close
تبلیغات در اینترنت
شرک خفی و مصادیق آن
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 3579
کل نظرات : 115

بازديد امروز : 50 نفر
بارديد ديروز : 98 نفر
بازديد هفته : 1,081 نفر
بازديد ماه : 4,693 نفر
بازديد سال : 8,081 نفر
بازديد کلي : 88,031 نفر

افراد آنلاين : 1
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
مطالب پربازديد
روزنامه ها بازديد : 139
علمای اصفهان بازديد : 135
کپسول تیشوک بازديد : 119
نظرسنجي
آیا مطالب سایت مفید است؟




لينک دوستان
آخرین مطالب ارسال شده
پيوندهاي روزانه
حدیث (141)
کدهاي اختصاصي
دوستان سایت

خوش آمدید

پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
شرک نهان و خفی، از اقسام شرک است که باید از آن اجتناب کرد. این که گفته شود: اول خدا بعدا شما، از مصادیق شرک خفی است؛ مگر این که «شما» در طول به عنوان اسباب الهی دیده شود؛ نه در عرض و به شکل استقلالی. در زندگی توده های مسلمانان گفتارها و رفتارهایی مشاهده می شود که از مصادیق شرک نهان و خفی است که باید از آن پرهیز کرد. نویسنده در این مطلب به برخی از مصادیق آن اشاره دارد.

اقسام و انواع شرک

شرک، به معناى شریک قائل شدن براى خدا در فرمانروایى یا پروردگاری و ربوبیّت است.( لسان العرب، ابن منظور، ج ۷، ص ۱۰۰، «شرک»)

حضرت امام باقر(ع) همین معنا از شرک را در تفسیر آیه «لم یلد و لم یولد» بیان کرده و می فرمایند: خداوند نزاییده تا برای او فرزندی باشد و از او ارث ببرد و از کسی هم زاییده نشده تا برای او پدری باشد که در ربوبیت و ملک و فرمانروایی با او شریک شود.( مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، تهران، انتشارات اسلامیه، ۱۳۶۴، ج۳، ص۲۲۵)

در آیات قرآنی به دو نوع اصلی شرک اشاره شده است: ۱. شرک نظری ؛ ۲. شرک عملی.

شرک نظری، شرک معرفتی و در ارتباط با فکر و نظر و ذهن است. کسانی که خداوند را به درستی نشناخته و از ذات و صفات الهی به درستی آگاه نیستند.

شرک نظری به سه گونه است: ۱. شرک ذاتی؛ ۲. شرک صفاتی؛ ۳. شرک در ربوبیت.

شرک ذاتی : شرک در ذات، شریک قرار دادن برای خداست که دومعنا برای آن که گفته شده است: الف) یکی آن که انسان ذات خداوند را مرکب بداند و برای او قائل به جسمانیت باشد؛ چنانکه گروهی از مسلمانان که به «مجسِّمه» مشهورند چنین اعتقادی دارند؛ ب) معنای دیگر آن که کسی معتقد به چند خدای مستقل باشد.(مائده، آیه ۷۳)

شرک در صفات ذاتی خداوند: شرک در صفات ذاتی خداوند به این معناست که فرد معتقد باشد، صفات الهی با ذات خداوند مغایرت دارد و دارای وجودی مستقل است. بر این اساس کسی که مانند اشاعره معتقد باشد که صفت خالقیت چیزی است و ذات خداوند چیز دیگری، مشرک محسوب می شود.

شرک در ربوبیت : این که معتقد باشیم برای هر یک از پدیده­های طبیعی مانند باد، باران، رویش گیاهان و مانند آن ها، پروردگارها و ارباب انواعی است که مستقل هستند. در حقیقت هر ربی از ارباب و خدایان دارای ربوبیت و تدبیر استقلالی هستند. این نوع شرک در میان اقوام و ملل مختلف رواج بسیاری داشته است و بیش تر مردم گرفتار این نوع شرک بوده اند.

شرک عملی، شرک در مقام عمل و عبادت است. شرک عملی بر دو گونه است: ۱. شرک جلی؛ ۲. شرک خفی.

شرک جلی: اولین و بالاترین مرتبه شرک عملی که سبب خروج از اسلام می شود، شرک در عبادت و استمداد از غیرخداست که شرک جلی نامیده می شود.

شرک خفی: این شرک مرتبه بعدی از مراتب شرک عملی است که خود نیز دارای اقسام گوناگونی است. این اقسام عبارتند از:

۱- شرک در خالقیت: به معنای اعتقاد به وجود دو یا چند خالق مستقل به گونه ای که هیچ یک از آنان تحت سیطره و اراده دیگری نباشد که یکی از عمده ترین نمونه های آن اعتقاد به دو خالق شر و خیر است. عده ای می گویند: چون عالم دارای خوبی ها و بدی ها است، پس دارای دو آفریننده است. یکی یزدان که خالق خوبی ها و دیگری اهریمن که خالق بدی ها است.

۲- شرک در اطاعت: یعنی اطاعت از شیطان در چیزی که رضای خداوند در آن نیست. پس گاهی انسان اطاعت خداوند می کند و گاهی هم در اطاعت، شیطان را شریک خداوند قرار می دهد.

۳- شرک در عبادت: شرک در عبادت به معنای پرستش و خضوع و خشوع در مقابل غیر خداست که به ریا می انجامد. آنچه بیش از همه در قرآن مطرح و نقد شده همین شرک در عبادت است؛ زیرا اکثر مردم گرفتار این نوع از شرک بوده و هستند.( جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، قم، اسراء، ۱۳۸۳، چاپ اول، ۵۷۱)

البته باید توجه داشت که برخی دسته بندی ها و نام گذاری هایی دیگری نیز داشته اند که آن چه بیان شد شامل آن ها می شود؛ به عنوان نمونه راغب اصفهانی شرک انسان در دین را دو گونه دانسته و فرموده است: شرک بزرگ یا اثبات شریک براى خدا و شرک کوچک که ریا، نفاق و در نظر گرفتن غیر خدا با او در امور است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۴۵۲، «شرک»؛ و نیز نگاه کنید: فرهنگ معارف اسلامى، ج ۲، ص ۱۰۵۴)

برخی شرک را در چهار قسم دسته بندی کرده و گفته اند: ۱. شرک در الوهیت و همتایی در معبودیت(انبیاء، ایات ۲۶ و ۲۹؛ انعام، آیه ۱۹)؛ ۲. شرک در افعال و در تدبیر جان و جهان(انعام، آیات ۶۳ و ۶۴ و ۱۰۰ تا ۱۰۲)؛ ۳. شرک در ربوبیت و پروردگاری(انعام، آیه ۷۶ و ۱۵۰)؛ شرک در عبادت(آل عمران، آیه ۶۴؛ اسراء، آیه ۲۳)

شرک خفی و نهان، توسل به غیر خدا

بر اساس آیات و روایات قرآن در برخی از انسان‌های مؤمن نوعی شرک خفی وجود دارد که اگر چه این شرک خفی خود گمراهی نیست، اما نهایت و نتیجه آن چیزی جز گمراهی نخواهد بود. شرک خفی همان توسل انسان به غیر خداست که به انحاء مختلف در میان مسلمانان و مومنان رواج دارد.

درباره استحاله شریک به هر شکلی برای خداوند آیت الله جوادی آملی در درس تفسیرش فرموده است: شریک داشتن برای خداوند مستحیل است؛ نه انسان می‌تواند برای خداوند شریکی برگزیند و نه خداوند شریکی برای خود قرار می‌دهد؛ چرا که شریک برای خداوند متعال «لاشیء» است و قدرت به لاشیء تعلق نمی‌گیرد. بر این اساس، محال بودن شریک برای خداوندی که «علی کل شیء قدیر» است این گونه متصور است که «شریک، لاشیء است» و چون شریک، نیستی و معدوم محض است دیگر برای نیستی قدرتی متصور نیست؛ لذا محال نه مقدور خداست و نه مقدور غیر خداست.

اما بر اساس آیات قرآنی اکثریت مردم به شکلی گرفتار نوعی از انواع شرک گرفتار هستند. خداوند می فرماید: وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِکُونَ؛ بیش تر مردم به خداوند ایمان ندارند مگر آن که آنان مشرک هستند.(یوسف، آیه ۱۰۶)

پس بسیاری از مردم گرفتار شرک خفی و نهان و شرک افعالی و عملی هستند؛ چنان که امام صادق(ع) نیز می فرماید: هرگاه شخصی بگوید اگر فلانی نبود هلاک می‌شدم یا بر سر من چنین و چنان می‌آمد، چنین شخصی گرفتار شرک است.(تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۴۷۶، ح ۲۳۵)

طولی بودن اسباب و مساله شرک خفی

باید توجه داشت که دنیا دارالاسباب است. در روایت است که: أبی الله ان یجری الاشیاء الا باسبابها؛ خداوند ابا دارد که امور و اشیا جز به اسباب آن جریان یابد.( مجموعه الاثار، ج۱، ص۴۰۸)

در مجمع البحرین طریحی این حدیث این گونه آمده است: ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها فجعل لکل شی ء سببا و لکل سبب شرحا و جعل لکل شرح علما و جعل لکل علم بابا ناطقا؛ خداوند امتناع و ابا دارد که امور جز به اسباب آن جریان یابد؛ پس خداوند برای هر چیز سببی و برای هر سبب حکمتی و برای هر حکمتی علم ودانشی و برای هر دانشی دروازه گویایی قرار داده است.

اما مشکل این است که برخی این اسباب را مستقل یا در عرض خداوند قرار می دهند؛ پس آن کسی که اسباب را در عرض خداوند قرار داده، او را شریک خداوند دانسته است و اما کسی که او را در طول قرار می دهد و استقلالی برای او قایل است، او نیز برای خداوند شریک قرار داده است و تنها کسی که اسباب را در طول قرار می دهد و به عنوان ابزار الهی می داند و با آن تعامل می کند، از شرک رسته است.

پس وقتی گفته می‌شود : اول خدا بعد دکتر یا فلان شخص، در این جا این دوم می تواند شرک باشد؛ چرا که خداوند خود می فرماید که « هو الأول و الاخر؛ او اول و آخر است».(حدید، آیه ۳)

البته از آیات بسیاری از جمله آیه ۷ سوره زمر به دست می آید که بسیاری از مردم حتی مسلمانان و مومنان، دچار این گونه شرک هستند یا می شوند. خداوند می فرماید: وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِیبًا إِلَیْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَهً مِنْهُ نَسِیَ مَا کَانَ یَدْعُو إِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَنْدَادًا لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِهِ؛ و چون به انسان آسیبى رسد، پروردگارش را- در حالى که به سوى او بازگشت‏کننده است- مى‏خواند سپس چون او را از جانب خود نعمتى عطا کند، آن مصیبتى‏ را که در رفعِ آن پیشتر به درگاه او دعا مى‏کرد، فراموش مى‏نماید و براى خدا همتایانى قرار مى‏دهد تا خود و دیگران را از راه او گمراه گرداند.

پس شخص گمان می کند که این پزشک بوده که او را شفا داده است؛ در حالی که شافی تنها خداوند است و کاری که دکتر کرده درمان و شفا نبوده است، بلکه تنها سبب و ابزار درمان الهی بوده است؛ چنان که تخته پاره ای در دریا موجب نجات شخص نیست بلکه اراده و مشیت الهی است که او را از غرق شدن نجات داده است.

اگر از انسانی که حاجتش را خداوند برآورده کرده است بپرسیم که چه شد مشکلت حل شد؟ خواهد گفت: فلان طور شد، یا فلانی کمک کرد، یا باد آمد و یا هر چیز دیگری. این همان کفر و شرک خفی است؛ چرا که همه این‌ها سربازان الهی و اسباب و وسایل الهی هستند. بنابراین نمی توان از وسیله تشکر و سپاسگزاری کرد، بلکه باید از خداوند تشکر کرد؛ تشکر از اسباب در بسیاری از موارد به شرک خفی و نهان باز می گردد که شخص هر چند که آن را شرک و گمراهی عنوان نمی‌کند اما نهایت پایان این نوع تفکر و شرک را گمراهی است.

امام صادق (ع) در تبیین این حقیقت که چگونه اکثر مؤمنان، مشرکند؟ فرمود: هو قول الرجل: لولا فلان لهلکت و لولا فلان لما أصبت کذا و کذا و لولا فلان لضاع عیالی؛ ألا تری أنه قد جعل لله شریکا فی ملکه یزرقه و یدفع عنه؟ قلت: فنقول: لولا أن الله من علی بفلان لهلکت، قال: نعم لا بأس بهذا و نحوه؛ سخن مردی که می گوید: اگر فلانی نبود هلاک می شدم و اگر فلانی نبود چنان و چنان بر سرم می آمد و اگر فلانی نبود خانواده ام از دست رفته بود، از مصادیق شرک است؛ آیا نمی بینی او در فرمانروایی و ملک خداوندی شریک قرار داده که او را روزی می دهد و یا از او بلایی را دفع می کند؟ روای گوید: به امام(ع) عرض کردم: پس می گوییم: اگر خدا بر من به سبب فلانی منت نگذاشته بود هلاک شده بودم. امام(ع) فرمود: بله این خوب است و به این گونه سخن گفتن و مانند آن اشکالی نیست. (بحارالانوار، ج ۵، ص ۱۴۸)

خداوند به مومنان نیز هشدار می دهد که پس از آن که از مرتبه اسلام به ایمان رسیده اند(حجرات، آیه ۱۴) باید در مراتب ایمانی نیز رشد یافته و بر ایمان خویش بیافزایند تا از شرک و انواع و اقسام نهان و خفی آن رها یابند و به توحید افعالی برسند که بالاترین توحید است. به سخن دیگر به توحید محض رسیدند نیازمند ایمان آوری در مراتب بسیاری است. از همین روست که فرمان می دهد: یا أیها الذین امنوا امنوا بالله و رسوله؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، به خدا و رسولش ایمان بیاورید.(نساء، آیه ۳۶)

شرک خفی بسیار نهان و آهسته و آرام است. از همین روست که باید انسان مومن مواظب و مراقب باشد که گرفتار شرک خفی و نهان نشود. پیامبر اکرم(ص) درباره شرک نهان و خفی می‌فرمایند: نیه الشرک فی امتی اخفی من دبیب النمله السوداء علی الصخره الصماء فی اللیله الظلماء، شرک، پنهان‌تر است از صدای پای مورچگان کوچک بر روی سنگ صاف در شب ظلمانی و کم‌ترین درجه شرک این است که ظلم (ظالمی) را دوست و عدل (عادلی) را دشمن بدارد. (المیزان، ج ۳، ذیل آیه ۱۳ سوره آل عمران نقل از الدر المنثور، ج ۲، ص۷۱)

حضرت پیامبر (ص) بر امت از شرک خفی و نهان می هراسید. ایشان در این باره نیز فرمودند: ان اخوف ما اخاف علیکم الشرک الاصغر. قالوا: و ما الشرک الاصغر یا رسول الله؟ قال: الریا، یقول الله تعالی یوم القیامه اذا جاء الناس باعمالهم اذهبو الی الذین کنتم ترائون فی الدنیا، فانظروا هل تجدون عندهم من جزاء؟!؛ خطرناک‌ترین چیزی که از آن بر شما می‌ترسم، شرک اصغر است. اصحاب گفتند: شرک اصغر چیست ای رسول خدا؟ فرمود: ریاکاری، روز قیامت هنگامی که مردم با اعمال خود در پیشگاه خدا حاضر می‌شوند، پروردگار به آن‌ها که در دنیا ریا کردند می‌فرماید: به سراغ کسانی که به خاطر آن‌ها ریا کردید بروید، ببینید پاداشی نزد آن‌ها می‌یابید»؟ ( بحار الأنوار، ج ۷۲، ص ۳۰۳)

کم‌ترین شرک این است که انسان کمی از ظلم را دوست بدارد و از آن راضی باشد و یا کمی از عدل را دشمن بدارد. آیا دین چیزی جز دوست داشتن و دشمن داشتن برای خداست؟ خداوند می‌فرماید: بگو اگر خدا را دوست می‌دارید مرا (دستورهای مرا) پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد.

آثار شرک

شرک چنان که گفته شد اقسام و انواع چندی دارد. آثاری که برای شرک گفته شد بسیار است، هر چند که ممکن است برخی از این آثار برای همه انواع نباشد، ولی شاید بتوان گفت که اگر هر یک از انواع آن درمان نشود در نهایت به شرک کامل ختم خواهد شد که این آثار بر آن مترتب خواهد بود. مهم ترین آثاری که برای شرک گفته شده است عبارتند از:

  1. اختلاف : شرک، زمینه ساز پیدایش اختلاف و تفرقه در جامعه ایمانى است.(نساء، آیات ۱۱۵ و ۱۱۶؛ انعام، آیات ۶۵ و ۶۶)
  2. از خود بیگانگی: شرک و بت پرستى، نشانه دگرگونى شخصیّتى و از خود بیگانگى انسان است.(انبیاء، آیات ۶۲ تا ۶۵)
  3. استکبار: شرک و بت پرستى، عامل استکبار و حق ناپذیرى است.(صافات، آیات ۳۵ و ۳۶)
  4. اضطراب: شرک به خدا، موجب گرفتارى آدمى به دلهره و اضطراب است.(آل عمران، آیه ۱۵۱)
  5. انحطاط: شرک، موجب انحطاط و سقوط انسان از منزلت انسانى خویش و قرار گرفتن در زمره چهارپایان(فرقان، ایه ۴۳) و هم چنین موجب فرو افتادن از اوج انسانیّت و تبدیل شدن به طعمه دیگران می شود.(حج، آیه ۳۱)
  6. بطلان اعمال: شرک، عامل بطلان و بى ثمر شدن اعمال مشرکان خواهد شد. یعنی هر عمل خوبی که نیز انجام می دهد این گونه آن را تباه می کند.(اعراف، آیات ۱۳۸ و ۱۳۹؛ هود، آیات ۱۳ و ۱۶)
  7. بی شخصیتی و بی آبرویی: هم چنین بر اساس آیات ۶۲ و ۶۵ سوره انبیاء و آیه ۴۳ سوره فرقان و ۳۱ سوره حج، شرک موجب بی شخصیتی و بی آبرویی مشرک است.
  8. پلیدی: هم چنین شرک موجب پلیدی و رجس شخص مشرک می شود. (اعراف، آیه ۷۱)
  9. تحقیر و حقارت: شرکورزى، مایه طرد و تحقیر مشرکان، در جهنّم است.(اسراء، ایه ۳۹)
  10. تحیر و سرگردانی : شرک به خدا، موجب تحیّر و سرگردانى آدمى است به طوری که نمی داند چگونه عمل و رفتار نماید و در فتنه ها در می ماند و حیران می شود.(انعام، آیه ۷۱)
  11. تفاخر: شرکورزى به خدا، موجب تفاخر و مباهات می شود که خود عامل بسیاری از مشکلات در زندگی بشر است.(کهف، آیات ۳۴ و ۴۲)
  12. جنگ : شرک، زمینه پیدایش جنگ و درگیرى در جامعه است.(انعام، آیات ۶۴ و۶۵)
  13. حسرت: حسرت و تأسّف، پیامد شرکورزى به خداست که در آیات ۱۶۴ سوره بقره و ۴۲ سوره کهف به آن اشاره شده است.
  14. خسران و زیان : شرک، مایه خسارت و از کف دادن سرمایه عمر می شود.(نساء، آیه ۱۱۹؛ اعراف، آیات ۱۴۸ و ۱۴۹)
  15. خوف: شرک به خدا، موجب گرفتارى به خوف و دلهره و ترس است.(آل عمران، ایه ۱۵۱؛ کهف، آیه ۴۹)
  16. دشمنی : شرکورزى، عامل دشمنى و خصومت مشرکان است.(بقره، آیه ۱۶۵ و ۱۶۶)
  17. کینه توزی: هم چنین شرک ورزی موجب کینه توزی میان افراد جامعه می شود.(مائده، آیات ۹۰ و ۹۱)
  18. ذلت و خواری: ذلّت و بى آبرویى، پیامد شریک پنداشتن براى خداست.(اعراف، آیه ۱۲۵؛ توبه، آیات ۱ و ۲)
  19. زوال نعمت: شرک ورزى به خدا، موجب زوال نعمت از آدمى است.(کهف، ایه ۴۲)
  20. سرزنش : مورد نکوهش و سرزنش واقع شدن، فرجام حتمى شرک و مشرکان است.(اسراء، آیات ۲۲ و ۳۹)
  21. سلطه شیطان: شرک ورزى، زمینه ساز سلطه و ولایت شیطان بر آدمى است.(نساء، آیات ۱۱۶ تا ۱۱۹؛ نحل، آیات ۹۸ تا ۱۰۰)
  22. شقاوت ابدی: شقاوت ابدى، پیامد شرک و ارتداد در دین است که در آیه ۲۰ سوره کهف به آن توجه داده شده است.
  23. در آیات قرآن آثار بسیاری دیگر چون غضب الهی، ظلم به دیگران، ظلم به خدا، مانع فضل الهی ، مانع از رحمت الهی، محرومیت از منافع اجتماعی و مناصب آن، مانع شکرگزاری، نزاع و درگیری، و مسایل بسیاری دیگر می شود که محرومیت از مواهب دنیوی و رستگاری از آخرت از جمله مهم ترین آنهاست.
درباره : علمی , علوم اسلامی ,
امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 2 نفر مجموع امتياز : 10

بازديد : 4
[ پنجشنبه 28 دي 1396 ] [ 19:26 ] [ mohsensilani ]
مطالب مرتبط
آخرين مطالب ارسالي
خطبه فدکیه تاريخ : سه شنبه 01 اسفند 1396
دشمن شناسي از منظر امام علی(ع) تاريخ : پنجشنبه 26 بهمن 1396
افزایش ۵۰۰ درصدی اعتیاد دانشجویان تاريخ : پنجشنبه 26 بهمن 1396
منافقان در نهج البلاغه 1 تاريخ : دوشنبه 23 بهمن 1396
در محضر استاد تاريخ : دوشنبه 23 بهمن 1396
تبریک به سوریه تاريخ : شنبه 21 بهمن 1396
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
.: Weblog Themes By roztemp :.

موضوعات
اخلاقی
شعر
خبری
نهج البلاغه
اعتقادی
حدیث
سیاسی
قرآن
علمی
تاریخی
حوزه علمیه
متفرقه
اجتماعی
دفاع مقدس
احکام
فیلم
قوانین
بیانات مقام معظم رهبری
معرفی کتاب
فرقه ها
سپاه پاسداران
جست و جو

رزتمپ