close
تبلیغات در اینترنت
close
تبلیغات در اینترنت
امام رضا علیه السلام عالم اهل بیت علیهم السلام
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 3744
کل نظرات : 95

بازديد امروز : 329 نفر
بارديد ديروز : 233 نفر
بازديد هفته : 2,413 نفر
بازديد ماه : 3,218 نفر
بازديد سال : 4,258 نفر
بازديد کلي : 71,473 نفر

افراد آنلاين : 0
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
مطالب پربازديد
علمای اصفهان بازديد : 129
روزنامه ها بازديد : 123
عقل آزاد بازديد : 111
کپسول تیشوک بازديد : 105
نظرسنجي
آیا مطالب سایت مفید است؟




لينک دوستان
آخرین مطالب ارسال شده
پيوندهاي روزانه
حدیث (146)
کدهاي اختصاصي
دوستان سایت

خوش آمدید

پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com

امام رضا علیه السلام آمده اینها را بررسی کرده، فرمود شما دشمن های فراوانی دارید و بدترین دشمن را در درون شما ذخیره کرده است؛ دوستان فراوانی دارید، بهترین دوستان را شما در درون شما ذخیره کرده است. هیچ دشمن بیرونی به اندازه دشمن درونی نیست و هیچ دوست بیرونی هم به اندازه دوست درونی نیست. انسان بیش از یک دوست ندارد و آن عقلش است، بیش از یک دشمن ندارد و آن هوسش است. اگر عقل دوستانه به حمایت انسان برخاست انسان بیراهه نمی رود! حضرت نفرمود عقل هر کسی دوست اوست، بلکه فرمود دوست هر کسی عقل اوست.

امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرمود: «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی»،[1]بعد سوگند یاد کرد که اگر یک محکمه قضایی به پا شود و کلیمی ها حضور داشته باشند، مسیحی ها حضور داشته باشند، مِلَل و نِحَل متفرّق حضور داشته باشند، من آن قدرت علمی را دارم که بین یهودی ها به تورات آنها حکم کنم، بین مسیحی ها به انجیل آنها حکم کنم و بین هر فرقه ای برابر کتاب آسمانی آنها حکم کنم؛ این بیان نورانی از وجود مبارک امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نقل شده است، منتها اتفاق نیفتاده یک صحنه و همایش و گفتمان بین المللی رخ نداد تا وجود مبارک امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) بین این مِلَل و نِحَل برابر کتاب های آسمانی آنها داوری کند؛ ولی برای وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) این حادثه اتفاق افتاد؛ یعنی یک حکومت مرکزی در ایران و در خراسان با قدرت حکومت عباسیان تشکیل شد که تمام مِلَل و نِحَل را مأمون عباسی دعوت کرد و وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) را هم فرا خواند تا در برابر مسیحی ها و یهودی ها و سایر مِلَل و نِحَل، برابر نظر و آرا و احکام الهی آنها عمل و حکم کند. وقتی وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) این دعوت را تلقّی کرده است، برخی ها گفتند وقتی که دانشمندان مِلَل و نِحَل گوناگون به حضور شما آمدند، شما چگونه جواب می دهید؟ فرمود من بین اینها برابر کتاب آسمانی اینها نظر می دهم، نه تنها مسائل قضایی مالی و حقوقی، بلکه در معارف و اعتقادات و اخلاق و امثال آن را هم این چنین عمل می کنم؛[2] لذا وقتی با یک مسیحی مناظره می کرد، از انجیل آنها کاملاً سخن می گفت و اگر با یک کلیمی صحبت می کرد، از تورات آنها سخن می گفت؛ این می شد «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی»؛ یعنی آنچه برای امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) اتفاق نیفتاده بود، برای وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) اتفاق افتاد؛ لذا ایشان شهرتی به عنوان عالِم اهل بیت یافت؛ این عالم اهل بیت برای ظهور آن است، وگرنه تمام ائمه(علیهم السلام) عالم اهل بیت، عالم به علوم الهی و عالم به کتاب های آسمانی هستند؛ منتها برای همه آن اتفاق نیفتاده که بتوانند با مسیحی ها برابر انجیل و با یهودی ها برابر تورات آنها سخن بگویند؛ گاهی اتفاق مقطعی و موضعی می افتاد، اما یک جلسه رسمی که سلطان یک کشور همه علما را دعوت کند اتفاق نیفتاده بود؛ لذا وجود مبارک امام رضا(سلام الله علیه) به عنوان عالِم اهل بیت لقب گرفته است.

مطلب دوم آن است که این عالِم اهل بیت از درون و بیرونِ ما با خبر است! اینها مردان الهی، انبیای الهی و ائمه دینی میباشند؛ اینها کسانی هستند که از درون و بیرون انسان ها باخبرند! هیچکدام از اینها به مکتب نرفتند! همه اینها «نگاران به مکتب نرفته»[3]هستند که از همه علوم باخبرند. اگر او انجیل را ندید و نزد کسی نخواند ولی از انجیل باخبر است، درون ما را هم با تعلیم الهی آگاه است! بیان نورانی امام رضا (سلام الله علیه) این است که انسان دشمن های بیرونی و دوستان بیرونی هم دارد، اما هیچ دشمن بیرونی به اندازه دشمن درونی نیست و هیچ دوست بیرونی هم به اندازه دوست درونی نیست. درون کاوی وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) چنین است. آن بیانی که از وجود مبارک رسول گرامی (ص) رسید را حضرت تبیین و تشریح کرد. رسول خدا فرمود انسان بالأخره دشمن هایی هم دارد، ولی بدترین دشمن انسان همان هوس و نفس امّارهٴ اوست «أَعْدَی عَدُوِّک نَفْسُک الَّتِی بَینَ جَنْبَیک»؛[4] این هوس و این دل خواهی و این غرور بدترین دشمن است؛ زیرا در درون ماست، یک؛ ما را می بیند ما او را نمی بینیم کار شیطنت دارد که ﴿إِنَّهُ یراکمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیثُ لا تَرَوْنَهُمْ﴾،[5] این دو؛ چون در درون ما لانه کرده است از آنچه که میل و علاقه ماست باخبر است، این سه و چون می داند ما به چه چیزی علاقه مندیم، بَدلی آن را می سازد، چهار؛ آن بَدلی را به صورت یک تابلوی زرّین درمی آورد، پنج؛ ما را می فریبد، شش؛ وقتی ما را به دام انداخت، ما می شویم اسیر و او می شود امیر که از آن به بعد ﴿إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ﴾،[6] اما همه این چند مرحله قبلی برای ﴿سَوَّلَتْ لی نَفْسی﴾[7] است. ما قبل از اینکه به دام آن «امّارهٴ بالسوء» بیفتیم، گرفتار نفس «مسوّله» هستیم. «تَسویل» غیر از تلبیس و تدلیس است، آنها راه های فقهی دارد که در فقه اصغر از آنها سخن به میان آمده است، اما «تَسویل» یعنی طوری در درون انسان حیله گری کند، روانشناس و روانکاو ماهر باشد، بداند که ما از چه چیزی خوشمان می آید، یک؛ ابزاری که خوشایند ماست آنها را ـ بَدلی ـ شناسایی کند، دو؛ بَدلی آنها را جعل کند، سه؛ یک تابلوی زرّینی تهیه کند که تمام این زباله ها را پشت این تابلوی زرّین جاسازی کند، چهار؛ یک زرورقی از این خواسته های کاذب ما جلوی این تابلو بگذارد، پنج؛ به ما نشان بدهد که این کار، کارِ خوبی است، چون باور کردیم که این کار، کارِ خوبی است، اقدام می کنیم که بعد می بینیم در پشت آن زباله است.

وقتی وجود مبارک یعقوب گفت شما چرا این کار را کردید و برادرانتان را به چاه انداختید؟ وجود مبارک یعقوب گفت: ﴿سَوَّلَتْ لَکمْ أَنْفُسُکمْ﴾، وقتی وجود مبارک موسای کلیم به سامری گفت این گوساله پرستی چه چیزی بود راه انداختی؟ گفت: ﴿سَوَّلَتْ لی نَفْسی﴾. این [8]«تَسویل» یک کار عمیق علمی فلسفی دقیق است که در درون ما جاسازی شده است که با موعظه حل نمی شود، این با فنّ اخلاق حل می شود.

موعظه یک کار عوامانه است؛ دستور بدهیم که فلان کار بد را نکنید یا فلان کار خوب را انجام دهید، با موعظه جامعه عالِم نمی شود! اما فنّ اخلاق یک فنّ عمیق علمی است؛ نظیر فقه است، نظیر اصول است که روح را می شناسد، تجرّد روح را می شناسد، شئون روح را می شناسد، برنامه های روح را می شناسد، جاسازی های روح را می شناسد، بَدلی های روح را می شناسد تا بشود عالِم اخلاق! وگرنه با موعظه عوام را یاد می دهند، این علم نیست! فلان کار بد را نکن! فلان کار خوب را بکن! او ممکن است که یاد بگیرد، اما آن خطری که انسان را تهدید می کند، آن را این دو آیه مشخص کرد؛ موسای کلیم گفت آخر چرا گوسالهپرستی راه انداختی؟ گفت: ﴿سَوَّلَتْ لی نَفْسی﴾، این ﴿سَوَّلَتْ لی نَفْسی﴾ قبل از ﴿إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ﴾ است. ما تا ندانیم در درون ما چه دستگاه جعلی و بَدلی است، نمی توانیم خودمان را اصلاح کنیم. خیلی ها ﴿وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعاً﴾؛[9] خیلی از وقت است که انسان کار حرام و بد را انجام می دهد، اما خیال می کند کار خوبی است. برای اینکه ما کار حرام را انجام ندهیم، این بَدلی را با اصلی تشخیص بدهیم و خیال نکنیم این کار، کارِ خوبی است، چه راهی دارد؟ با موعظه حل نمی شود، بلکه با برهان حل می شود، با استدلال حل می شود، با روانکاوی حل می شود، با روانشناسی حل می شود! تا مراقبت نکنیم تا «حَاسِبُوا أَنْفُسَکمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا»[10]نباشد، تا ندانیم در درون ما چه خبر و غوغایی است فریب می خوریم. بعد از این «تَسویل» که گاهی برادرکشی را زیبا نشان می دهد و گاهی گوساله پرستی را زیبا نشان می دهد، وقتی «تَسویل» کارش را انجام داد و انسان به دام او افتاد، از آن به بعد این بیان نورانی حضرت امیر است که فرمود: «کمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ [عِنْدَ] هَوَی أَمِیر»[11] در جبهه جهاد درونی عقل می شود اسیر و هوای نفس می شود امیر، این هوس که عقل را به بند کشیده است، از آن به بعد ﴿إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ﴾ فرمان می دهد؛ لذا این شخص عالماً عامداً گناه می کند، برای اینکه اسیر است! اینکه فرمود: ﴿إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ﴾ نفس به مرحله امارت و امیر بودن می رسد، انسان وقتی که اسیر شد و مأمور شد، در برابر آن امر آمرِ قدرتمند کار می کند که از آن به بعد عالماً و عامداً دروغ می گوید! عالماً و عامداً ربا می گیرد! چرا؟ چون آنکه فرمان می دهد، دستور حرام می دهد.

بنابراین وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) آمده اینها را بررسی کرده، فرمود شما دشمن های فراوانی دارید و بدترین دشمن را در درون شما ذخیره کرده است؛ دوستان فراوانی دارید، بهترین دوستان را شما در درون شما ذخیره کرده است. این جمله را وقتی بخواهید به یک ادیب بدهید ترکیب کند، طبق بیان نورانی امام رضا فرمود: «صَدِیقُ کلِّ امْرِئٍ عَقْلُهُ»،[12] این خبر مقدم است و آن «عقل» مبتدای مؤخّر، این برای افادهٴ حصر است. نفرمود عقل هر کسی دوست اوست، فرمود دوست هر کسی عقل اوست؛ این تقدیم خبر که مفید حصر است، یعنی انسان بیش از یک دوست ندارد و آن عقلش است، بیش از یک دشمن ندارد و آن هوسش است. اگر عقل دوستانه به حمایت انسان برخاست انسان بیراهه نمی رود! حضرت نفرمود عقل هر کسی دوست اوست، بلکه فرمود دوست هر کسی عقل اوست! این تقدیم خبر مفید حصر است «صَدِیقُ کلِّ امْرِئٍ عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ»، بدترین دشمن ما جهل علمی یک، جهالت عملی دو، اینها دشمنان ما هستند. اینها آنچه را که ما دوست داریم بَدلی آن را جعل می کنند و همان را زیبا نشان می دهند که در مراحل اول به نام «تَسویل» است، وقتی ما را به دام کشیدند، از آن به بعد انسان عالماً و عامداً گناه می کند؛ می گوید نمی توانم خودم را کنترل کنم. این بیچاره که می گوید من نمی توانم زبانم را کنترل کنم و چشمم را کنترل کنم، راست می گوید؛ ولی به دام افتاده! این بَدلی جعل کردن، اصیل را پشت سر گذاشتن و بَدلی را جلو انداختن کار نفس است و اگر انسان در این محاسبات در مراقبات، «رقیب» و «حسیب» خودش نباشد، گاهی ممکن است بَدلی را به جای اصلی تلقّی کند و آن وقت به دام بیفتد. کار امام رضا؛ یعنی عالم اهل بیت (علیهم الصلاة و علیهم السلام) همین بود، فرمود شما درونتان را مواظب باشید. قبل از اینکه بخوابید چند لحظه ای برنامه های روزتان را کنترل کنید که چه چیزی گفتید، چه چیزی شنیدید، چه چیزی نوشتید، چه چیزی خواندید، چه غذایی را فراهم کردید، چه کار می خواهید بکنید؟! مرزداری هر کسی به عهده خود اوست! به ما گفتند این مرزها را حفظ کنید! تنها مرزهای جامعه نیست که گفتند عالمان دین، مرزداران عقیده و افکار مردم هستند،[13]هر کدام از ماها باید مرزهایمان را حفظ کنیم! این مرزداری را وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) به ما آموخت که شما هر شب که می خواهید بخوابید چند لحظه بررسی کنید و ببینید چه کار کردید،[14]چون ماییم و ابدیت ما! بنابراین اینکه فرمود: «صَدِیقُ کلِّ امْرِئٍ عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ»، به ما نشان داد که دوستی و دشمنی چیست و روح قوی است که می تواند اینها را کنترل کند، از آن به بعد این ﴿إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ﴾ به اسارت گرفته می شود «انّ العقل لامّارٌ بالحُسن» آن وقت چنین چیزی می شود که به ما فرمان کار خوب می دهد. بعضی ها به آسانی کار خوب را انجام می دهند و خیلی برایشان سهل است؛ به آسانی راست می گویند، به آسانی چشم و گوش خود را مواظب هستند، به آسانی غذایشان را مواظب میباشند، خیلی برایشان آسان است! به آسانی راه حلال و تقوا را طی می کنند، چون دیگران

درباره : حدیث , حدیث از ائمه ,
امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 1 نفر مجموع امتياز : 5

بازديد : 0
[ جمعه 18 خرداد 1397 ] [ 16:48 ] [ mohsensilani ]
مطالب مرتبط
آخرين مطالب ارسالي
کسب رضایت امام زمان (عج) تاريخ : جمعه 18 خرداد 1397
عالم بی عمل 1 تاريخ : جمعه 18 خرداد 1397
اخلاص در دعا و سببیت اسباب وجودی تاريخ : جمعه 18 خرداد 1397
روز قدس1 تاريخ : پنجشنبه 17 خرداد 1397
اعمال شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان تاريخ : پنجشنبه 17 خرداد 1397
فضائل شب 23 ماه مبارک رمضان تاريخ : پنجشنبه 17 خرداد 1397
بررسی آثار فردی و اجتماعی حجاب 1 تاريخ : سه شنبه 15 خرداد 1397
اعمال شب بيست و يكم ماه مبارك رمضان تاريخ : سه شنبه 15 خرداد 1397
نباید از رجزخوانی دشمن ترسید تاريخ : سه شنبه 15 خرداد 1397
غنای 20% اورانیوم در کشور یعنی برد برد تاريخ : سه شنبه 15 خرداد 1397
چه کسانی به پیشرفت هسته ای لطمه زدند؟ تاريخ : سه شنبه 15 خرداد 1397
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
.: Weblog Themes By roztemp :.

موضوعات
اخلاقی
شعر
خبری
نهج البلاغه
اعتقادی
حدیث
سیاسی
قرآن
علمی
تاریخی
حوزه علمیه
متفرقه
اجتماعی
دفاع مقدس
احکام
فیلم
قوانین
بیانات مقام معظم رهبری
معرفی کتاب
فرقه ها
سپاه پاسداران
جست و جو

رزتمپ