاورجان
آمریکا در آستانه جنگ داخلی است
محسن سرش را به خدا سپرد(یادداشت روز)
قبلا گنجی را گول زدند حالا سراغ کروبی رفته‌اند
رئیس، دبیر و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شدند
مخالفان مرگ بر آمریکا جواب شهید محسن حججی را چگونه میدهند
سردار سلیمانی: به حلقوم بریده شهید حججی قسم تا نابودی آخرین نفرشان از پای نخواهیم نشست

نظر بدهید
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

.: Weblog Themes By graphist :.

::

اعضاء
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟



عضویت در سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آخرين مطالب
روانشناسى قبائل قريش تاریخ : شنبه 01 مهر 1396
موشک خرمشهر پاسخی به ترامپ تاریخ : شنبه 01 مهر 1396
اخلاق حسینی تاریخ : شنبه 01 مهر 1396
دفاع مقدس و دیدگاه ها تاریخ : شنبه 01 مهر 1396
31 شهریور؛ آغاز هفته دفاع مقدس تاریخ : شنبه 01 مهر 1396
امام حسین(ع) از ولادت تا شهادت تاریخ : جمعه 31 شهریور 1396
از تولد تا امامت و شهادت امام حسین {ع} تاریخ : جمعه 31 شهریور 1396
ایها الغریب تاریخ : جمعه 31 شهریور 1396
محرم بهترین ماه تاریخ : جمعه 31 شهریور 1396
بازکاوی هدایت و ضلالت در قرآن تاریخ : پنجشنبه 30 شهریور 1396
اخلاق نظری و عملی تاریخ : سه شنبه 28 شهریور 1396
11 کشته و 26 مجروح در سقوط اتوبوس به دره تاریخ : چهارشنبه 22 شهریور 1396
مطالب پربازدید
علمای اصفهان بازدید : 121
روزنامه ها بازدید : 115
کپسول تیشوک بازدید : 91
موضوعات
اخلاقی
شعر
خبری
نهج البلاغه
اعتقادی
حدیث
سیاسی
قرآن
علمی
تاریخی
حوزه علمیه
متفرقه
اجتماعی
دفاع مقدس
احکام
فیلم
قوانین
بیانات مقام معظم رهبری
معرفی کتاب
فرقه ها
سپاه پاسداران
کاربران
آمار سایت
بازديدهاي امروز : 54 نفر
بازديدهاي ديروز : 37 نفر
كل بازديدها : 64,765 نفر
بازدید این ماه : 54 نفر
بازدید ماه قبل : 2,445 نفر
کل نظرات : 115 عدد
كل مطالب : 3252 عدد
كل اعضا : 1 عدد
افراد آنلاین : 2 نفر

تبادل لینک

خرید بک لینک